ضایع نشیم  

راست می گن خدا آدمو ضایع نکنه. دفعه قبل تولد همسر مادرش اینجا بود. منم کیک سفارش دادم. فردای تولد گفتم فلانی بیاد، (دخترش) یا براش کیک بفرستم، گفت نه دیگه، مونده س! منم هیچی نگفتم. حتی یه بار همسر آورد بخوریم باز گفت انگار. دیروز یه تیکه از کیک سالگرد ازدواج مونده بود. صبح همسر خواست بخوره گفت بزارم برای مامان. گفتم نه. می گه مونده س، نمی خوره. ماجرا رو هم گفتم. همسر باز یه تیکه نگه داشت. دیشب بعد شام با ترس و لرز کیک رو آوردم، نه تنها خورد، حتی گ

ادامه مطلب  

ضایع نشیم  

راست می گن خدا آدمو ضایع نکنه. دفعه قبل تولد همسر مادرش اینجا بود. منم کیک سفارش دادم. فردای تولد گفتم فلانی بیاد، (دخترش) یا براش کیک بفرستم، گفت نه دیگه، مونده س! منم هیچی نگفتم. حتی یه بار همسر آورد بخوریم باز گفت انگار. دیروز یه تیکه از کیک سالگرد ازدواج مونده بود. صبح همسر خواست بخوره گفت بزارم برای مامان. گفتم نه. می گه مونده س، نمی خوره. ماجرا رو هم گفتم. همسر باز یه تیکه نگه داشت. دیشب بعد شام با ترس و لرز کیک رو آوردم، نه تنها خورد، حتی گ

ادامه مطلب  

ضایع نشیم  

راست می گن خدا آدمو ضایع نکنه. دفعه قبل تولد همسر مادرش اینجا بود. منم کیک سفارش دادم. فردای تولد گفتم فلانی بیاد، (دخترش) یا براش کیک بفرستم، گفت نه دیگه، مونده س! منم هیچی نگفتم. حتی یه بار همسر آورد بخوریم باز گفت انگار. دیروز یه تیکه از کیک سالگرد ازدواج مونده بود. صبح همسر خواست بخوره گفت بزارم برای مامان. گفتم نه. می گه مونده س، نمی خوره. ماجرا رو هم گفتم. همسر باز یه تیکه نگه داشت. دیشب بعد شام با ترس و لرز کیک رو آوردم، نه تنها خورد، حتی گ

ادامه مطلب  

 

احتمال زیاد خیلیا الان خونه تکونیشون رو به اتمامه یا تموم شده. خریداشون رو هم انجام دادن، کارای هفت سینشونم کردن یا دارن میکنن. اگه خیلی هنرمند باشن فقط دیگه شیرینی هاشو ن مونده بپزن.اما برای من آخر سال از روز بعده تولدم شروع میشه در حالی  فقط سه روز مونده به عید و اونوقت دیگه خیلی دیره.تقریبا هم هرسال برنامه م همینه..........اگه علی وقت کنه این هفته بریم خرید وگرنه که فکر کنم خودم باید برم.(این تیکه ربطی به پست قبل نداره ها). هی میخوام هیچی نگم ب

ادامه مطلب  

بوی عید  

دنبال بدو بدوهای عیدیم . مثه همه ... زندگی در جریانه ... حالم تقریبا خوبه ....فکر کنم اثر مولتی ویتامینای گرونیه که مصرف میکنم .دخترمم مهدش تعطیل شده و بیشتر تو دست و پامه . هم فرصت خوبیه برای در کنارهم بودن . هم اینکه با اون خیلی نمیتونم جایی برم .خریدامم تقریبا کردم یکمش مونده .... همسر مشعوله کارای پایان سالشونه و سرش خیلی شلوغه و صبح زود میره  شب میاد .دنبال تکمیل هفت سینم ... سبزمم انداختم .تعطیلات عید که تموم بشه کلاسهام و امتحانا یکی پس از دیگر

ادامه مطلب  

بوی عید  

دنبال بدو بدوهای عیدیم . مثه همه ... زندگی در جریانه ... حالم تقریبا خوبه ....فکر کنم اثر مولتی ویتامینای گرونیه که مصرف میکنم .دخترمم مهدش تعطیل شده و بیشتر تو دست و پامه . هم فرصت خوبیه برای در کنارهم بودن . هم اینکه با اون خیلی نمیتونم جایی برم .خریدامم تقریبا کردم یکمش مونده .... همسر مشعوله کارای پایان سالشونه و سرش خیلی شلوغه و صبح زود میره  شب میاد .دنبال تکمیل هفت سینم ... سبزمم انداختم .تعطیلات عید که تموم بشه کلاسهام و امتحانا یکی پس از دیگر

ادامه مطلب  

بوی عید  

دنبال بدو بدوهای عیدیم . مثه همه ... زندگی در جریانه ... حالم تقریبا خوبه ....فکر کنم اثر مولتی ویتامینای گرونیه که مصرف میکنم .دخترمم مهدش تعطیل شده و بیشتر تو دست و پامه . هم فرصت خوبیه برای در کنارهم بودن . هم اینکه با اون خیلی نمیتونم جایی برم .خریدامم تقریبا کردم یکمش مونده .... همسر مشعوله کارای پایان سالشونه و سرش خیلی شلوغه و صبح زود میره  شب میاد .دنبال تکمیل هفت سینم ... سبزمم انداختم .تعطیلات عید که تموم بشه کلاسهام و امتحانا یکی پس از دیگر

ادامه مطلب  

بوی عید  

دنبال بدو بدوهای عیدیم . مثه همه ... زندگی در جریانه ... حالم تقریبا خوبه ....فکر کنم اثر مولتی ویتامینای گرونیه که مصرف میکنم .دخترمم مهدش تعطیل شده و بیشتر تو دست و پامه . هم فرصت خوبیه برای در کنارهم بودن . هم اینکه با اون خیلی نمیتونم جایی برم .خریدامم تقریبا کردم یکمش مونده .... همسر مشعوله کارای پایان سالشونه و سرش خیلی شلوغه و صبح زود میره  شب میاد .دنبال تکمیل هفت سینم ... سبزمم انداختم .تعطیلات عید که تموم بشه کلاسهام و امتحانا یکی پس از دیگر

ادامه مطلب  

سوغاتی خوشمزه ی عید :)  

اگه توو این روزا هر کدوم از رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد که یه ایر/انی در کشور فلان در اثر مصرف زیاد شیرینی جان به جان آفرین تسلیم کرده!حتم بدونین که اون منم!:/از دو جعبه شیرینی تر و خشکی که بابا آورده،تر کاملا تموم شده! و فقط دو عدد شکلاتیش مونده :)از شیرینیای خشکم یه دو ردیف از جعبه ی به اون بزرگی مونده :)هنوز وقت نکردم برم سراغ شکلاتا و آجیل :) ایشاا... اونام در روزهای آتی :) یعنی برا آب کردن این دو جعبه من یه دو هفته ای رو به شیوه ی اسرا باید

ادامه مطلب  

سوغاتی خوشمزه ی عید :)  

اگه توو این روزا هر کدوم از رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد که یه ایر/انی در کشور فلان در اثر مصرف زیاد شیرینی جان به جان آفرین تسلیم کرده!حتم بدونین که اون منم!:/از دو جعبه شیرینی تر و خشکی که بابا آورده،تر کاملا تموم شده! و فقط دو عدد شکلاتیش مونده :)از شیرینیای خشکم یه دو ردیف از جعبه ی به اون بزرگی مونده :)هنوز وقت نکردم برم سراغ شکلاتا و آجیل :) ایشاا... اونام در روزهای آتی :) یعنی برا آب کردن این دو جعبه من یه دو هفته ای رو به شیوه ی اسرا باید

ادامه مطلب  

سوغاتی خوشمزه ی عید :)  

اگه توو این روزا هر کدوم از رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد که یه ایر/انی در کشور فلان در اثر مصرف زیاد شیرینی جان به جان آفرین تسلیم کرده!حتم بدونین که اون منم!:/از دو جعبه شیرینی تر و خشکی که بابا آورده،تر کاملا تموم شده! و فقط دو عدد شکلاتیش مونده :)از شیرینیای خشکم یه دو ردیف از جعبه ی به اون بزرگی مونده :)هنوز وقت نکردم برم سراغ شکلاتا و آجیل :) ایشاا... اونام در روزهای آتی :) یعنی برا آب کردن این دو جعبه من یه دو هفته ای رو به شیوه ی اسرا باید

ادامه مطلب  

831- خنک آن دم که به رحمت...  

غم سنگینی روی دلم نشسته و کلمه ها غریبگی می کنن. کسی نیست عشقی توی دلش مونده باشه و بیاد بگه it's always been you nobody!؟ این بود آرمان های ما برای بهار بیست و چهار سال و نه ماهگی؟چرا به قدر کافی دوست داشته نمی شیم؟ لعنت به شما. لعنت به من.

ادامه مطلب  

۳  

سه روز موندهباید یادم باشه دقیق تر نگات کنمبلند تر بخندممحکم تر بغلت کنمبیشتر ببوسمتدستتو سفت تر بگیرمطولانی تر قدم بزنم باهاتحرفای قشنگ تر بزنمبهتر گوش کنم به حرفاتهی برات ذوق کنمهی ازت عکس بگیرمهی ازت عکس بگیرمهی ازت عکس بگیرمبلکه کمتر تنگ شه دلم توی این سه هفته ی ناخوش 

ادامه مطلب  

سوالات آزمون غیر حضوری قلم چی ۴ اسفند پیش دانشگاهی انسانی سال ۹۷-۹۶  

کنکوری جان سلام! امروز چهارم اسفند ماه سال هزار و سیصد نود و شش و حدود چهار ماه مونده به کنکور، چهار ماه مونده به روز تعیین سرنوشت و تعیین رشته دانشگاهت، تا الان درس ها رو به راه بودند؟ مشکلی نبوده؟ درس های پایه رو دوره کردی؟ امروز هم قلم چی آزمون برگزار کرده، طبق روال همیشه دو هفته یک بار قلم چی آزمون غیر حضوری برگزار می کنه، پس بهتره با هم سوالات آزمون غیر حضوری قلم چی ۴ اسفند پیش دانشگاهی رو ببینیم.کنکوری جان ما درسیتویی ها همیشه در کناریتم

ادامه مطلب  

........  

این روزا بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس تنهایی میکنم.حس عجیب دوباره برگشته و نمیخوام ولش کنم بره.درسای چرت دانشگاهم عقب مونده و میانترمامم شروع شده و بنده همچنان در حال فیلم نیگا کردن و کرسی شر گویی و ادا درآوردنو ج..ق زدنو به عالم و آدم فوش دادنو آینده خوب خواستنو .......
دو ماهه میخوام تغییر ایجاد کنم....دو ماه!چــــــــــــــــــــرت و پـــــــــــــــــــــــــــــرت

ادامه مطلب  

........  

این روزا بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس تنهایی میکنم.حس عجیب دوباره برگشته و نمیخوام ولش کنم بره.درسای چرت دانشگاهم عقب مونده و میانترمامم شروع شده و بنده همچنان در حال فیلم نیگا کردن و کرسی شر گویی و ادا درآوردنو ج..ق زدنو به عالم و آدم فوش دادنو آینده خوب خواستنو .......
دو ماهه میخوام تغییر ایجاد کنم....دو ماه!چــــــــــــــــــــرت و پـــــــــــــــــــــــــــــرت

ادامه مطلب  

باز هم سال جدید  

سلام چند ساعت به شروع سال نو باقی مونده و ما همچنان در حال خونه تکونی هستیم. سال نود و شش هم مثل سالهای پیش از اون، پر بود از انواع اتفاق های تلخ و شیرین و امیدوارم سال نو اتفاقهای شیرین بیشتری داشته باشه .توی سفرنامه تبریز نوشتم که یه جفت کفش نو توی نوبت دارم که یه جریان خاص هم داره، اما جالب این که اون کفشها فقط حدود دو ماه دوام آوردند! و سال جدیدو با کفشهای خرید تبریز و کت و شلوار خرید جلفا شروع خواهم کرد .خلاصه که سال نو مبارک .

ادامه مطلب  

باز هم سال جدید  

سلام چند ساعت به شروع سال نو باقی مونده و ما همچنان در حال خونه تکونی هستیم. سال نود و شش هم مثل سالهای پیش از اون، پر بود از انواع اتفاق های تلخ و شیرین و امیدوارم سال نو اتفاقهای شیرین بیشتری داشته باشه .توی سفرنامه تبریز نوشتم که یه جفت کفش نو توی نوبت دارم که یه جریان خاص هم داره، اما جالب این که اون کفشها فقط حدود دو ماه دوام آوردند! و سال جدیدو با کفشهای خرید تبریز و کت و شلوار خرید جلفا شروع خواهم کرد .خلاصه که سال نو مبارک .

ادامه مطلب  

باز هم سال جدید  

سلام چند ساعت به شروع سال نو باقی مونده و ما همچنان در حال خونه تکونی هستیم. سال نود و شش هم مثل سالهای پیش از اون، پر بود از انواع اتفاق های تلخ و شیرین و امیدوارم سال نو اتفاقهای شیرین بیشتری داشته باشه .توی سفرنامه تبریز نوشتم که یه جفت کفش نو توی نوبت دارم که یه جریان خاص هم داره، اما جالب این که اون کفشها فقط حدود دو ماه دوام آوردند! و سال جدیدو با کفشهای خرید تبریز و کت و شلوار خرید جلفا شروع خواهم کرد .خلاصه که سال نو مبارک .

ادامه مطلب  

باز هم سال جدید  

سلام چند ساعت به شروع سال نو باقی مونده و ما همچنان در حال خونه تکونی هستیم. سال نود و شش هم مثل سالهای پیش از اون، پر بود از انواع اتفاق های تلخ و شیرین و امیدوارم سال نو اتفاقهای شیرین بیشتری داشته باشه .توی سفرنامه تبریز نوشتم که یه جفت کفش نو توی نوبت دارم که یه جریان خاص هم داره، اما جالب این که اون کفشها فقط حدود دو ماه دوام آوردند! و سال جدیدو با کفشهای خرید تبریز و کت و شلوار خرید جلفا شروع خواهم کرد .خلاصه که سال نو مبارک .

ادامه مطلب  

اندوه یک پایان، شوق یک شروع دوباره  

دیشب، پنج دقیقه مونده بود به نیمه‌شب که دومین کتابم رو هم تموم کردم. اولین باریه که دارم دو جلدی می‌نویسم و الان که جلد یک تموم شده، حس عجیبی دارم. یه چیز خیلی شیرین، ولی هم‌زمان و دقیقاً همون اندازه، خیلی تلخ.چرخش عجیب وقایع برام غم‌انگیزه. حذف شخصیتایی که دوسشون داشتم و دو سال باهاشون زندگی کردم، غم‌انگیزه. این که آدمای دیگه‌ای باید بدون اونا ادامه بدن، غم‌انگیزه؛ و بسته شدن پرونده‌ی زندگیشون برای همیشه.. نگم دیگه.اما هم‌زمان، ذوق دا

ادامه مطلب  

اندوه یک پایان، شوق یک شروع دوباره  

دیشب، پنج دقیقه مونده بود به نیمه‌شب که دومین کتابم رو هم تموم کردم. اولین باریه که دارم دو جلدی می‌نویسم و الان که جلد یک تموم شده، حس عجیبی دارم. یه چیز خیلی شیرین، ولی هم‌زمان و دقیقاً همون اندازه، خیلی تلخ.چرخش عجیب وقایع برام غم‌انگیزه. حذف شخصیتایی که دوسشون داشتم و دو سال باهاشون زندگی کردم، غم‌انگیزه. این که آدمای دیگه‌ای باید بدون اونا ادامه بدن، غم‌انگیزه؛ و بسته شدن پرونده‌ی زندگیشون برای همیشه.. نگم دیگه.اما هم‌زمان، ذوق دا

ادامه مطلب  

چون لب از بوسه ی ناسیراب  

امروز داشتم از حقوق هم رشته های خودم تو یه کشوری براش میگفتمیهو گفت چرا برنامه نمیریزی بری؟خیلی جدی و مصمم هم گفت. قلبم یخ زد. یهو خشک شدم. این اولین باری نبود که از رفتن صحبت میکردیم. اولین بارم نبود که چنین پیشنهادی میداد. ولی نمیدونم چرا دلم شکست. مثل این بود که بهت بگن تو که اینجا کار عقب افتاده ای نداری. آینده ای نداری. کسی منتظرت نیست. ایده ای نداری. باید جمع کنی بری یه جای دیگه.نمیخوام. این آخرین کاریه که شاید روزی انجامش بدم. هرچقدرم که

ادامه مطلب  

۹۸۱-همکار مست  

وقتی میگم مست میزنه اینه:باهمکار امروز نشسته بودیم بحث بچه های معماری اومد وسط..بعد مست حرف میزد!منم بهش گفتم:بچه‌هاش خوبن یا استادش؟بعد سر همین کمی خندیدیم.--منشیمون اومد به همکار گفت:اقای فلانی.پیراهنت خیلی قشنگه .شبیه پیراهن دامادیه.خبریه؟همکار :نمیدونم(اشاره به من)از ایشون باید بپرسین.من مونده بودم چی بگم؟گفتم:راست میگن خانم فلانی.کی بریم بهمون شیرینی بدین؟بعد یکم منشی ادامه داد و حرف زدیم و همکار اومد اصلاح کنه اشاره به منو که کلا خود

ادامه مطلب  

خانه تکانی  

الحمدلله به لطف خدای عزیزم خونه تکنیمو کردم. خریدای عیدمون با کمک مامان کردم. فقط مونده عید بشهتو این مدت اتفاقات زیادی افتاد. گوشی قبلیم به رحمت خدا رفت. سرامیکای کف خونمون زد بالا درست کردیم. خونه تکونی و خرید عید. اخریاشم مراسم عروسی شب جمعس و عقد جمعه. کادوی روز مادر برا مامان گوشی خریدیم که دادیمشون. برای مادرشوهر یه میوه خوری مسی خریدیم. الحمدلله 

ادامه مطلب  

هکسره  

اینجوری یدفعه میزنی زیر خنده و صدای خنده ت توی خونه ی خالی اکو میشه....بعد میترسی...هی‌میخندی...هی میترسی...و هی دوباره همین.
به زور خودتو خفه میکنی ولی باز صدات درمیاد و همون لحظه دوستت زنگ میزنه و میگه "ها چیه؟کشمشی میخندی دوباره"!نیم ساعت هم باهم میخندین به چیزی که اون نمیدونه چیه ! هی میگه مرض.بگو حداقل بدونم دارم به چی‌میخندم....و صدای خنده ی دو تا دختر عقب مونده ی اجتماعی گوش تلفنو کر میکنه....در حالی که یکی شون از مرحله پرته کلا و اون یکی

ادامه مطلب  

هکسره  

اینجوری یدفعه میزنی زیر خنده و صدای خنده ت توی خونه ی خالی اکو میشه....بعد میترسی...هی‌میخندی...هی میترسی...و هی دوباره همین.
به زور خودتو خفه میکنی ولی باز صدات درمیاد و همون لحظه دوستت زنگ میزنه و میگه "ها چیه؟کشمشی میخندی دوباره"!نیم ساعت هم باهم میخندین به چیزی که اون نمیدونه چیه ! هی میگه مرض.بگو حداقل بدونم دارم به چی‌میخندم....و صدای خنده ی دو تا دختر عقب مونده ی اجتماعی گوش تلفنو کر میکنه....در حالی که یکی شون از مرحله پرته کلا و اون یکی

ادامه مطلب  

673 - ;کار و زندگی و دیگر هیچ ...  

نمیدونم چکار کنم . خیلی کارها دارم که باید انجام بدم و وقتی کارهام از یه
حدی بیشتر میشه مغزم قفل میشه و سراغ هیچکدوم نمیتونم برم . کلاس آموزشیم این هفته
تموم میشه . بعدش باید یه نرم افزار شروع کنم . باید یه استاندارد رو بخونم و بهش
مسلط بشم . یه نرم افزار دیگه و یه پلاگین رو بهتره یاد بگیرم . باید برم تو سایت
امتحان رانندگی اونتاریو و تست بزنم تا بتونم امتحان اصلی رو قبول بشم ... و کار اصلیم همچنان مونده ... 

ادامه مطلب  

امروز  

شکرخدا سونو و دکتر انجام شد. همسر درست وقتی نوبت سونوم شد رسید. الحمدلله رشد بچه هم متناسبه. نیمرخشم نشون داد :) به نظرم دماغش شبیه همسر بود :دیدکترمم بدون وقت قبلی رفتم ولی بلافاصله رفتم تو. خیلی مزه میده اینجوری. ناهارم نخورده بودم، وزنم رو دو کیلو کمتر از قبل نشون داد و دعوام نکرد. احتمالا دیگه سر کار نرم و به کارام برسم.مادر همسر با دخترش اومده تهران که برن خرید و گردش! دختره ازدواج کرده تازه لج مامانشو گرفته. پارسال مادرش دخترشو تنها گذا

ادامه مطلب  

 

دیشب موقع خواب موضوع مهمونی حل شد. هی منتظر بودم بگم. خودمم خیلی خوابم میومد. نگران بودم بازم بحث پیش بیاد. توضیحم ندادم فقط گفتم چیزی میخوام بگم که خودت میدونی. چون موضوعش باز مونده بود فهمید. گفت گفتم که تو بخوای میام. منم با خیال راحت خوابیدم.فعلا هم حرف خواهرشو نمیزنم خاطرمون مکدر نشه. مهمونی رو بریم، بعد. 

ادامه مطلب  

 

دیشب موقع خواب موضوع مهمونی حل شد. هی منتظر بودم بگم. خودمم خیلی خوابم میومد. نگران بودم بازم بحث پیش بیاد. توضیحم ندادم فقط گفتم چیزی میخوام بگم که خودت میدونی. چون موضوعش باز مونده بود فهمید. گفت گفتم که تو بخوای میام. منم با خیال راحت خوابیدم.فعلا هم حرف خواهرشو نمیزنم خاطرمون مکدر نشه. مهمونی رو بریم، بعد. 

ادامه مطلب  

تورم؟  

یه نکته ی جالبی که توی بازار مملکت ما وجود داره اینه که اصلا تورم در قیمت اجناسش وجود نداره! یا اگر هم هست تورم منفی هست!! مثلا من از یک سال قبل تا الان که شیر پاکتی رو دارم میخرم ، قیمتش همون ۱۵۰۰ تومنی که بوده باقی مونده و اصلا افزایشی پیدا نکرده! حالا این که حجمش از یک لیتر رسید به ۹۰۰ میلی لیتر و الان هم شده ۷۵۰ میلی لیتر اصلا مهم نیست و خدشه ای در کاهش روزافزون نرخ تورم  وارد نمی کنه! #کم_فروشی

ادامه مطلب  

تورم؟  

یه نکته ی جالبی که توی بازار مملکت ما وجود داره اینه که اصلا تورم در قیمت اجناسش وجود نداره! یا اگر هم هست تورم منفی هست!! مثلا من از یک سال قبل تا الان که شیر پاکتی رو دارم میخرم ، قیمتش همون ۱۵۰۰ تومنی که بوده باقی مونده و اصلا افزایشی پیدا نکرده! حالا این که حجمش از یک لیتر رسید به ۹۰۰ میلی لیتر و الان هم شده ۷۵۰ میلی لیتر اصلا مهم نیست و خدشه ای در کاهش روزافزون نرخ تورم  وارد نمی کنه! #کم_فروشی

ادامه مطلب  

نود و ششی که گذشت  

سال 96 به چشم بهم زدنی داره تموم میشه و فقط دو روز ازش مونده. فکر می کنم به سال گذشته که خواهرم بود , با چه ذوقی برای خودش لباس عید خریده بود و توی عید خوانودگی رفتیم عید دیدنی. یادآوری این لحظات برام مثل یه فیلم روی دور تنده که هر قدر تکرار بشه دردش برای من بیشتره. امسال خبر مرگ زیاد شنیدم و زیاد به چشم دیدم. بازماندگان اون درگذشتگان هم مثل من حتمن دارن مرور خاطرات سال96 رو می کنند و با یاد عزیزشون سوال تکراری "مگه جای کسی رو گرفته بود" رو از خ

ادامه مطلب  

نود و ششی که گذشت  

سال 96 به چشم بهم زدنی داره تموم میشه و فقط دو روز ازش مونده. فکر می کنم به سال گذشته که خواهرم بود , با چه ذوقی برای خودش لباس عید خریده بود و توی عید خوانودگی رفتیم عید دیدنی. یادآوری این لحظات برام مثل یه فیلم روی دور تنده که هر قدر تکرار بشه دردش برای من بیشتره. امسال خبر مرگ زیاد شنیدم و زیاد به چشم دیدم. بازماندگان اون درگذشتگان هم مثل من حتمن دارن مرور خاطرات سال96 رو می کنند و با یاد عزیزشون سوال تکراری "مگه جای کسی رو گرفته بود" رو از خ

ادامه مطلب  

گفتگو  

امروز از دیروز خیلی بهترم تپش قلبم تموم شده البته یکم استرسم مونده .دیشب همسر ساعت ۸ اومد اولش مثه همیشه و عادی برخورد کرد و یه حالمو پرسید و خیلی وارد جزئیات نشد بعد شام و گوشی و تلویزیون تو تمومش کنارم نشسته بود ولی چیزی نگفت معمولا وقتی میدونه خرابکاری کرده این مدلی رفتار میکنه و صحبت در موردش براش خیلی سخته .... موقع خواب بغلم کرده بود و مرتب میبوسیدم من جواب هزارتا بوسشو با یه بوسه دادم و خواستم بخوابم . گفت تو مریض نشی که من میمیرم . گفت

ادامه مطلب  

گفتگو  

امروز از دیروز خیلی بهترم تپش قلبم تموم شده البته یکم استرسم مونده .دیشب همسر ساعت ۸ اومد اولش مثه همیشه و عادی برخورد کرد و یه حالمو پرسید و خیلی وارد جزئیات نشد بعد شام و گوشی و تلویزیون تو تمومش کنارم نشسته بود ولی چیزی نگفت معمولا وقتی میدونه خرابکاری کرده این مدلی رفتار میکنه و صحبت در موردش براش خیلی سخته .... موقع خواب بغلم کرده بود و مرتب میبوسیدم من جواب هزارتا بوسشو با یه بوسه دادم و خواستم بخوابم . گفت تو مریض نشی که من میمیرم . گفت

ادامه مطلب  

گفتگو  

امروز از دیروز خیلی بهترم تپش قلبم تموم شده البته یکم استرسم مونده .دیشب همسر ساعت ۸ اومد اولش مثه همیشه و عادی برخورد کرد و یه حالمو پرسید و خیلی وارد جزئیات نشد بعد شام و گوشی و تلویزیون تو تمومش کنارم نشسته بود ولی چیزی نگفت معمولا وقتی میدونه خرابکاری کرده این مدلی رفتار میکنه و صحبت در موردش براش خیلی سخته .... موقع خواب بغلم کرده بود و مرتب میبوسیدم من جواب هزارتا بوسشو با یه بوسه دادم و خواستم بخوابم . گفت تو مریض نشی که من میمیرم . گفت

ادامه مطلب  

گفتگو  

امروز از دیروز خیلی بهترم تپش قلبم تموم شده البته یکم استرسم مونده .دیشب همسر ساعت ۸ اومد اولش مثه همیشه و عادی برخورد کرد و یه حالمو پرسید و خیلی وارد جزئیات نشد بعد شام و گوشی و تلویزیون تو تمومش کنارم نشسته بود ولی چیزی نگفت معمولا وقتی میدونه خرابکاری کرده این مدلی رفتار میکنه و صحبت در موردش براش خیلی سخته .... موقع خواب بغلم کرده بود و مرتب میبوسیدم من جواب هزارتا بوسشو با یه بوسه دادم و خواستم بخوابم . گفت تو مریض نشی که من میمیرم . گفت

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  

خبر خوب  

با استاد تماس گرفتم و گفتم مقاله پذیرش گرفته و خیلی سریع گفت هزینه رو پرداخت میکنه. خوشحال شدم. امیدوارم زودتر پرداخت کنه.الان مشغول آماده کردن چکیده مبسوط شدم. خیلی سخت نبود. البته به انگلیسی برگردوندنش مونده...* خوبه که هر روز دغدغه کار دارم. اگر آرامش داشتم و کارهام به موقع و رو روال بود خیلی بهتر میشد. به هر حال باید کار کرد. نمیشه که بی کار موند. اما این فشار و اجبار به انجام کار در وقت محدود منو میکشه! هرچند وقتی هم که فرصت دارم و آرامش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >