سر شلوغي  

خی لی وقت بود اینجا نیومده بودم كلی لتفاق افتاد تو این زندگی پر از دست انداز من
قرارداد رسمی مو با ولوو امضا كردم بالاخره و با شركت تموم كردم از اول فوريه شروع میكنم 
ادمی كه از پشت زده بود توسط نیروهای همیشه در صحنه دستگیر شد 
ماشینمو عوض كردم و ماشین جدید گرفتم
شب كریسمس نورا باهام نمیدونم چی بگم گفت كه همو نبینیم!!! 
یلدا با نورا (قبل كریسمس بود) رفتیم كافه ٥٣ و خیلی خوش گذشت (خندش این بود وقتی مریم استیج لایو بود تو اینستاگرام و من بودم یيهو

ادامه مطلب  

آهنگ تموم زندگیمی تو  

دانلود اهنگ ای عشق تموم زندگیمی تو پايه ثابت دیوونگیمی تو
آهنگ دیگری بشنوید از بند خوب ایرانی "ایوان باند" با عنوان " ای عشق تموم زندگیمی تو" که یک موزیک شاد مخصوص رقص میباشد و شما میتونید با دانلود اهنگ ای عشق باهاش برقصید و لذت ببرید.

متن شعر ای عشق تموم زندگیمی تو پايه ثابت دیوونگیمی تو ایوان باند
اسیر دام تو شدم وحشی و رام تو شدم دوباره خام تو شدم عشق دلیل هر هم هم تو به جون خریدم غمتو آخ که چه گرمه دم تو عشق ای عشق تموم زندگیمی تو پای ثابت د

ادامه مطلب  

——-  

رفتم كتابخونه...بی حوصله بودم یكم..ذهنم خیلی در گیر بود..حدودا یك ساعت موندم اونجا...دیدم حالم خوب نیست جزوه هام و موبایلم برداشتم رفتم پارك روبه رو كتابخونه نشستم...چشمم به جزوه ها بود ولی حواسم نه...يه اهنگ اروم گذاشتم...(اهنگ فرزاد فرخ هوای تو)..داشتم فكر میكردم چی شد كه اینجوری شد؟ دلیل..منطق...عقل...هیچكدوم حریف دلم نبود...دلم میخواست برم از اونجا..رفتم كتابخونه وسایلم جمع كردم از رو میز چادرم پوشیدم از كتابخونه زدم بیرون..با مامان تماس گرفتم..گف

ادامه مطلب  

ترس  

هر چه بیشتر قران میخونم بیشتر از خدا میترسم ، بیشتر به گناهام و خالی بودن دستم پی میبرم
یکی از دوستان وبی میگفت از خدا نباید ترسید خدا که ترس نداره ، دوست داشتنيه و ...
وقتی این حرفو زد جوابی براش نداشتم
اما حالا میفهمم که هر چه بیشتر خدا رو بشناسیم و نزدیک بشیم به همون اندازه ترس و عشقمون بهش بیشتر میشه
اگه فقط عاشقشی و به مرحله ترس نرسیدی بیشتر و بیشتر قران بخون و به ایاتش فکر کن
اگه به ترس از خدا رسیدی بیشتر از بیشتر قران بخون و به ایاتش فکر کن

ادامه مطلب  

خدایی ارزش ثبت شدن داشت  

هر چی نگاه میکنم که این خونه خونه ی کيه و سفره تو.کدوم خونه پهن شده نمیتونم تشخیص بدم بعد از کلی پایین و.بالا کردن يهو میفهمم که خونه جاری جانه که بالاخره به روی بازدیدکنندگان باز شده و توش مهمونی برقراره عکيها رو بیا و.ببین دسرها و پیش غداها و پس غذاها و خودعذا فکر کنم خودشونم از این عمل قهرمانانه تو شوکند که همون شب و.با اون تعداد از مراسم عکس گذاشتند و توی گروه های مجازی قرار دادن انشالله همیشه سفره شون اباد و دلاشون شاد باشه

ادامه مطلب  

سرد شدی درد شدی  

سهمم از عشق به تو
حسرت و فریاد شد...
دیشب
4 ساعت يه ریز گريه کردم
خودم به حال خودم خندم میگرفت
دو سه شب هست باز گريه...
هر بار که حالم یکم خوبه با خودم میگم دیگه قوی شدم گريه نمیکنم سر هرچی
ولی بعد يه شبایی...
این ترم واقعا خسته کننده ترین ترم کل کارشناسیمه
هر روز کلاس دارم
هر روز عصر بیرونم
این پاییز گوه هم که عصرش با شبش یکيه
میرسم خونه خسته ترین حالت ممکنمه
دلم میخاد از خستگی داد بزنم
وقتی هم دراز میکشم عذاب وجدان میگیرم: لعنتی درسات!
دارم تلف میش

ادامه مطلب  

Today  

خیلی دلم تنگ بود امروز خیلی زیاد .....
به خدا پناه بردم 
و چه عاشقانه بنده هاشو نوازش میکنه 
یعنی من امروز و دل تنگمو و نوازش های تو رو فراموش میکنم؟!
هیچوقت!
ازت سپاسگذارم ...سپاس گزارم 
+ خونه گرفتم! امروز مامان و بابای عزیزم لطف کردن و این همه کیلومتر راهو اومدن اینجا و برام خونه گرفتن و قولنامه و ...اینا! 
..ايه ی 29 سوره مومنون  :)
البته امشب رو خونه قدیمی می مونم چون بخاری رو نخواستم فعلا ببرم ک دخترا سردشون بشه. امشب همگی توو خونه قدیمی گرد بخاری

ادامه مطلب  

28  

ادم باید تو زندگی خودش قهرمان باشه
جوری که باورش بشه میتونه و يه نفر بهش تکيه کنه فقط يه نفر
زمانی که انقدر بزرگ شدیم که فقط یک عشق تو قلبمون باشه قهرمان زندگی خودمون میشیم
فقط کافيه عشقمون بهمون ایمان داشته باشه باورمون کنه
اما اگه اون يه نفر بشه چند نفر یا اینکه اون باوره نباشه
تو زندگی خودمونم سیاهی لشگریم که فقط دنبال حرف و حدیث مردمیم و راضی نگه داشتن دل همه

ادامه مطلب  

خونه ، خونه ، خونه ی سبز :)  

چقدر دلم واسه این مکان تنگ شده بود !
اومدم اینجارو چک کردم دیدم انگار زمان اینجا وایستاده ! زمان تو آخرین پست ِ حذف شده این وبلاگ وایستاده ! دیدم زمان تو منم ایستاده ، تو معز ِ من ، تو درون من ، تو زندگی من ... نمیشه که اینجوری ! میشه ؟! تار عنکبوتارو از گوشه کناراش بزنم کنار ِ یکم نازش کنم ، دل خودمم آروم میشه :)
 

ادامه مطلب  

تصمیم من!  

نگرانم!
تصمیمی که گرفتم و خواستم تنهایی خونه بگیرم 
حالا نمیدونم از پسش برمیام یانه !
حضور اون موش توو خونه خیلی نگرانم کرده
و از طرفی بافت قدیمی خونه و تو در توو بودنش ....
شبا تنهایی خوابیدن یکم ترسناکه برای يه دختر :(
من بلاتکلیف ام الان
و این بدترین حس دنیاست 
کاش ادم همیشه پیش خانواده ش بود و مجبور نبود این شرایط رو تحمل کنه...تحمل کنم 
خدایا پلیز هلپ می 

ادامه مطلب  

خونه‌ی مادربزرگه  

همش دارم يه کاری میکنم که منو جزو اهالی خونه به حساب نیارن. زود میرم، دیر میام. حالا که امروز تصمیم گرفتم خونه بمونم پشیمون شدم. میخوام بزنم بیرون. ولی خیلی خسته‌ام. نمیشه بتونم يه جا آروم بگیرم؟ نمیشه.
میخوام برم دانشگاه ولی شامر اونجاست و يه حس بدی دارم که برم اونجا و بیکار باشم.
می‌خوام برم پیش کیمیا ولی جوابمو نداده.
میخوام برم.
کجا برم؟

ادامه مطلب  

اینترنت دزدی  

دیشب محض نمونه ی قسمت سریال آشوب رو با نت گوشی دانلود کردم ۱۷ دقیقه شدقسمت بعد رو با نت خونه دانلود کردم ۶ ساعت زمان داد و تا صبح طول کشید !از ۲۹ آذر تا امروز من ۳ شب خونه بودم و همسرم ۵ شب ، شب ینی از ۱۲ تا ۸ صبح ، جفتمونم نت گوشی داریم و با موبایل که کار میکنیم نت گوشی رو مصرف میکنیم ... ینی یک هفته اس نت خونه هیچ استفاده ای نشده ... شاتل جانِ دزد ، توی اکانتمون زده روزی ۸ گیگ مصرف ! آخه بی پدر ، بی شرف ، بی چیز ، ما اصلا خونه نبودیم ! شاتل عزیز ، کمتر دز

ادامه مطلب  

دلگیرم!  

ترک های مورد علاقه ام تو این اهنگ !
آدم از يه روز بعد خودش خبر نداره :)
باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره :|
من و قلبمو فقط دیوار میدید اما بازم منو مردم دار میدید :(
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا :)
+آهنگ های خوب و بهتری هست ولی خب بعضی اهنگ ها کم شنیده میشه وبنظر من گوش کردنش خالی از لطف نیست ...
http://dl.nicmusic.net/nicmusic/009/015/Alireza%20Talischi%20-%20Delgiram%20128.mp3
 

ادامه مطلب  

حذف  

چون مطابقه معمول بازم به حرفام بی توجهی كرد چند شبه خونه نمیرم
فردا هم قرار عكاس بیاد خونه
منم گفتم تا هفته بعد نمیام خونه
الته شك نكنید خونه مادرم نمیرم
اصلا" مامانی نیستم
و از اون مهم تر نمی خوام نگران بشن
یا خونه دوستامم
یا هتل مرجان
اصلا هم ناراحت نیستم
چون قول دادم هر چیز
هر جا
و هر كس كه اذیتم كنه رو حذف میكنم
فقط دلم پیشه دتر باباست
جوری بابا فراز صدام میكنه كه دلم غش میره واسش
فردا رو میخوام مرخصی بگیرم
الته اگه بشه
صبح باید برم دادگاه ی

ادامه مطلب  

فرار از خونه!!  

بازم آلاخون والاخون ی.......
باران دوست پسر آورد خونه و منم فقط تونستم کیفمو بردارمو بیام بیرون از خونه تا قبل از اومدن اون پسر
نمی دونم چرا یکم رعایت دیگرانو نمیکنه؟!!!
اون می دونه من روی این مسائل حساسم ولی بازم خیلی يهویی دعوت میکنه از یارو که بیاد خونه ی ما که خونه ی مجردی و دانشجویيه دخترونه ست!!!
اونقد سریع اومدم بیرون که نه کتابی نه جزوه ای نه حتی مسواکمو نیاوردم!!! بندکفشامم نبستم ! و فوری اومدم توو خیابون تاکسی بگیرم. اخه ساعت نزدیک 10 شب بود

ادامه مطلب  

...  

به هوای تو من..تو خیال خودم..بی تو پرسه زدم..منو برد به همان شبی كه به چشای تو زل میزدم...من به دنیای تو با این احساس ناب عادت كردم..عادت كردم..بعد از ان شب سرد هر نگاه تورا عبادت كردم..اه كه نبودت به من اتش جان زد سوختم از این عشق كه تو را بی وفا كرد ..من شدم انكس كه روم پی مستی..قلب مرا تو شكستی..دل به تو دادم كه غمم برهانی..نشوی تو همان كس كه به درد بكشانی..كاش كه شود باز كه يه روز تو بیایی و بمانی...حال كه دگر كه مرا تو نخواهی..تو بگو كه چه كنم كه هوایت برو

ادامه مطلب  

انار انار بیا بِ بالینم/شبنم گل نآر...  

زل میزنه تو چشآی آدم میگه خیلی بچه های بی چیزی هستین،
بعد وقتی خندت میگیره چش غره میره!
آخه چه کاريه استاد؟:))
+عنوآن پست تو راه تا خونه تو ذهنم پلی میشد، رسیدم خونه یادم رفت؛
بعدِ ناهار ظرفِ انارو کِ رو میز دیدم دوباره شروع شد.

ادامه مطلب  

Old man take a look at my life, I'm a lot like you*  

صبح روز کریسمس. برنامه ای ندارم. خونه قدیمی هستم.بعد از تقریبا شیش ماه. این خونه رو دوست دارم. توی اتاق سوم پشت میز تحریر ز نشستم. ز احتمالا الان يه جایی وسط اقیانوس آرامه. از لای پنجره هوای ازه و خنک میاد و صدای موزیکی پیت. سلیقه خوبی داره توی موزیک.  پیت، همسايه جنوبی، پیرمردی که تنها زندگی میکنه، کلاه سرش میزاره و يه مزدای بادمجونی رنگ داره، هنوز اینجاست.  اون اواخر داشت سعی میکرد خونه ش رو بفروشه ولی يه مشکل هایی داشت. شاید الان دیگه منصرف ش

ادامه مطلب  

من و خاطرات  

دیروز تو مسیر رفتن به خونه ی خواهر، منتظر اتوبوس ایستاده بودم.تو حال و هوای خودم بودم که صدایی آشنا به گوشم رسید. صدایی که چند سال پیش مالِ کسی بود که واقعاً دوستش داشتم ولی بدترین خاطرات رو واسم به یادگار گذاشت.
صداش دقیقاً مثل خودش بود و جالب اینکه خونه ی اونها هم همون جایی بود که صاحب صدا، سالها پیش خونه شون اونجا بود!
شاید داداش اون بود. نمیدونم.
همین صدا باعث شد من برم به سالها پیش.
حالا اون چند سالی هست که در آمـریـکـا داره زندگی میکنه و از

ادامه مطلب  

812  

سه شنبه شب ...بهترین شب عمرم بود.
صبح پراز آشوبی بود، وقتی از در خونه اومدم بیرون مردگ سگ با پلیس اومده بود در خونه مون.باید سیس برگه ایو امضا میکرد...برگه ای که رسما برگشت سیس براشون به رویا تبدیل میکرد...تا مغازه دویدم...بهشون گفتم برید اونجان...منتظرت بودیم...به پلیس گفتم...بعدش رفتن...منم دویدم تا برسم...وقتی رسیدم جلو در بود رفت کنار بهش گفتم میموووون...
میخواست بمیره.
بگذریم...این صبحش بود...
بعدش رفتیم کیکارو نگاه کردیم با سیس يه کیک 40تومنی خریدیم

ادامه مطلب  

رفاقت ها!  

منتظرم بار میوه خالی بشه. میوه بخرم واسه عصر.
پدر، طبع و ذایقه ترشی داشت. خیلی ترش! از چمران که اومده خونه، هرچی براش پرتقال خریدن، حال نکرده. زنگ زده به رفیقش، عمده فروش میوه، که فلانی اینها بلد نیستند پرتقال ترش بخرند، برام بیار.
یارو، سر ظهر، بنگاهشو سپرده به شرکا، پرتقال برده در خونه ما!
 
 

ادامه مطلب  

هوای تو  

دانلود اهنگ به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
یکی از اهنگهای پرطرفدار فرزاد فرخ که اسمش هست " هوای تو " رو با کیفیت عالی 320 بصورت اختصاصی همراه با پخش آنلاین mp3 ترانه havaye to رو قرار دادیم.

متن شعر به هوای تو من تو خیال خودم فرزاد فرخ
به هوای تو من توو خیال خودم بی تو پرسه زدم منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم من به دنیای تو با این احساس ناب عادت کردم عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم

ادامه مطلب  

 

اینکه میگن هیچ جا خونه خود آدم نمیشه درست، ولی من جدیدا وقتی دو سه روز جایی میرم دیگه همونجا راحتم، برمیگردم خونه همه چی غریبه واسم الان تو خیابونم باشم راحت میخوابم شاید دلیلش این باشه که وقتی خودم اینجام فکرم يه جای دیگه ست. و وقتی فکرم يه جای دیگه ست مهم نیست کجا باشم و زندگی کنم
نمیدونم حالا، گفتم شا ا ا ی د. 

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصيه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصيه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

 

انگار بزنی توگوش يه بچه سه چهارساله وبعدبگی:"خاله بازیت دروغه...کسی خونه تو مهمون نمیاد...تو اصلا خونه نداری...عروسکت اصلا جون نداره که بخواد تو رو دوست داشته باشه...پلاستیکيه...نگاه این پاشه،کنده میشه...این دستشه،اینم کنده میشه...چشاش نقاشيه...تو اصلا چجوری بااین حرف میزنی؟!" و اون فقط زل بزنه توچشماتو باصورت سرخ ازسیلی هیچی نگه...فقط اشک بریزه...فقط اشک بریزه...

ادامه مطلب  

دیگه حالم از کلمه ی مبارکه بهم میخوره  

خونمون رو دیدم. امروزم رفتیم واسه لباس.
دارم میترسم... من عاشقشم ولی اگه نتونستم از پس زندگی مشترک بر بیام چی؟
حالا خونه داری و اینا به کنا، مشکل اصلا من خونه چیدن و بحثای قبلشه.
و بعدم که رابطه... رابطه داشتن واسم خیلی ترسناکه.

ادامه مطلب  

یه گوشه ی دنج  

نمی دونم چرا این بار دارم لحظه شماری می کنم که زودتر روز رفتن مهمونامون برسه. نمی تونم بگم امیدوارم زودتر برن چون زودتر نمیرن فقط میشه انتظار کشید که موعد رفتنشون سر برسه.
حتی این روزها حوصله ی خود آقای خونه رو هم ندارم چه برسه به بقيه .
دیشب ناچار شدم باهاشون برم بیرون در حالی که واقعا هیچ میلی نداشتم.چون دیدم آقای خونه تمایل داره کسی همراهیشون کنه و من اگر نمیرفتم ناچار می شد خودش بره و از کارهاش عقب می موند . این قسمتش البته زیاد مهم نیست فقط

ادامه مطلب  

 

دارم فکر میکنم مامان و بابام برگردن شهر خودمون، من تنها توو این خونه قدیمی چیکار کنم؟! 
الان از وجود نازنین اونا توو امنیت کامل و حس خووب کنارشون دراز کشیدم ولی وقتی تنها باشم موندن توو این خونه ......آسونه؟!
خدایا به من دانش و شجاعت و شجاعت عطا کن. آمین 
+ آقای کامیار، دیشب بعد از پستم بلاگ م رو بستم و امروزکامنت هاتونو دیدم. قبل هرچی ممنونم بابت وقتی ک گذاشتین
و اینکه حرفاتون برام خیلی جالب بود .باید سرفرصت بهشون جواب بدم 
 
 

ادامه مطلب  

بسم الله...  

نیما از بچگی تو خونه ما بود همیشه به بهانه برادر ررضاعی بودن من
آخه وقتی خاله نیما رو به دنیا میاره تا چند روز حالش بد بوده و 
نیما خان هم غیر از شیر مامان من چیز دیگه ای نمیخورده
تا اون سال که خاله تصادف کرد و...
نیما شد مقیم دائم خونه ما...
کلاس سوم دبستان بودیم که اون اتفاق وحشتناک افتاد...
خدایا به بابام بگو که ازش متنفرم و هیچوقت اونو نمی بخشم...
تو اون لحظه من بیشتر از نیما به کمکش احتیاج داشتم...ازش متنفرم متنفرم

ادامه مطلب  

بهشتِ من  

اگر از زندگی حذفت کنم می تونم خودم باشم. می تونم اعتقاداتمو بدون ترس نشون بدم، می تونم آزادانه وارد اجتماع بشم. می تونم موسیقی یاد بگیرم. می تونم کلاس برم، می تونم هرچیزی که دوست دارم بپوشم. می تونم به ظاهرم برسم، می تونم خاطرات دانشگاهم رو بدون ترس و با صدای بلند توی خونه تعریف کنم. می تونم عاشق بشم. می تونم بخندم. اگر فقط تو نباشی، من کمتر دروغ می گم. کمتر با لرز میام خونه.
اگر تو نباشی من بهتر زندگی می کنم.
 
+ چطور وجدانت انقدر آسوده است؟ چطور ف

ادامه مطلب  

عروس عمو  

عموم تهران يه ویلایی داشت داد واسشون آپارتمانی ساختن و شش واحد بهشون دادن بعد تو این مدت يه عروس داشتن که پاپیچشون شده بود سر یک سال باید عروسی بگیرین این در حالی بود که عموم همون اول بهشون گفت این پسر من هیچی نداره منم نهایت يه عروسی واسشون بگیرم بعد هی دبه دراورد که باید عروسی بگیرین عموم هم اون مدت هیچی پول نداشت گفت نمیتونم عروسی بگیرم بعد گفت اگه نگیرید حامله میشم آبروتون بره انقد وقیح و پر
خلاصه دید نشد گفت میخوام بینیمو عمل کنم پسر عمو

ادامه مطلب  

خبر خوش  

جمعه بود و تعطیلی. دیشب دیر وقت خوابیدم .صبح هم تا نه خوابیدم.
به خیال اینکه تو هم خوش بودی و خوابیدی.
از خواب که بیدار شدم اومدم سلام صبح به خیر بگم
دیدم که پیام دادی جایی نرفتی و خونه بودی و ناراحت
حالم به حدی بد شد که تمام شادی دیشب از یادم رفت
رفتم صبحانه و کارها و‌دوباره اومدم بهت سر بزنم دیدم که عکس دادی و رفته بودی نماز جمعه .
بهت گفتم چرا خونه موندی گفتی  حرفت شده و زدی بیرون
اصلا دیگه خوش نبودم. کلا حالم گرفته شد
که گفتی بی خیال شاد باشیم

ادامه مطلب  

عشق نه  

وقتی دیشب براش تو تلگرام استیکر یلداتون مبارک فرستادم
  فقط نوشت به به خاطره خانم گل
نوشتم استیکر برات دان نشد؟
نوشت  شد اما یلدای من هیییییی
و فایل صوتی برام فرستاد  عنوانش yalda whitout you وشعری بود که توش 2بار توش خاطره داشت خودش خونده بود  ولی يه خوبی که داشت  تو کانالش فرستاده بود بعد فوروارد کرده بود واسم 
چندروزپیش هم اهنگ چه حاليه از محمد نجم رو واسم فرستاده بود
 پسر خوبيه ولی فقط واسه من يه دوست معموليه که چندسال پیش تو گروه طراحی باهم بود

ادامه مطلب  

پووووول! 10 اذر 96  

يه اهنگ ترکی!!!
يه عطر گرم و تند!!!
يه لیوان قهوه!
محیط شب و هوای خنکش!
استارت اموزشای مالی! واقعا دم اونیکه اینارو بهم داد گرم! :)))) هرچن یخورده پررو بود! :)))) 
یکی از دغدغه های اصلی مردا مسائل ماليه که روابط عاطفی و خیلی چیزاشونو تحت تاثیر قرار میده، باید
قشنگ سرم تو این مسائلم باشه که بتونم طرفدارامو که مشکل مالی دارن و ازم راهنمایی میخوان هول بدم
بسمت ادما یا مسیرای خاصی! 

ادامه مطلب  

مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش ..  

بی تو در گريه ها یاد تو در اغوشم است ..
. این همون اهنگی بود که وقتی شنیدمش به هیچی جزء نبود تو فکر نکردم بابایی 
عکسایی که تو تو اونا بودی رو از لبتابم ریختم تو گوشیم و با همه شون کلیپ درست 
کردم این اهنگ رو هم روش گذاشتم .. به مامان نشون دادم ، اروم سرش و گذاشت و
گريه کرد ، من ندیدمش از صدای گرفتش متوجه شدم . گفت برای خاله هم بفرست ،
فرستادم و طبق حدسم طفکم پر پر شد ))': فرداش زنگ زده بود خونمون که باهام
حرف بزنه نبودم اما پست اینستگرم شُ دیدم و حدس زد

ادامه مطلب  

پشه  

واقعا نمیدونم این وقت سال و تو این هوای ب شدت سرد پشه تو خونه ما چی کار میکنه

ادامه مطلب  

۳۹۱. چی بگم؟؟  

اون روز که اخرین پست گذاشتم، اون روز که روز بدی بود، اون روز که اعصابم خورد بود فکر میکردم چقد همه چی بده!! نمیدونستم چی قراره به سرمون بیاد که اونا همه بشه يه شوخی...
همون شب خونه مادرشوهرم بودیم، اینستا رو باز کردم يه استوری، يه انا لله و انا اليه راجعون رو عکس پسردایی ۲۳ سالم دیدم.....از اون لحظه به بعدش همش شد يه کابوس. این که چی کشیدم و چطوری راه افتادیم و رسیدیم. اینکه سر راه رفتیم در پادگان دنبال پسردایی که هنوز نمیدونه چی شده! و اون تشیع جنا

ادامه مطلب  

کسل مثل من  

خسته ام........کسلم.....بیحوصله ام.........يه روز موندم خونه اینجوری شدم........اصلا نمیتونم تو خونه باشم..........امروز آفم بود ولی خیلی کسل و بی حوصله ام.......فک کنم به يه تغییر نیاز.....نمیدونم شاید باید الان يه ذره اتاقم رو مرتب کنم و بعدشم يه دوش بگیرم شاید یکم حالم بهتر شد.........شاید بهتره برم موهام رو کوتاه کنم.........نه میذارم يه یک هفته دیگه این کار رو بکنم......الان حس میکنم وقتش نیست........
باید برم يه ورزش ثبت نام کنم......جدیدا یکم شکم اوردم......بدنم شل و ول شده ..

ادامه مطلب  

یک روز کسل کننده در خانه  

امروز با نامزدجان يه برنامه ای داشتیم ک جور نشد جفتمون خیلی نارحت شدیم...( هر چند ک همین امشب حکمتش مشخص شد اونم برنامه ی خونه دیدن ابجی ف تو محله ما بود.. و نامزدی هم پی برد و چند بار ب خدا گفت دمت گرم (: ..) در هر حال جناب نامزد صبح نارحت شده بود و بعدظهر هم نیومد بریم بیرون بچرخیم برا همینم من خیلی دلم گرفت چون از صبح تو خونه بودم... و شروع کردم به نق زدن اونم از نوع زنونه..اونم از نوع شدید ک تو منو دوس نداری و دلت نمیخواد باهم بچرخیم و ... حالا امشب مام

ادامه مطلب  

به صداقت چشماش اعتماد کنین  

طرف تبلیغ جوراب زنونه داده تلویزیون, بدین صورته که دختره با باباش میرن يه بسته ده تایی جوراب نگین می خرن برا مامانه و آقای فروشنبه ده تا جوراب جعبه پیچ میذاره تو ساک کادو میده دستشون. 
در صحنه بعدی مادر خونه از گرفتن کادو مشعوف میشه و ده تا جعبه جوراب از ساک در میاره.
در صحنه بعدی خانم و بچه ش چیز درازی که احتمالا همون جوراب نگینه از دو طرف گرفته ن و رو به دوربین می کشن و بنا به دلایلی از این کشش خوشحالن.
اما جوراب نگین چیست؟ آیا جوراب پارازینه؟

ادامه مطلب  

شنبه 96/10/02  

آخر هفته شلوغی بود -شب یلدا دور همی ....
چهارشنبه که رفتم خونه مهمون داشتیم واسه عیادت مامان امده بودن می خواستم برم جایی ولی نشد بعدشم رفتم برا تدارک شام خواهرم قرار بود با دختر زیباش بیان خونه ....
یعد شام که مهیا شدیم واسه خوابیدن خسته بودم یکم دراز کشیدم ... يهو یا صدایی و بعد شروع شدن زمین لرزه ... اون لحظه زیاد نترسیدم یبند گفتم زلزله ... بابا خوابش برده بود به صدای من از خواب پرید .... رفتیم تو راه پله ... تا زلزله آروم شد ... ولی همچنان تا صبح پس زلز

ادامه مطلب  

امشب  

امشب اولین شبی بود ک توو خونه ی جدید بودم و خواستم تجربه کنم این تنهایی و مستقل بودن رو ! البته بوده شب هایی ک تنها باشم ولی اینجا، توی این خونه ی جدید، قراره کلا خودم تنها باشم
ولی چون بخاری ندارم امشب، صابخونه( حیات خانوم) نزاشت توو خونه بمونم و گفت یا میای بالا پیش من و آقامون یا میری پایین پیش دخترمون ! الا و بلا نمیزارم شبو اینجا بمونی و سرما بخوری. 
هرررچی هم مقاومت کردم نزاشت و گفت یالا جمع کن بریم
دلم میخواست میرفتم پیش خودشون. حیات خانوم

ادامه مطلب  

بوی مست کننده ی سیگارش  

بوی سیگارش مستم کرده بود داشتم دیوونه می شدم دلم میخواست برم تو آغوشش و فقط بو بکشمش و با تمام وجودم بوی سیگارو هُل بدم تو ريه هام  ولی نمیشد صاحب بوی سیگار يه مهمون بودتو خونه ی ما  تو دلم بهش فحش دادم که چقدر بی شعوره که تو خونه سیگار کشیده چون هیچ یک از اعضای ما سیگاری نیست و به رسم ادب باید میرفت بیرون سیگار می کشید ولی از طرفی بوی سیگارش برام يه لذتی داشت باورنکردنی...
پ.ن:عاشق بوی سیگارم البته بجز سیگار بهمن
پ.ن2:از هیجانش به داداشم گفتم چقد

ادامه مطلب  

1021 - یه روز تعطیل  

امتحان داشتم
خیلی سخت بود امیدی به قبولی ندارم!
بیخیالم برام مهم نیست 
خیلی کار دارم باید برای جلسه فردا مطلب اماده کنم، چقدم سخته!
یکم به سر و وضع خونه برسم، از اینکه خونه همش يه شکل باشه بدم میاد همش باید به يه جایی ور برم و يه تغییراتی بدم. امروز نوبت اشپزخونه س.
عصر باید بدم خرید یک لیست درااااز نوشتم که باید بخرم.
آی فیلم داره فیلم سینمایی خداحافظی طولانی رو پخش میکنه
 تو فیلم رعد و برق میزنه و بارون میاد.
خدایا یعنی امسال نمیخوای ما رنگ با

ادامه مطلب  

هشتگ آدم گریز  

میخواستم فیس بوکم رو آپدیت کنم با پستی یا عکسی یا هرچی
کلی زور زدم ولی دیدم هیچ حرف و عکس و مطلبی ندارم که فکر کنم دلم میخواد با کسی در میونش بذارم
دارم شدیدا به تنهاییم عادت میکنم و بعد از دنیای مجازی پاش به دنیای واقعی هم داره کشیده میشه.
بعد از یک هفته از در خونه رفتم بیرون، فقط هم تا سر کوچه! اونم چون آذوغه جاتم داشت ته میکشید
اینکه نسبت به یک هفته خونه موندن حتی حس بدی هم نداشتم واقعا چیز عادی ای نباید باشه بنظرم
کاملا میتونم تصور کنم چند ما

ادامه مطلب  

.: زلزل ههههههههههه :.  

به نام خدا
آقا ما در جلسه ایمنی خانوادگی به این نتیجه رسیدیم از خونه مون بیرون نریم. یا خونه محکمه و رو سرمون آوار نمیشه. یا میشه دیگه. ولی از تو خیابون رفتن و با سنگ و شیشه و آوار برجهای بغلی و اطراف مواجه شدن، خیلی بهتره.
واقعا هیچ جای امنی در اطراف محل زندگیمون نمیشناسم. سر خیابون اون طرفی ستاد بحرانه، ولی در مسیرش در شرایط زلزله تمام ممنوعیتهای حرکت رو داره. کابل و برج برق، ساختمون بزرگ.
پناه میگیریم دیگه!
خدا فقط بهمون رحم کنه. 

ادامه مطلب  

.: زلزل ههههههههههه :.  

به نام خدا
آقا ما در جلسه ایمنی خانوادگی به این نتیجه رسیدیم از خونه مون بیرون نریم. یا خونه محکمه و رو سرمون آوار نمیشه. یا میشه دیگه. ولی از تو خیابون رفتن و با سنگ و شیشه و آوار برجهای بغلی و اطراف مواجه شدن، خیلی بهتره.
واقعا هیچ جای امنی در اطراف محل زندگیمون نمیشناسم. سر خیابون اون طرفی ستاد بحرانه، ولی در مسیرش در شرایط زلزله تمام ممنوعیتهای حرکت رو داره. کابل و برج برق، ساختمون بزرگ.
پناه میگیریم دیگه!
خدا فقط بهمون رحم کنه. 

ادامه مطلب  

I am under presure!  

این شاگرد عاشق پیشه روانیم امروز زنگ زده خونه به مامان التماس که من هفت ساله عاشق دخترتم بگو با من ازدواج کنه!!!! رسیدم خونه مامان گفت یکم که سرم درد میکرد بدترم شدم.مامانم گفته دادیمش رفت.بزودی مراسم بله برون و عقدشه! حالا نه به داره نه به باره.مادر شوهر بالقوه آخر هفته  رو وقت گرفت با پسرش بیان حرف بزنیم ببینیم چی میشه.تو خوابم نمیدیدم این بلاها سرم بیاد يه روزی....

ادامه مطلب  

ببخشید ولی واقعا اینا جای عقل تو سرشون کاهِ :/  

بیاین همگی باهم يه دعایی بکنیم @_@
خدایا به اونایی که وضع مالیشون خوبه هم بده؛
به اونایی هم که وضع مالیشون بَده هم بِده!
به اون اولیا عقل :|
و دومیا پول :|
البته این مخاطب داره یوقت به کسی برنخوره :|
واسه اونایی که پول دارن اما بازم سر اینکه جاریشون، یا داداششون شاید بیشتر داره، حرص میخورن، دعوا می‌کنن، بهم فحش می‌دن:/ واقعا چرا؟
تو که داری، دستت به دهنت می‌رسه خداروشکر کم که نداری، يه خونه اینور داری، يه خونه اونور داری، یکی دیگه هم اونورتر، شک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >