علی ارسلان صاحب مدال برنز شد!  

 
پنج شنبه 9 خرداد ماه  تازه ترین جلسه کافه ترانه با مدیریت مهدیه و مهشاد عرب  وحضور جمعی در حدود دویست نفر از هنرمندان و هنر دوستان برگزار شد ! چند دقیقه از ساعت 6 گذشته بود که جلسه با سلام و خوش آمدگویی مه شاد عرب شروع شد.ابتدای جلسه با شاعرانی که در نشست قبل فرصت نشد آثارشان را دکلمه کنند، آغاز گشت.فريبا سیاوش ، سحر کاظمی و غزل جلالی آثارشان را دکلمه کردند ...
 آموزشی و خبری

ادامه مطلب  

جستمت  

پای چندتا از عکسها چیزی نوشته. جایی  پای گبولی های میگو و ماهی و گوشت قشم ، گفته بیا بوشهر تا خودم برایت غدای جنوبی بپزم. جایی گفته دوست قدیمی خودم.عکسهای پروفایل ریزهستند. نمی شود تشخیص داد کی دارد با تو حرف می زند.  مخصوصا که بگوید دوست قدیمی ست. اسمش هم هم آشناست هم نیست. هزار تا آدم می توانند این اسم را داشته باشند.سوال می کنم ( ما همو می شناسیم؟). می آید سراغم. خودش را معرفی می کند.فقط اسمش را می گوید.  می پرسم  بیشتر بگو.وقتی نشانی می

ادامه مطلب  

جستمت  

پای چندتا از عکسها چیزی نوشته. جایی  پای گبولی های میگو و ماهی و گوشت قشم ، گفته بیا بوشهر تا خودم برایت غدای جنوبی بپزم. جایی گفته دوست قدیمی خودم.عکسهای پروفایل ریزهستند. نمی شود تشخیص داد کی دارد با تو حرف می زند.  مخصوصا که بگوید دوست قدیمی ست. اسمش هم هم آشناست هم نیست. هزار تا آدم می توانند این اسم را داشته باشند.سوال می کنم ( ما همو می شناسیم؟). می آید سراغم. خودش را معرفی می کند.فقط اسمش را می گوید.  می پرسم  بیشتر بگو.وقتی نشانی می

ادامه مطلب  

بافه های موهایت را باز کن بگذار غمهایت بریزند!این دنیا با غمهای خوش عطر هم مست می شود  

داریم ناهار میخوریم نشسته صندلی کناریم و سیگار میکشه... بچه ها میگن بخور میگه میل ندارم... اصولاً وقتی یکی سر میز چیزی نمیخوره ناهار به بقیه کوفت میشه... ظرف رو برمیدارم و میگم بردار... میگه میل ندارم... میگم بردار تا بقیه هم بتونن راحت بخورن... باشه ای میگه و برمیداره... دارم به ساندویچ توی دستم نگاه میکنم که میگه... یه لحظه نگام کن! نگاش میکنم ...زل میزنه توو چشام و منم نگام رو میدزدم و مشغول خوردن میشم... دوباره میگه یه لحظه

ادامه مطلب  

بافه های موهایت را باز کن بگذار غمهایت بریزند!این دنیا با غمهای خوش عطر هم مست می شود  

داریم ناهار میخوریم نشسته صندلی کناریم و سیگار میکشه... بچه ها میگن بخور میگه میل ندارم... اصولاً وقتی یکی سر میز چیزی نمیخوره ناهار به بقیه کوفت میشه... ظرف رو برمیدارم و میگم بردار... میگه میل ندارم... میگم بردار تا بقیه هم بتونن راحت بخورن... باشه ای میگه و برمیداره... دارم به ساندویچ توی دستم نگاه میکنم که میگه... یه لحظه نگام کن! نگاش میکنم ...زل میزنه توو چشام و منم نگام رو میدزدم و مشغول خوردن میشم... دوباره میگه یه لحظه

ادامه مطلب  

من قبول دارم  

سکشن سوم کتاب"مامان و معنی زندگی" دکتر یالوم رو امروز میخوندم. یالوم دکتر گروه درمانی 5 تا بیمار سخت هست. دوتاشون دخترانی هستن که دچار بی اشتهایی عصبی هستن. یه نوع اختلال  روانی هست که به رغم گرسنه بودن از خوردن امتناع.. یکیشون دچار توهم . یکیشون هم  بدفرمی پاها به طوری که ارزوی دویدن.. پنجمی خاطرم نیست سریع خوندم و نوع بیماری و اسامی مدنطرم نبود. استارت اولیه ی دکتر اروین یالوم  توام با نامیدی دکتر بود چرا که بیماران نم پس نمیدادن و

ادامه مطلب  

من قبول دارم  

سکشن سوم کتاب"مامان و معنی زندگی" دکتر یالوم رو امروز میخوندم. یالوم دکتر گروه درمانی 5 تا بیمار سخت هست. دوتاشون دخترانی هستن که دچار بی اشتهایی عصبی هستن. یه نوع اختلال  روانی هست که به رغم گرسنه بودن از خوردن امتناع.. یکیشون دچار توهم . یکیشون هم  بدفرمی پاها به طوری که ارزوی دویدن.. پنجمی خاطرم نیست سریع خوندم و نوع بیماری و اسامی مدنطرم نبود. استارت اولیه ی دکتر اروین یالوم  توام با نامیدی دکتر بود چرا که بیماران نم پس نمیدادن و

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1