سخن حضرت زهرا(س)در فضل پدر و شوهرش  

پدران دینیت- پیامبر و على علیهماالسلام- را با ناراحتى پدر نسبى‏ات خشنود ساز، ولى پدر نسبى‏ات را با ناراحتى آنان
خشنود نكن، چرا كه پدر
نسبى‏ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتى از هزاران قسمت ساعتى از اطاعتشان خشنود مى‏سازند، و
اگر پدران دینیت ناراحت شوند پدر نسبى‏ات قادر نیست كه ایشان را خرسند سازند، چرا كه پاداش طاعتهاى تمامى
اهل دنیا با ناراحتى ایشان قابل مقایسه نیست.
سعادت و رستگارى، همه سعادتها و رستگاریها، حقانیت و واقعّی

ادامه مطلب  

روزهای زندگی  

"مدتی بود می خواستم این داستان کوتاه که حاصل یه جرقه ناگهانی به ذهنم بود رو دوباره بذارم تو صفحه وبم. شاید پاسخ به یک ندای درونی و یا...."
 
تاجی خانم پیرزنی هفتاد و چند ساله بودکه با شوهرش نصرت مسعودی توی خونه ای بزرگ و قدیمی درنواحی مركزی تهران زندگی می كردن.
حاصل زندگیشون سه تا بچه  بود بزرگیشون شیرین ازدواج کرده و تو شیراز زندگی می کرد تاجی خانم هر روز با دخترش شیرین تلفنی در ارتباط بود ، شوهرشیرین آقای شایقی از خونواده های اصیل شیراز بودن ا

ادامه مطلب  

ابلیس  

از ماموریت که برگشت ، خوشحال بود. پرسید:
راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها
چه فایده ای دارد ؟ " ابلیس جواب داد :
امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ؛
اینها که گناه می کنند ، امام شان دیرتر می آید ....
 
سید مرتضی صوف باف www.soofbaf.ir

ادامه مطلب  

04  

وقتی كه همه ی درا به روی من بسته شن . وقتی كه كسی رو نداشته باشم ، تنها یاد تو به من امید می ده . به من زندگی ميده . به من می فهمونه كه هنوز امیدی هست . هنوز تنهای تنها نشدم . هنوز كسی هست كه من بتونم باهاش حرف بزنم .
 
خدایا . . . 
 
دارم خفه می شم ! خودت منو كمك كن !

ادامه مطلب  

داستانی زیبا از پرویز پرستویی  

 
پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد. پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او ...................................

ادامه مطلب  

 

از روز چهارشنبه شب که بازم دیدیم همو و نشستیم حرف زدیم ، نمیدونم چه عکس العملی نشون بده  . بی تا همینه ، بس تا همینجوریه ، نمیدونم میتونه یا نه . اون شب بهش گفتم که حس میکنم آدمیم که تو آب نمک مونده ، بهش گفتم ولی اون طوری جواب داد که اینطوری که من فکر میکنم نیست . پنج شنبه شب خوبی و با هم داشتیم . بی تا اونیه که من میخوام ، ولی نمیدونم بخواد بیشتر باشه یا نه . روزا بگذره و ببینیم بی تا میاد .
میخوام که باشه ، میخوام که از من بخواد . امیدوارم این حس و ا

ادامه مطلب  

03  

تیك تاك ساعت من و اذیت میكنه. با هر ضربش روحم و آذار ميده. میشه زمان بیاسته؟؟؟ یا نه برگرده به عقب. به ٣ ماه پیش. به روزی كه با خوشحالی داشتم مرفتم. خوشحاله خوشحال!!! فقط میخواستم برم. فكر میكردم همه چیز خوب میمونه. از اون حادثه ١٥ روز میگذره. هر روزش برام مثل یه سال گذشت. چرا این طور شد؟ مگه من چه كار كرده بودم كه اینطوری باید تاوان پس بدم.خدایا یه كاریكن كه همه چیز مثل قبل خوب بشه. بخاطره من نه! بخاطر مادرم. اون هم تو این ماجرا داره غصه میخوره. نذار

ادامه مطلب  

 

چقد دلم میخاد ب یکی بگم گه نخور
صب رفتم میگم میخام برم خونه حالم بده
میگ برو یه چایی نبات بخور خوب میشی
ینی فقط میخاسم بش بگم گه نخور 
ببین تو فقط گه نخور !
آخییییشششش دلم خنک شد ! 
اینجا مدرسه نیس ک چل خونه اس !
+ امیرعلی اینجاس 
++ امتحانا از شنبه شروع میشه 
+++ از صب ۱۲ بار بش زنگ زدم در دسترس نبود 
ب نفعشه دیگ جواب نده
وگرنه حتما میکشمش ! 
++++ با ۱۳ نفر از بچه قرار گذاشتیم صب نریم مدرسه 

ادامه مطلب  

کافیست مهربانی کنی...  

خوب بودن زیاد سخت نیست... کافیست مهربانی کنی... برای همه خیر بخواهی... و بی منت محبت کنی... عشق بورزی خوبی هایشان را ببینی... مهم نیست که آدم ها چگونه اند... مهم نیست جواب سلامت را ميدهند یا نه... تو سلام کن... سر به سر دلشان بگذار... بخند... همین خوبیست... مهم این است که تو خوب باشی... آن ها روزی دلشان برای خوبی هایت تنگ می شود...
 

ادامه مطلب  

حکمت‌های نوین (2)  

جمله‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که می‌گوید:  
 «برخورد منو با شخصیتم اشتباه نگیر...شخصیت من اونیه که هستم...ولی برخورد من بستگی به این داره که تو چه جور آدمی هستی!» 
طبق این جمله‌ی گوهربار، اگر مخاطب بگوید: «سلام. خوبید؟ خیلی خیلی خوشحالم که می‌بینمتون آقا/خانم فلانی ...» ایشان هم جواب خواهد داد: «سلام آقا/خانم فلانی. چقدر خوشحالم که شما رو دوباره می بینم ...» 
 اما اگر مخاطب بگوید (با عرض پوزش از خوانندگان محترم): «چطوری نکبت؟!...» ایشان هم

ادامه مطلب  

 

درسته ی... ولی خوشگلی !!!
 
خدایا
من ب شخصه دیگ هیچی نمیخام
خودت هرکاری دوس داری کن !
 
 
کتابخونه اومدن ما هم داستانی شده ها...
من فک نمیکردم جز ... کار دیگ ای هم بلد باشه
ولی گویا صبا میاد کتابخونه درس میخونه:-\ 
یه طوری بم سلام ميده ...
میخاسم بش بگم عشقم مگ اومدن خاستگاریت انقد ناز میکنی :-\ :-\ :-\ 
 
چارشنبه تولد روشیه !!!
فاطی از صب روانیمون کرد انقد گف چی بپوشم :-\ :-\ :-\ 

ادامه مطلب  

اجتماع باجنبگانِ بی‌شعور! - داستان خیلی کوتاه  

پیش‌مان آمد و گفت که می‌خواهد برای پسر تازه به دنیا آمده‌اش، اسمی انتخاب کند و از ما خواست تا چند اسم، به او پیشنهاد دهیم. اولی‌مان گفت: «بذار جواد.» او جواب داد: «نه؛ او موقع هی بهش می‌گن چقدر جوادی!» دومی گفت: «بذار کیوان.» او گفت: «نه خوب نیست! چرا که به مرور صداش می‌کنند کیوون؛ بعداً ارتقاش می‌دن به حیوون!» سومی گفت: «بذار امیر.» او گفت: «این رو که دیگه اصلاً نه! دائم بهش می‌گن، امیر، بگیر بمیر؛ یا امیر، یه جا بمیر!» من گفتم: «بذار داریوش.»

ادامه مطلب  

رفت !  

قضیه چشم آبی هم حل شد  و رفت ..
چقدر نذر کردم واسه نشدن این اتفاق و رفتنش !
عکسشو واسه دوستم که 1000 کیلومتر اونور تره فرستادم میگم
این خوشگل تره یا ... ؟!
میگه اوون ماله چند ماه قبل بود تووو هنوزم بهش فکر میکنی ؟!!!!!
جوابی ندارم ...
میگه توو که چهره برات مهم نبود حالا چرا گیر دادی به چهره این ؟!
میگم وقتی یه نفر به دلت نمیشینه کلا ، اونوقت گیر میدی به چهره اش که شاید
به دل بشینه !!!!! که شابد بتونی خودت رو گووول بزنی !
میگه چهره اش خیلی آروم و خووووبه از اون

ادامه مطلب  

بايد سيرتمان را زيبا کنيم نه صورتمان  

باید سیرتمان را زیبا کنیم نه صورتمان
 
اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟»ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: «ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ.»ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: «ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.»ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: «ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!»ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: «به این دو کاسه نگاه کنید. اولی از طلا درست شده است و درونش سم است و دومی کاسه‌ای گلی است و درونش آب گوارا است، شما از کدام

ادامه مطلب  

میشه ببینمت  

میشه راجب زندگیت، همسرت، فرزندت بگی؟ شنیدن راجب اونا برام مهم چرا اونا رو قایم میکنی؟ میخوام قبل از هر کاری بیام با همسرت حرف بزنم... خیلی دلم میخواد با خودت حرف بزنم حضوری و رو در رو اما اینم میسر نیست چون میدونم بگم نمیای استاد به خانم دکتر گفتن که برای اومدن من اماده باشن اماحتی خود ایشون هم حاضر نشدن باهاشون صحبت کنم من واقعا دیگه نمیدونم چه کاری درسته چه کاری غلط فقط میدونم با تو باید اتمام حجت کنم از طرفی اصلا نمیدونم اگه شما بیاین چی

ادامه مطلب  

 

- میچ، بخشی از مسئله به این مربوط می‌شود که انگار هر کسی یک‌جور عجله دارد. مردم در زندگی‌شان معنی و مفهوم پیدا نکرده‌اند، پس بیست‌وچهار ساعته به دنبال آن می‌دوند. اتومبیل جدید، خانه‌ی جدید، شغل جدید. و متوجه می‌شوند که این چیزها هم بی‌معنی و خالی هستند. و دوباره می‌دوند و می‌دوند.
+ وقتی آدم شروع کرد به دویدن، دیگر سخت است سرعتش را کم کند.
- نه چندان. می‌دانی من چه کار می‌کنم؟ وقتی یک نفر می‌خواهد در ترافیک از من سبقت بگیرد-البته وقتی می

ادامه مطلب  

من  

سلام به روی ماه همتوون عاشق تک تک شما دوستانم با اون دلای مهربون وپاکتون
امیدوارم هر جا هستین روی این کره خاکی سالم وموفق باشین
دلم می خواد از دل تنگیام واستون بگم
ااز یه سری از دوستام که حالا حالا معلوم نیس ببینمشون ودلم براشون تنگ شده
از یه سری آدمایی که در زمانهای مختلف وارد زندگیم شدند و الان نیستن ومن خیلی اذیتشون کردم
والان به کارای خودم میخندم
بعضی مواقع آدم کارای احمقانه انجام ميده دست خودشم نیس بعد میگه آخ کاش اینجور نمیگفتم نبودم 

ادامه مطلب  

امروز  

امتحانمو شدم 16...
++بعد از امتحان با زری سردمون بود( جای همه ی اونایی که این پستو می خونن خالی)رفتیم اش گرفتیم با یه دونه نون و توی ماشین نشستیم خوردیم...خیلییییییییی چسبید:)
++یه بارون قشنگی میاااد ادم دلش می خواد یه بالکن باشه بشینه توش و یه کافیم دستش باشه و به اسمون خیره بشه:)امروز هوا خیلی قشنگه...من عاشق اسمون بارونیم...
یه ارامشی بهم ميده که نگو البته اگه بابای محترمه نر*ه توی حالمون...
++صدای بارونو خیلی دوست دارم...
ادم توی هوای بارونی دلش می خو

ادامه مطلب  

در جواب کلام منقول از راسل  

در جواب کلام منقول از راسل
از راسل نقل شده که ما باید بپذیریم که محکم ترین و تعصب آمیزترین باورهای ما آنهایی هستند که کمترین دلیل ها برای درستی شان در دست است .
شبکه های اجتماعی چه مزایا و یا چه معایبی دارند کاری ندارم , اما یکی خصوصیات این شبکه ها ( صرف نظر از اینکه عیب است یا مزیت ) این است که از یک طرفی عمومی است و از طرفی مباحثی که بعضا از توان تحلیل بنده و امثال بنده خارج است و مخصوص محافل حوزوی و دانشگاهی است در این فضا مطرح شده و شاید بسبب بض

ادامه مطلب  

سود امسال  

باسلام خدمت دوستان آزاده 
باتوجه به اینکه عزیزان آزاده  به شعب بانک صادرات جهت دریافت سود مراجعه نموده اند وبااین جواب روبرو شده اند که هیچ سودی شرکت واریز نکرده است با شرکت خودکفایی امور سهام تماس گرفته وایشان در پاسخ به این موضوع فرمودند شما به یکی از شعب بانک صادرات محل زندگی خود بروید واگر باجواب منفی روبرو شدید همانجابااین شماره تماس بگیرید تا ما مستقیم ببینیم علت عدم پرداخت چیست ؟
شماره تماس :88103956 - 88103667 

ادامه مطلب  

اعلام زمان دریافت کارت ورود به جلسه امتحانات نیمسال اول 95-96 دانشگاه پیام نور  

دانشگاه پیام نور اعلام کرد در پی نزدیک شدن به امتحانات پیان ترم نیمسال اول 95-96 دانشجویان می بایست کارت ورود به جلسه امتحانات را از سایت دانشگاه پیام نور دریافت نمایند قابل ذکر است به همراه داشتن کارت ورود به جلسه امتحان برای دانشجویان پیام نور الزامی ست
کارت ورود به جلسه امتحانات نیمسال اول 65-96 دانشگاه پیام نور از یکشنبه 28 آذر ماه در سایت داشگاه پیام نور برای دانشجویان قابل در یافت خواهد بود ضمنا دانشجویانی که دارای بدهی شهریه هستند قادر ن

ادامه مطلب  

open minds !  

متاسفانه این روزها در فضای مجازی، روراستی و صداقت بیش از حدی در بین کاربران دیده می‌شود. عده‌ی زیادی هستند که از کوچک‌ترین و مگوترین مسائلِ زندگی‌شان، خیلی راحت و عادی صحبت به میان می‌آورند. و این بی‌پرده‌گوهایی تا جایی پیشرفته است که نه تنها به برخی ویژگی‌های بلوغِ مربوط به هر جنس، اشاره‌ی کامل همراه با رسم شکل(!) می‌شود؛ بلکه شوخی‌های بی‌شرمانه‌ای هم با آن‌ها، صورت می گیرد. گویا این بزرگواران ادب را خورده‌اند و حیا را قی کرده‌ان

ادامه مطلب  

بازی تورنگ تورنگ  

بازی تورنگ تورنگ
بدینگونه بود که جهت انتخاب دو نفر حاکم باید بین بچه ها قرعه کشی یا همان بر انداختن انجام می شد بر انداختن که به آن میگفتند بر مرتضی علی. بچه‌ها دور هم جمع میشدند و یکی از آنها شروع میکرد و میگفت مثلا بر سینه من که این رضا بشه کل دور  (اخردور)یا مرتضی علی ، کل دو یعنی از خود من شمرده شود و رضا در شمارش نفر آخر باشد همه بچه ها تعدادی انگشت به دلخواه خود می آوردند سپس تعدا د انگشت ها راشمرده و جمع می کردند و شمردن را از خود شروع میکر

ادامه مطلب  

آرامش از جنس خانه دار بودن  

مدتیست به این موضوع زیاد فکر می کنم .
شاید اگر از اول خانه دار بودم آرامش بیشتری درخانه داشتیم
بچه ها مجبور نبودند مهد کودک بروند
و بیشتر حواسم جمع زندگی وامورات همسر میشدومی توانستم
جلوی یکسری اتفاقات را بگیرم
تا این تاوان مالی سنگین را ندهیم.
حالا باید دوباره با همسر از منفی صفر شروع کنیم تا زندگی را از جنبه مادی بسازیم.
تازه موقع ازدواج منفی صفر نبودیم خانه پدر همسر زندگی را شروع کردیم
وماشین هم داشتیم.
قسمت معنوی زندگیمان را نگذاشتم زی

ادامه مطلب  

عقل چیست؟؟!!  

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- مجله مکتب اسلام که کم شناخته شده است یکی از مجلات کم نظیر درباره اسلام درجهان است شخصیت های استثنائی که دریائی رادرکوزه میریزند دران مقاله مینویسند ومتاسفانه بسیار کم برگ ودر محل های فروش ناپیدا هستندامید است که دراین باره فکری را بکنند-در مقاله- حضرت علی علیه السلام درجمعی برای شناخت مقام امام حسن علیه السلام وامام حسین علیه  اسلام سئوالی  های میفرمانید تا مقام علمی ان عظمتها برای جمع اشکار شود- سئ

ادامه مطلب  

پروژه درس طراحی وب  

پروژه دارای سه بخش مجزا است که به شرح زیر است:
بخش اول : (سوال امتحان سری دوم)
یک کوییز طراحی کنید که دارای 5 سوال است. دو سوال اول این کوییز تک گزینه‌ای بوده ولی به جای پاسخ درست و غلط(0و1 امتیاز) پاسخ با 4 امتیاز، 3 امتیاز، دو و یک امتیاز خواهد داشت(ارزش گزینه‌ها به عهده دانشجو است). این دو سوال را باید با استفاده از کامپوننت select که یک کامپوننت Drop-down است بنویسید. دو سوال دوم این کوییز(3و4) سوال‌هایی 5 گزینه‌ای با دو پاسخ درست هستند که در صورتی که کا

ادامه مطلب  

دستان پدرم.. فرزند  

دستان پدرم را دوست دارم چون یاد زحمت هایی که برایم کشیده است میوفتم،یاد تمام کار هایی که برای اسایشم کرده. یاد تمام نوازش هاش،حتی سیلی هایی که خوردم و وقتی اشک می ریختم با همون دستای مهربون اشکامو پاک می کرد و طاقت دیدن اشکامو نداشت -_-
بعضی وقتا که به کاری خودم و پدرم فکر می کنم، با خودم میگم شاید من دختر خوبی برای پدرم نبودم، شاید خیلی جاها ناراحتش کردم و دلشو شکستم، شاید خیلی جاها سر افکندش کردم.ولی بهش قول میدم که دیگه هیچ کاری نکنم که نارا

ادامه مطلب  

هه  

پری روز یکی از این خواستگارا باز اومده بودن و ما هم مودبانه  ازشون پذیرایی کردیم...
یکی از پسراشون 22 سالش بود و یکیشون 27 خب وقتی به منم گفتن من گفتم که من به مامانم کلا گفتم پسر از 20 تا 22 رو قبول نمی کنم ولی استثنا هم وجود داره به شرطی که پسر خیلی پخته باشه از نظر فکری و دید بازی داشته باشه به جامعه...
این خانواده معلوم بود خیلیییی مذهبین چون من وقتی بهشون گفتم  من ارایش دارم برا بیرون از کوچه در حد کم چشماشون اندازه ی بشقاب میوه خوری شد و یه کم مثه

ادامه مطلب  

رمز گشایی در غزل امروز  

آموزش و کارگاه شعر, [۲۲.۱۲.۱۶ ۱۳:۵۷]محمد آزرم شاعر و منتقد گرامی و دوست قدیمیم جایی چنین گفته است : «غزل به عنوان یک قالب شعری، ضرورت خود را از دست‌ داده اما تغزل به عنوان مفهومی که مدام در حال تغییر و تحول است و با مفاهیم دیگر دچار آمیختگی و اختلاط می‌شود همچنان یکی از محدوده‌ها و فضاهای شعرساز شعر فارسی باقی مانده است» و در ادامه به دوستان غزل‌سرایی اشاره و آنان را به دو گروه تقسیم کرده است؛ یکی گروهی که به قواعد کلاسیک و روح تغزل وفادار مان

ادامه مطلب  

چگونگی اقدام زوجه برای دریافت و اخذ مهریه  

 
تقریبا هیچ زنی هنگام ازدواج توقع دریافت مهریه را از همسر خود مطرح نمی‌كند و اغلب زنانی هم كه با مهریه‌ های بالا حاضر به ازدواج می‌شوند، به شكل شفاهی به همسران خود قول می‌دهند كه تنها در زمان طلاق یا در صورت بروز مشكل حاد در زندگی مهریه خود را مطالبه خواهند كرد.
 
مهریه مال معین یا چیزی است که قائم مقام مال است که در عقد نکاح بر ذمه مرد قرار میگیرد و در صورت مطالبه زن، وی مکلف است مهریه اش را بپردازد و این حق ارتباطی به طلاق و نفقه ندارد.
مرا

ادامه مطلب  

قیام حسینی  

یزید پس از معاویه بر تخت حكومت اسلامى تكیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاكم مدینه نوشت و در آن یادآور شد كه براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاكم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و ع

ادامه مطلب  

دانلود جزوات پیام نور ( بخش علوم پایه)  

ردیف

نام جزوه – لینک دانلود

نام نویسنده


۱

جبر۳ (قضیه های سیلو)

محمد حسن بیژن زاده


۲

مبانی علوم ریاضی

محمد حسن بیژن زاده– محبوبه حسینی یزدی- شهریار فرهمند راد- محمد چایچی


۳

راهنمای بررسی کتب درسی (رشته ریاضی)

محمد حسن بیژن زاده


 
 
 
نمونه سوالات دانشگاه پیام نور _ دروس رشته مدیریت صنعتی نیمسال اول ۹۳- ۹۲
دانلود سوالات دروس حسابداری دانشگاه پیام نور نیمسال اول ۹۳-۹۲
دانلود سوالات رشته حقوق نیمسال دوم ۹۳-۹۲ پیام نور با جواب

ادامه مطلب  

نیم نگاهی به تعالیم بهائیت  

بسم الله الرحمن الرحیم-نیم نگاهی به تعالیم-دین- بهائی –اصل تحری حقیقت-  یعنی ازاد اندیشی—در دین بهائیت هرفرد پس از رسیدن به سن بلوغ پانزده سال تمام باید شخصا عقیده اش را انتخاب کند- درحالیکه هرکس بهائی زاده است حکم اش بهائی شدن است واگر بخواهد از دین بهائی خارج شود حکم اش مرتدمیشود به نحوی باید کشته شود در حالیکه باید تحدی عقیده را رواج دهد یعنی  اجازه دهد دیگران نظرایت ایشان نقد کنند وچناچه جواب منطقی گرفتن انگاه بهائی شوند درحالیکه کتب ا

ادامه مطلب  

معاد  

معاد و جاودانگى از منظر استاد شهید مطهری
مصطفى شهیدى نسب
 
مقدمه:
مسئله معاد وجاودانگى از نظر اهمیت بعد از مسئلهِ توحید مهمترین مسئله دینى و اسلامى است و پیامبران آمده‌اند که مردم را به دو حقیقت معتقد کنند یکى مبداء (خدا) و یکى معاد (قیامت.) مسئله معاد در ردیف ضروریات دین است و انکار آن موجب ارتداد است. با توجه به آیات و روایات مى‌توان این چنین برداشت کرد که همانطور که انسان باید خداشناس باشد لازم است معادشناس هم باشد. معاد جزء اصول دین است ول

ادامه مطلب  

نمونه سوالات رشته الهیات دانشگاه پیام نور نیمسال اول ۹۳-۹۲  

کد درس – لینک دانلود

نام درس


۱۲۲۰۰۱۸٫pdf

زبان تخصصی ۱


۱۲۲۰۰۲۵٫pdf

زبان تخصصی ۲


۱۲۲۰۰۳۳٫pdf

کلام ۱ – کلام اسلامی ۱


۱۲۲۰۰۳۷٫pdf

آشنایی با ادیان بزرگ


۱۲۲۰۰۴۰٫pdf

کلام ۲ – کلام اسلامی ۲


۱۲۲۰۰۴۳٫pdf

زبان تخصصی ۳


۱۲۲۰۰۷۷٫pdf

حقوق جزای خصوصی اسلام


۱۲۲۰۰۷۹٫pdf

اصول فقه ۱


۱۲۲۰۰۸۵٫pdf

حقوق جزای عمومی اسلامی


۱۲۲۰۰۸۷٫pdf

اصول فقه ۲


۱۲۲۰۰۹۲٫pdf

حقوق تطبیقی


۱۲۲۰۰۹۳٫pdf

کلیات حقوق


۱۲۲۰۰۹۶٫pdf

تاریخ قرآن ۱


۱۲۲۰۰۹۸٫pdf

تاریخ قرآن ۲


۱۲۲۰۰۹۹٫pdf

تا

ادامه مطلب  

خاطرات من سنه 48  

مهرماه سنه1349 روزاول ورود به دبستان ، حوض پر ازآب وسط باغچه مدرسه خودنمایی میکردحیاط ابپاشی شده اجر های فرشی خیس وجاروب زده بوی نم کاهگل هوش از سرآدم می برد بچه ها یی. که کلاس. بالاتر بودندآشناتراز ما بودند. ما ها که روز اول بودپا تومدرسه گذاشته بودیم غریب بودیم وچشم گریان پجه های بودند که معلوم بود اولین روز هست که اصلاکفش پا کرده اند. همه مدرسه داشت مانند فیلمی. جلو جشم می‌گذشت اون خمره سفالی آب که روی چهارپایه چوبی قرارداشت ،دیوارهای کاهگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1