اینجا قم..  

ساعت ۴:۲۳ دقیقه...
هوا بسی سرد اما بی بارش..
چشممان اما.. بارانی..
 
سبب خیر شدیم امشب..
باشد ک سبب خیر شوید برای ما..
سلطان واسه همه پیش بی بی دعا کرد امشب..
واسه کنکور و درس..
واسه موفقیت تو کار..
واسه رسیدن به محبوب..
واسه خوشبختی تو ازدواج..
واسه رفتگان..
باشد ک مقبول واقع شود..
 
س.ن: شما دعا میکنید واسه سلطان؟؟!!
س.ن۲: یه نفس عمییییق اند مَن خوبِ خوبم..
همینا../.

ادامه مطلب  

شروع چندباره :)  

بعضی وقتا یه چیزایی که دلت واسشون تنگ شده رو فراموش میکنی تا وقتی دوباره حسشون کنی و بعد می فهمی چقدر دلت واسه این حس تنگ شده بود واسه روزایی ک همچین احساسي رو داشتی واسه گذشته واسه دوران مدرسه واسه اول دبیرستان واسه دوستات
توی این عصر تکنولوژی و شبکه های  اجتماعی رنگ و وارنگ دلت واسه بلاگفا تنگ میشه
خوشحالم که هنوز هستن کسایی که وبلاگای خاطره  انگیز دارنو هنوز همین جان
دلم تنگ شده
بی نهایت

ادامه مطلب  

عشق یک طرفه  

تو نبودی عاشق من ولی عاشق تو بودم،همه عاشقانه هامو واسه ی تو میسرودم،تو بمن وفا نکردی ولی هم پای تو بودم،همه عاشق من اما،دل سپرده تو بودم،چشم من واسه تو گریون چشم تو پی غریبه،نشدم آخر عزیزت واسه من خیلی عجیبه،خسته ام از دست کارات،عاشقی به تو نیومد،میرم وتنهات میذارم،دیگه صبر من سراومد،حیف اون روزای عمرم که به پای تو تلف شد،حیف اون شبا که تا صبح واسه خاطر تو سر شد،نمیبخشم تو رو هرگز چون منو بازیچه کردی،توی حرفات گفتی از عشق اما دیدم خیلی سر

ادامه مطلب  

اینا رو تو تقدیر ما آوردن وگرنه عادی نیست  

 
نشستیم سرکلاس درباره دلایل ازدواج حرف می زدیم و متاهلا فقط نظر می دادن یهو فاطمه(تیچرمون) به من گف نظر تو چیه؟ من حول کردم گفتم واسه من هنوز زوده :))))))
یکم بعدتر سوال به "دلایل طلاق" تغییر پیدا کرد،استاد جان دوباره نظر منو پرسید دهنمو باز نکرده بودم مرتضی گف واسه مهدیه هنوز زوده،میخوام بگم من تو هر موقعیتی و هر پوزیشنی باشم یکي پیدا میشه که از کل جمع حاضر فقط سر به سر من بزاره،اینا رو کف دست ما نوشتن

ادامه مطلب  

باران و نسیم  

قباد دیوان سالار :
باز دلم خوشِ تو این شهرِ (شهرزاد)
بارون که بباره هم واسه اون می باره هم برای من
نسیم که بوزه هم واسه اون می وزه هم واسه من
می بینی نصرت ته عاشقیت آدمو می کشه به ورطه شاعریت ، حرفام واسه خودمم عجیبه .
هم واسم شیرینه هم جیگرمو الو میده
قسمت 2 فصل 2  شهرزاد

ادامه مطلب  

ر  

موردهایی که محق تشکر هم باشم تشکر نمیخام چه برسه همچین چیزی.
فقط تو متنفر نیستی خودم بیش از همه متنفرم
اینام ننوشتم که ازم تشکر بشه یا دلداری بشم یا آرومم کنن
واسه توجیح هم ننوشتم همون اولم گفتم حقمه.
این غلط تمرین چیزیه که باید در مورد من اصلاح بشه
که دست و پا بسته ی انجام هیچی نمیشم و همچنین دست و پا بسته ی  انجام ندادن هیچی هم نمیشم یعنی خودخواهی کامل می‌دونم..
واسه همینم میگم باید اصلاح بشه
درگیر شدن و درگیر موندنشم اون زمان کاملا اراده ی خ

ادامه مطلب  

قول دروغ  

تموم حرفهای عاشقونمو دونست و رفت،زیر قول های موندنش زد ورفت،همه آشناهام میگفتن میره،پیش چشمشون بار رفتن رو بست،بهم خندیدن و گفتن  اون دل نبست،اگه عاشقت بود چرا دل شکست؟منو سرزنش کردن واسه اشتبا،نبودن آخه تو خلوت ما دوتا،ندیدن همه لحظه هام با تو بود،همه آرزوهام برای تو بود،ندیدن تو هم پیش من بود دلت،و من اشتباه کردم تو رو باورت،ندیدن چطور قول موندن دادی،ندیدن چطور واسه من جون دادی،برای دلم قول موندن دادی،واسه شعر چشمام قول خوندن دادی،زد

ادامه مطلب  

دُهُــل  

صدایِ دُهُـــل از دور خوش است...
آقا اینو قاب بگیرید بزنید پشـــتِ پلکـــــِ چشاتون..
تا یه کسی یا یه چیزی رو دیدی که از دور خوش است..
یه پلک بزنی.. ببینی ناخوش است..
اونوقت منو دعا میکنی بابتِ این هدایتِ به راه راستی ک شدی...
 
واقعا همینجوریه..
یه سری از افراد فقط واسه چند ساعت خوبن..
واسه یه ناهار..
یه مهمونی..
بماند ک بعضیا واسه همین اندازه هم خوب نیستنا..
دورادور یه سلام کنی و تمام...
 
س.ن: چقد بدن اینجور آدما بخدا.. اند آی ام از همین آدما !!!!!
س.ن۲: قدر

ادامه مطلب  

پولی  

که لیلا بهم کمک میکنه قسمتی از مشکلاتمو حل میکن .شاید کوچیک ولی خوبه.مامان سختش خرج ی چیزایو بد.با پول لیلا میخرم.داشتم بهش میگفتم لیلا پول واسه خودت کم نباشه هرماه پدر مادرش۲۰۰تومن بهش میدن که باید خرج رفت وآمد به دانشگاهش.کتاب و لباسشم بد.بهش گفتم واسه خودتم کم لیلا .خجالت کشیدم که اون سختی بکشه من با پول اون ولخرجی کنم برای همین سعی می کنم این۵۰تومن پولو کم مصرف کنم .شاید بشه پس اندازم کنم واسه روز موادا.نباید ول خرجی کنم.اگه یدفع لیلا بگه پ

ادامه مطلب  

نامه اى به ......  

+ یكى میگه "عرقیات بخور" میگم "واسه چى؟" میگه "واسه اعصابت، عصبىِ بى اعصاب" میگم"همینجور بى اعصاب راحت ترم" ! نمیفهمه اعصاب رو عرقیات خوب نمیكنه، نمیخواد باور كنه ، حق داره البته ، از كجا باور كن من دیگه بچه اى نیستم و ببینم و بشنوم و فراموش كنم به راحتى :)) 
 
+ رمز؟ بیخیال مگه مهمه :))
اونى كه واسش مهم باشه پیداش میكنه :) "تعدادِ مخاطبین، صفــر!"

ادامه مطلب  

سیستم مریض مردنی  

1.
دختره برگشته میگه بچه کجایی اصلا لهجه نداری؟
میگم فلان جا
تعجبش بیشتر میشه و بیشتر انتظار داره لهجه داشته باشم :| .. نمیدونم ولی کلا از اولشم لهجه نداشتم.. قبل از اینکه بیام تهران اصلا..
2.
امروز میخواستم برم موسسه دیگه گفتم سر راهم برم استعدادهای درخشان و بنیاد نخبگان کارای آقامو هم انجام بدم.. 
ینی فقط به این سیستم میتونم بگم Shame...
بهش میگم عزیزدلم هیشکي قدر امثال تورو نمیدونه! رتبه تک رقمی کنکور سراسری مملکت بودی, نخبه هستی, فلان رزومه رو دار

ادامه مطلب  

کنسرت فرزاد فرزین  

دیشب رفتیم کنسرت فرزاد فرزین رو.خیلی خوش گذشت.گروه شوک به نظرم عالی هستن و خود فرزاد هم که معرکه ست.
خیلی هم خوش اخلاقه حالا علاوه بر خوش صدا بودنش و... بعد از کنسرت هم رفتیم واسه شام مرغ و کباب ترکي خوردیم. و بعد توی راه با انرژی زیاااد کلی موزیک گوش کردیم و اینا. 
خلاصه خیلی خوش گذشت خداروشکر :)
امروز هم یکم کار واسه پروژه انجام دادم و یکمم واسه گرافیک. تصویر سازیم تقریبا تکمیل شده مونده یکم جزییات.بسته پستی سخت افزار هم اومده و باید کم کم نوشتن

ادامه مطلب  

جاتو به کسی دیگه میدم  

مرور زمان جایگاه ادمها رو عوض میکنه 
میتونه یکيو از اون بالا بیاره پایین 
یکيم از پایین از اون ته ته های دل ادم بیاره بالا و عزیز کنه 
ناراحتم من کار بدی نکردم اما شما باهام بدبرخورد کردی گغتی بی احترامی کردی از حدت گذشتی.. .
دوستت ندارم دیگع..  ببخشید اما جا تو میدم به کسی دیگه 
ناراحتمممممممممممممم 
بغض دارم ... خوبه که اینجا رو دارم واسه خالی شدن واسه درد و دل 
من بالا میرم یه روز.. . یه روزی دور میشم ازتون.. . 
تنهایی گاهی انتخاب ماست. لازمش دار

ادامه مطلب  

خدانگهدار  

خدا نگهدار واسه تموم حرفات،خدانگهدار واسه زخما و دردات،خدا نگهدار ولی هیچوقت بر نگردی،همیشه یادت باشه چه ظلمی کردی،حق داری بشی پشیمون،حق داری به پام بیافتی،خدا نگهدار نمیخوام یادم بیافتی،نمیخوام بازم ببخشم،نمیخوام بشم دیوونه،خدا نگهدار نبودی برام نمونه،هرکار بدی که کردی نکردم سرت تلافی،ولی اینبار من میرم بدون حرفی،خدا نگهدار بعد من کي میشه یارت؟کاش بجای خوبیه من اون بده خیلی آزارت،خدا نگهدار اما نباشه امید دیدار،دل خستم نمیخوا عشق

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و نودم  

میدونی من اعصاب ندارم خیلی خیلی آروم پیش میری ...
میدونی چیه اگه یه پسری دلش بخواد کار بد بکنه بعد اصن اعصابش نمیکشه شش ماه عاشقی کنه
هفت ماه کمین کنه در نهایت باهم دوس بشید و ...
راستش کاشکي برعکس بود کاش اولش آدم ها با هم کار بد میکردن بعدش تصمیم میگرفتن که دلشون همدیگه رو میخواد یانه
حداقل اینجوری بخاطر کار بد همو سرکار نمیذاشتن و فریب نمیدادن
حداقل میفهمیدن که همدیگه رو دوس دارن یا کار بد رو ...اونوقت کسانی که میماندن واقعی ماندنی بودند .
و با

ادامه مطلب  

395. شاید معجزه  

شایدم معجزه همون گریه زیر برف بود، شب که اومد و آیفون زد گفت میخوای بیای برف ببینی ؟ گفتم اره و رفتم. ناراحت بودم ولی رفتم‌ اومدیم تو عوض شده بود کلی ببخشید و من اعصابم ضعیفه و این حرفا. بازم مثل همیشه تموم شد. باید صبر کنیم ببینیم کي دوباره آتش فشان فوران میکنه و خراب میشه سرمون. فعلا که خوبيم خداروشکر
واسه کارم دعا کنید باز همه چی باهم قاطی شد

ادامه مطلب  

اندر احوالات دلتنگی پنج‌شنبه‌ها  

   از وقتی که بچه بودم از این که روزا رو به خاطر موقعیتشون تو هفته قضاوت کنم یا باعث بشه ازشون بدم بیاد، بدم میومد. روزای هفته که گناهی نکردن اگه ما شنبه‌ها روز اول کاریمونه، اگه ما چون ملت تنبلی هستیم از صبحا شنبه بدمون میاد. دنیای کودکي بود و بدون جو زندگی تو دنیای آدم‌بزرگا و دردسرای زندگی به عنوان بزرگسال، فکر می‌کردم قهرمانم و به خودم قول داده بودم که آدم‌بزرگی مثل بقیه آدم‌بزرگای دوروبرم نباشم. به خودم قول دادم که آدم‌بزرگ عبوس

ادامه مطلب  

مدل من  

جدیدا فهمیدم من از این مدل آدم هایی  هستم که صبح هوا تاریکه باید از خونه برم بیرون , شب هوا تاریکه برگردم و از شدت خستگی و حجم کار بیهوش شم ... 
هر وقت غیراز این باشه حالم بد میشه , یه روز یه ذره فقط یه ذره برنامه ام سبک باشه به شدت بد حال میشم .... فکر کنم بعده ها باید برم دو شیفت کار کنم تا جون از بدنم در بیاد ولی ارزشش روداره , به این که انقدر مشغول شم که هیچ فرصتی واسه هیچ فکری و کاری نداشته باشم !
هر چی فکر می کنم بد حالیم دلیل دیگه ای نداره ..  من خیل

ادامه مطلب  

دلتنگی  

سلام .....خیلی دلم واسه اینجا تنگ شده........
دلیل اینکه نیومدم زیاد سربزنم این بود که اصلا چیزی واسه گفتن ندارم.....
زندگیم خداروشکر خوبه و خیلی بهم خوش میگذره....بابام رفته کربلا خوش به حالش ایشالا همه باهم بریم ...شماهم قسمتتون شه برین.......
 
همه چی خوبه اما........یه چیزی گاهی وقتا اذیتم میکنه.......اینکه چرا طرف مقابل که دلایلمو براش توضیح میدم درک نمیکنهـ......فکرخودشه.....
پس من چی....احساسم چی میشه.....من امادگی حجم این اتفاقات رو نداشتم .....
 
خودشم خوب میدو

ادامه مطلب  

فاز دپرسی !  

گاهی ادم ها دلیل ناراحتی نیستن , جرقه ی ناراحتی هستن ... مثلا خیلی بی منظور یه سوال می پرسن که یه مساله ی نسبتا بی ربط و ناراحت کننده تو ذهن تداعی میشه ... 
آقای منشی امروز یه کوه سوال از من  پرسید بماند که من طبق معمول و عادت همیشگیم به هیچ کدوم از سیل سوالات اون بزرگوار جواب ندادم,اصولا من اعتقاد به جواب دادن به سوالی که نه سودی واسه من داره نه دیگران , ندارم !!! بین این سوالاشون به سوالی پرسیدن که منو پرت کرد به گذشته ی دور .... یه سری مسائل یادم اوم

ادامه مطلب  

84.  

ساعت ۱:۱۶ :)
یک ربعی هست وضو گرفتم و اومدم تو اتاقم که نماز بخونم ولی انقدری که سرد بود به آغوش گرم بخاری فسقلی‌م پناه بردم!!
ساعت ۶ باید آتلیه باشم واسه هماهنگی امور ریزه‌میزه..
۶:۲۰هم که کلاس دارم..
قبلش باید کارتای باقی مونده رفقا رو به دستشون برسونم..
پلاک ماشینمون اومد

ادامه مطلب  

چرت نویس:)  

من میخوام با با وفاهام باشم....
بعد یکبارم شونه ام سر خسته ی اونهارو مهمون کنه....
یکم واسه اونها وقت بگذارم....
بعد می بینم دقیقا همین امروزی که من پیششونم و پیش زیبا نیستم زیبا هم تنها داره تو محوطه متفکرانه قدم میزنه....
خودم از تنها بودن و تنها قدم زدن چندان خوشم نمیاد و دوست ندارم اونم تنها باشه گرچه واسش فرقی نمی کنه
اما من به نسیم گفتم اگر وفادارم میخوام وفادارای زندگیم رو نگه دارم....
دیگه تو چشمای سحر تو ذوق و شوق رو نمی بینم حتی ......
و اینکه م

ادامه مطلب  

پارسا و سپی  

قیافه زیبا بچگونه است
امروز بهم میگفت اینا قدر سنشون نیستن
حالا جالبیش اینجاست که ۷۰ درصد حرفای منو زیبا اصلا نمی فهمه
بهش گفتم دیگه اینو نگو
خودم که نه ولی دیگران شاید یک وقت بهش ایراد بگیرن..... اونوقت ناراحت میشه
از ترس زیبا و حسودی کردنش زنگ نماز که رفته بود نماز بخونه رفتم پیش دوستام....
موقع برگشتن هم سحر جلوم بود جرئت نکردم بزنم پشتش و دستش رو بگیرم با هم بریم:)
زیبا خیلی حساسه روی این قضیه
فکر می کنه من منحصرا باید مال اون باشم...
آره من در

ادامه مطلب  

بحث اون شب  

اون شب سر دختر همسایه بود بحث 
بابا میگه من با اونا قهرم (یعنی باباش) واس چی اومده خونه من .
کلی بحث کردم ک شما با پدرش قهری و قهر شما به من مربوط نیس 
این حرفها و بی منطقی های بابا....
 
گفتم واسه دندونت از اون استفاده کن

ادامه مطلب  

255  

دی ماهه نازنینم.. 
لطـفا آرامتر کنارمان باش
برای رفتن هـیچ عجله ای نکن
تنها ماه‍ی ه‍ستی ک توش واسه هر دمو بازدمم لذتِ خالص ۹۹٪ میچشم. 
روزام توش فرق داره
همه چیز به طرز عجیبی دوست داشتنی تره 
و انرژیِ من به طرز غریبی به اوج خودش میرسه.. 
+ :) 
+♥

ادامه مطلب  

روز مرگى ها !اصلا  

+ مشغول امتحاناتم شدید ، زندگیه دیگه، مثه برق و باد شب میره صبح میاد ، فرار میكنن از هم ماهم میشینیم نگاشون میكنیم :/  گم شیم تو امتحانا حداقل تا راحت شیم از حاشیه هاى دور و برمون یكم، با همه استرساش یوقتا واسه فرار از تو شلوغى بودن خوبه :)  ....
+ فعلا كه هم اینجا پابرجاست، هم من پابرجا، كى میدونه شاید من عمرم حتى قد نده كه اینجارو نابودش كنم :)) شاید روزى برسه كه من نباشم و این صفحه ى خط خطى پابرجا ! ( دلم كه نمیاد، ولى شاید واسه شروعِ پا گزاشتن رو دل

ادامه مطلب  

می گذرد روزگار  

در واقع امروز از سیما پرسیدم قبلا هم اینقدر باهات بود.....؟
مطمئن شدم دم دمی مزاجه
علتش رو ازم پرسید
دلیلی واسه پنهان کردن حقیقت یا نگفتنش ندیدم
گفتم آدم حساسيم 
شاید مشخص نباشه ولی خودم می دونم وابسته آدمها میشم و میخوام ببینم به دوستی متعهد هست یا نه
میخوام بدونم باید رفتارم و افکارم و طرز برخوردم چجوری باشه
کيمیا راست میگفت
حق داشت که میگفت پریسا پریسا کردنش خستم کرده بود.
امروز بهم گفت به حساب دعای سمیه آرزوم گرفت و الان با سمیه است.
هر روز

ادامه مطلب  

 

این که یه سری چیزا و حرفا رو پامیشم میام اینجا میزنم فقط واسه اینه که اگه توی کانال بگم یکي درجا فور میکنه میگه چته 
گاهی وقتا من یکي نیاز دارم هیچ کي به جز اونی که مدنظرمه به حرفم توجه نکنه 
اما متاسفانه همه حرفامو میبینن جز خودش 
تف توی زندگی بلاتکلیفم

ادامه مطلب  

جریمه  

امروز چندتا از کانالای وقت گیری که بهشون معتاد شده بودم رو حذفیدم. البته دیروز قسم خوردم که اگه اینکارو نکنم یه جریمه ی خیلی سنگین بشم. جریمه ش مالی بود و خیلی موثر. واسه وبگردی هم جریمه ی نیمه سنگین گذاشتم و تو این اوضاع نمی تونم اصلا ریسک کنم. این شد که تنها راه آپ کردن اینجا واسم موند. هههههههیییییییییی کجایی جوانی که یادت بخیر. این کارو کردم واسه اینکه دیگه از حجم زیاد اطلاعاتی که تو مغزمه خسته شدم. همش تصویر و رنگ و ایده های غیر عملی. این دف

ادامه مطلب  

پول خرج کردن  

گاهی وقتا فکر می کنم دلیل پول خرج نکردنهای ما از ضعف ایمانمون نشات می گیره حالا خوشبینانه ش از خسّته. بابا همونی هم که تو کيفت هست رو خدا رسونده ها، نکنه شرک خفی داری؟! حالا چرا فکر می کنیم اگه خرجش کنیم خزونه ی خدا قحطی می گیره، الله اعلم.
من یه کار هم بد و هم خوبی کردم. رفتم بازار برا خودم جنس خارجی خریدم. چیکار کنیم دیگه ما بی تقواها یه چیزی از دنیا که بهمون می رسه کلی حال می کنیم. ولی خدا وکيلی اگه ایرانی همون کيفیتش موجود بود حاضر بودم بیشتر پ

ادامه مطلب  

263  

به نظرم کتابای خوب
یا فیلمای خوب
یا حتی حرفای خوبو نباید پیشنهاد داد 
باید ادم خودش کشفش کنه 
وقتی خودت کشف کنی خوب بودنش به توان هزار میرسه
انقد که دوست داری بقیه هم ازش استفاده کنن
واسه همین دلم میخاد هدیه بدم بهت این کتابو
هدیه از من 
کشف از تو.. 
+♥
+دوست دارم

ادامه مطلب  

علوم و معارف اسلامی.....  

دلم میخواد گریه کنم
حالا که دیگه ازش گذشته
وقتی به کتابای رشته ی علوم و معارف اسلامی نگاه می کنم
افسوس می خورم....
من میون کارهام دنبال خوندن کتابای اینچنینیم اونوقت باید بشینم و فرمول فیزیک و شیمی و ریاضی حفظ کنم و زیست بخونم و استرس آینده و شلوغ بودن رشته تجربی رو داشته باشم 
با کنکوری که .....
من میخوام چیکاره شم؟:/
حیف واقعا:/
اگر یکوقت عهده دار فرزندی باشم بهش اجازه میدم خودش انتخاب کنه چی میخواد و بهش میگم حسن و ضرر هر رشته چیه تا با چشم باز ا

ادامه مطلب  

جاست آس...  

خب خب.. این دومی هم ک رفت..
ما موندیم و خودمون..
حس میکنم بار سنگینی از رو دوشم برداشته شد..
خدارا سپاس..
انقد سبک شدم ک از الان تو فکر تعطیلات نوروزم همی..
البته بماند ک فقط تا هفتم تعطیلم..
ولی خب یه هفته هم یه هفته است دیگه..
همینا.../.
 
س.ن : منتظر پیشنهاداتون واسه مسافرت هستم..
س.ن۲ : آرزوهاتون رو بکنید هدفتون.. سپس تفاوت را احساس کنید !!!

ادامه مطلب  

335  

من بر عكس اغلب خانم ها علاقه ای به خرید و هی بازار و مغازه و فروشگاه رفتن ندارم! بر عكس در صورتیكه لازم به خرید باشه تو اولین مغازه و با اولین انتخاب خریدم رو میكنم و تمام!! مثلا شب یلدایی برادر محترم قصد داشتن برا منو عروس یه كاپشن بگیرن من همون اول كه عروس پوشید گفتم خوبه و خودمم صرفا جهت انتخاب سایز تن كردم و تمام!! اما عروس چند مدل تنش كرد و حتی همون مدل انتخابی منو در سه سایز پوشید و بعد رضایت داد!! با ادمای سخت خرید ، خیلی خرید كردن سخته!! همز

ادامه مطلب  

۳۹۶. سفر دخترونه  

سفر که البته نمیشه گفت ولی چهارشنبه ظهر با دوست گلیم بعداز بیمارستان رفتیم اصفهان اونا اونجا ۱ واحد آپارتمان دارن واسه یه همچین مواقعی .. هم من لباس زمستونی میخواستم هم اون هردو هم تنها بودیم اینجوری شد که این برنامه ریخته شد. ۴ رسیدیم یه چایی خوردیم خوشگل کردیم و رفتیم بیرون از سرما نگم که استخوان سوز بود.. عصر اون روز خیلی ناامید کننده بود چون هم قیمتا سرسام آور بود هم لباسا خیلی زشت و کوتاه چندتا پوشیدم همش احساس ترکيدن داشتم توشون و شبیه خ

ادامه مطلب  

پیام اشتباهی  

سلام مجدد خدمت همه دوستان عزیزم مرسی از عزیزانی که لطف میکنن میخونن و کامنت میگذارن افتخار میدین دوستان عزیزم عارضم به خدمتتون که یار از دیشب اخلاقش بد شده بود،  سر ظهر خواستم به دوست عزیزی که امروز قرار بود یارش رو ببینه پیام بدم ، پیام رو اشتباهی فرستادم واسه آقای یار، حالا متن پیام این بود : سلام عزیزدلم خوبی؟ وقت بخیر خدا قوت. وای که چقدر حال  و هوات رو درک میکنم. امیدوارم اونجام مثل اینجا هوا ابری و دو نفره باشه حالش رو ببری، بو

ادامه مطلب  

بیا تولدم!  

به نام خدا
در ماه بسیار زیبایی به سر می برم. حس خوبی دارم. چون ماه با برکتیه واسه من. تولد حضرت معصومه، تولد امام رئوفم...هدیه روز دخترو هم از بابام گرفتم.بعدش تولد خودم. چون تو این ماه به دنیا اومدم.
پریشب تو رختخوابم به این فکر کردم که  این ماه یادبود نعمت وجود و هستی منه و چه خوبه که هر شب این ماه رو از خدا بابت این لطفش تقدیر کنم. حداقل زبونی. از اولین لحظه که خواست من باشم .از لحظه به لحظه ای که اراده کرد من باشم. از ذره ذره ی حیاتی که بهم تزریق ک

ادامه مطلب  

اینم حکایت ما!  

مهیار دیگه شورشو در آورده. یعنی تابلو داره نشون می ده از جاوید بدش میاد.
یه بحث حسابی هم سر یه مساله کاری داشتن. همه شم تقصیر مهیاره.
البته کسی نفهمید فقط خودشون دوتا بودن. بعد مهیار واسه اینکه جاوید رو پیش من
خراب کنه اومد گفت جاوید می خواد اخراجم کنه واسه منافع شخصی.
باورم نمی شد جاوید همچین کاری کنه. ولی دیدم واقعا مهیار داره اخراج می شه.
دروغ نگم یه کم ذهنم نسبت به جاوید مردد شد. نمی تونستم هم برم و ازش بپرسم.
دیشب خودش بهم گفت دلیل اینکه حکم ا

ادامه مطلب  

قصه هوس  

توی تنهاییام راه نمیدم کسی چون راحتممن همونم که دل بریده از رفاقتمعشق آدما برای من یه هوسهواسه این تنهاییام برای من مقدسههرکسی اومد نشد برام حتی رفیق نیمه راهعشق پاک رو من فقط دیدم تو قصه هاتوی این دوره زمونه خیلیا فقط هوس رو دوست دارناما از روی دروغ اسم اونو عشق میذارن
کاش میشد که پاک کنیم دنیا رو از این آدماجاش بیاریم ادمایی با قلب پاک و بی ریا

ادامه مطلب  

10:31  

از همون اولشم شما ادم معمولیا با من متفاوت بودید از همون اولم ازتون عنم میگرفت 
این بچه گربه هارو مظلوم و بی سرپناه و گرسنرو با سنگ میزدید منم هعی حرص میخوردم داد میزدم نزنید مادر جنده ها 
بعد یه توله ادم میدید غش میکردید براش نیشتون باز میکردید عنشو واسه ادویه میریختید تو غذا
+ هنوزم همون مادر حنده اید :)

ادامه مطلب  

بازگشت...  

سلام...
خیلی وقته آپ نکردم.. 
شاید بگین اخرین پستم شهریور ۹۶ بوده اما ..
تابستون، مهر ، آبان ، آذر و مشروطی...!
هر چه بود گذشت .. 
مهم الان هست..
آدمایی که الان تو زندگیم هستند ..
اتفاقاتی که الان برام میفتن..
مشکلاتی که الان باهاشون دست و پنجه نرم میکنم..
مهم همه اینها هستن...
 
راستش دلم واسه وبلاگ نویسی تنگ شده بود..
الان که دوره‌ی اینستاگرام و تلگرام شده کسی دیگه وبلاگ نمیخونه..
کامنت نمیذاره..
نمیگه من آپم..
نمیگه منو ادد کن تو لینکات..
نمیگه تبادل بز

ادامه مطلب  

به خدا انصاف نیست  

به خدا انصاف نیست
ما یه مرغو چهار قسمت میکنیم بعد هر قسمتو توی یه وعده سه نفری میخوریم آخرشم سر ماه کم میاریم بعد طرف به سگ یا گربه اش گوشت خالص میده
خدایا این انصافه ؟ به خدا انصاف نیست
مساله فقط خودم نیستم ، به خاطر دیگران هم ناراحتم !
خب شاید یکي بگه 200 تومن نده اینترنت بشین مرغ بخور
اولا من نهایت سه ماه یکبار 200 تومن اینترنت میخرم اونم چون حجم ها یجوری هستش که هر چی بیشتر میخری به صرفه تره !
دوما ، من مگه آدم نیستم ؟ این اینترنت هم دانشگاهه م

ادامه مطلب  

454  

خسته شدم از منتظر موندن واسه ادما ....انقدر ک منتظر موندیم دیگه نمیدونیم واس چی منتظریم ....! دیگه تموم....مگه نگفتی دیگه بزرگ شدی ..مگه نگفتی عاقل باشی..مگه قرار نبود دیگه خیالبافی نکنی...دیگه بزرگ شدم...دیگه بچه نیستم ..۲۲ سالته دختر...

ادامه مطلب  

بی تو بودن  

بازم هق هق گریه های شبونه،بازم بی تو بودن،سکوت تو خونه،از اون روز که رفتی دلم غصه داره،مث بارون اشکام میباره،نبودی ببینی چه زجری کشیدم،هنوز تار موتو به دنیا نمیدم،روزا تو خیابون نگام چشم به راهت،شبا توی تنهایی وخاطراتت،بازم نور شمع وصدای گیتارم،بازم دود وبوی سیگارم،میدونم تو هم مث من بی قراری،واسه دیدنم لحظه رو میشماری

ادامه مطلب  

جایگاه!  

من، نمیدونم چطور
نمیدونم چرا
اما
انگار پدر رو خیلی ها میشناختند...
انگار خیلی بیش از تصور من، 
خیلی بیشتر،
ادمهایی، بخاطرش وقت گذاشتند،
اومدند
رفتند
دقایقی از وقتشون رو، به ما تخصیص دادند
کوچه های هر دو طرف، پر از تاج گل شده است
و اینها همه باعث شده اقرار کنم، واااااقعا نمیدونم چه تعداد باید واسه فردا تدارک ببینم!
کسی ریسک همفکری هم نمیکنه حتی!
نامردها

ادامه مطلب  

رفاقت ها!  

منتظرم بار میوه خالی بشه. میوه بخرم واسه عصر.
پدر، طبع و ذایقه ترشی داشت. خیلی ترش! از چمران که اومده خونه، هرچی براش پرتقال خریدن، حال نکرده. زنگ زده به رفیقش، عمده فروش میوه، که فلانی اینها بلد نیستند پرتقال ترش بخرند، برام بیار.
یارو، سر ظهر، بنگاهشو سپرده به شرکا، پرتقال برده در خونه ما!
 
 

ادامه مطلب  

چرا و برای که  

وقتی همیشه تنها باشی فرصت زیادیه واسه کارای زیاد واسه فکر کردنای زیاد راجع به مسائل گوناگون از گذشته و اینده نتیجه انکه وقت نمیکنی که بخوای درمورد این افکار و اعمال متنی بنویسی با عنوانی همچون دفتر خاطرات یه هر چیز دیگری که البته به نظر من اینها کاری است بسیار دخترانه .
ولی هنگامی که از قبل مفهومی بنام وبلاگ نویسی رو میدونی و از طرفی وارد جو ی به اسم دانشگاه میشی اونم با تمام حوادث و حواشی و اتفاقات جالب و بعضا عجیب و غریب و البته گاهی ناراحت

ادامه مطلب  

مهربوووووونم نگاهی کن که محتاج نگاه پر مهرتم  

                                  سلام آقا سلام یکي بدونم.. 
این معجزت رو که خوندم به مهربونیت بیشتر از قبل ایمان آوردم...چقدددر تو خوبی چقدددددر رئوفی عشقم پس من چی؟من که همیشه واسه زیارت اومدم و گاهی اوقات حاجتم یادم رفته تو حرم بهت بگم پس چرا؟؟؟؟این بار که بیام پابوس میدونم چجوری باهات حرف بزنم..آقا جان جوادت نگاهی....
معجزه ای که خوندم از این قرار بود

ادامه مطلب  

پوچ  

پر احساسای ضد و  نقیض
این روزا
این شبا
حس میکنم هیچوقت خودمو درک نکردم
همیشه از خودم توقع داشتم
و به اینکه شاید یه جاهایی حالم بده
هیچوقت خدا فک نکردم
حق و ب خودم ندادم
این آدم افتضاح این روزا
ک حوصله ی خودشو هم سر میبره
بی نهایت برام خسته کننده شده
 
 
پ.ن:کاش بارون میومد
دارم کم کم دیوونه میشم
کجا بارون میاد واسه یه سفر دو روزه؟

ادامه مطلب  

392.قبول میشم؟؟  

به شدت سرکار حوصلم سررفته، دوستامم سرشون شلوغه کار دارن،بیمارستان چشم نزنم اوضاع آرومه. منم الان حال هیچ کاری ندارم حتی درس خوندن :(
چرا درس میخونم؟ واسه آزمون استخدامی، واسه یه اتفاق که به نظر همه شدنش محاله ولی من میگم میشه. شهر خودم 1 نفر کارشناس تجهیزات پزشکي میخواد فقط 1 نفر. به نظر شما امید هست؟ اونم وقتی که از زمان ثبت نام تا آزمون فقط 1ماه فرصت داری تا این همه درس بخونی :/ حالا ببینیم چی میشه. همیشه میگن یه کاری با تمام وجود انجام بدی و نش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >