دو دقیقه بودی ...  

نه به باره نه به داره هنوز هیچی نشده چرا ترمزت بریده کجا با این عجلههنوزم فکر میکنم یه حسی داري تو به من تو خودت نریز یه ریز هی بهم حرفاتو بزندو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاشدو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاش
از سرم گذشته هرچی بد گذشته من بخت برگشته خوبی برنگشت بهمزبون بسته قلبم تورو میخواد قلبا نزن حرف رفتن نگذر از دل مندو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو

ادامه مطلب  

بی پولی  

داري زندگیتو میکنی، درستو میخونی ، یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل! بیست سالم شده و دیگه روم نمیشه از بابام پول بگیرم، بیست سالم شده و هیچ کاری بلد نیستم که بتونم ازش پول دربیارم، هیچی از خودم ندارم. وام دانشجویی میگیری که حداقل یه ماه بتونی خرج کارای لازم عقب افتاده که روت نمیشه از بابات بخوای رو بدی، اونم نگاه میکنی و میبینی اینقدر کم هست که نتونی هیچ کاری بکنی. یهو یه نگاه به درسات میکنی و میبینی ای وااای از اینم که نمیشه پول دراورد... ی

ادامه مطلب  

لاشی نباشیم  

یه روزی عاشق یکی میشی میپرستیش ازخودتم بیشتردوسش داري  نفست به نفسش بندمیشه مغرورمیشی تمام وکمال واسه خودت میخواییش حتی ب نگاهای بقیه ک روش میفته حسودی میکنی باهاش که راه ميري دلت قنج میره دستاشومیگیری ویه اخم میاری روپیشونیت ک بگی آهای اونی ک ب عشقم نگامیکنی صاحاب داره هاااا...وختی اسمتوصدامیکنه دلت میلرزه شده تموم زندگیت ی ساعت که باهاش حرف نزنی سردرگمی حالت خرابه بهونه میگیری جالبش اینجاس بقیم میدونن چرابهونه گیرشدی میدونن دلت هواشو

ادامه مطلب  

سد(آب بند)خوشدر روستای ده زرد  

سد(آب بند) بتونی خوشدر، در سال ۸۵ با اعتبار ۵۰۰۰۰۰۰۰ میلیونی ساخته این سد بر روی رودخانه فصلی خوشدر (در کوهستانده ده زرد) واقع شده که تاثیر به سزایی در چاه های  آبی کشاورزی سه روستا ده زرد ،ده هوت ،کهور ميري دارد،فاصله سد تا روستای ده زرد شش کیلومتر می باشد.که یکی از مهمترین  جاذبه های تفریحی و گردشگری روستا می باشد.
 
 
 
 

ادامه مطلب  

کاش این انتظار پایان پذیرد  

میخوام بنویسم و حرفی که تو دلم هست رو بگم. ولی انگار قرار نیس از ذهنم خارج بشه، مثل اینکه قرار نیست بتونم حرفامو با بقیه به اشتراک بذارم. 
انتظار آدم رو از زندگی میندازه، انتظار اینکه الان فلانی زنگ میزنه، الان فلانی پیام میده و هزار هزار انتظار دیگه که باعث میشه از صبح که بیدار میشی تو حالت آماده باش باشی. آرامشی نداري و شب رو با یه خستگی عمیق به رخت خواب ميري. و طی روز دائمی فکر میکنی کاش یکی بود که تو این خستگی ها روش حساب کنم. کاش اونقدر که چ

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و نودم  

میدونی من اعصاب ندارم خیلی خیلی آروم پیش ميري ...
میدونی چیه اگه یه پسری دلش بخواد کار بد بکنه بعد اصن اعصابش نمیکشه شش ماه عاشقی کنه
هفت ماه کمین کنه در نهایت باهم دوس بشید و ...
راستش کاشکی برعکس بود کاش اولش آدم ها با هم کار بد میکردن بعدش تصمیم میگرفتن که دلشون همدیگه رو میخواد یانه
حداقل اینجوری بخاطر کار بد همو سرکار نمیذاشتن و فریب نمیدادن
حداقل میفهمیدن که همدیگه رو دوس دارن یا کار بد رو ...اونوقت کسانی که میماندن واقعی ماندنی بودند .
و با

ادامه مطلب  

یاد دنیای کودکانه...  

نشسته بودم، به خونشون نگاه میکردم و خاطرات، تصویری برام مرور میشد
از  مرداد نرفته بودم و امشب هم اگر دعوت نمیشدیم این نرفتن تا...خدا میدونه کِی ادامه میداشت
شب معذبانه ای!!! بود، به خیلی دلایل شاید؟ هوم؟
دلم دنیای کودکانه میخواد
دنیای کودکانه یعنی ميري خونه عمت، خود عمه هست، هیچی تو خانواده باعث هیچ حس بدی نشده، با همبازیت سرگرم میشی، و خنده، و خوشی
دنیای الان؟ ولش کن
+دلم یدونه از همون خواب های دیشب رو میخواد دیشب که نه درواقع صبح

ادامه مطلب  

دوره درجه داری  

ختتامیه  سومین دوره رزم مقدماتی مشترک دانش پژوهان درجه داري آموزشگاه های ارتش صبح  فردا شنبه 2/10/96در مرکز آموزش درجه داري حضرت جواد الائمه(ع) نیروی زمینی ارتش  با حضور امیر دریادار سیاری رئیس ستاد و معاون هماهنگ کننده ارتش  برگزار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی ارتش ، دانش پژوهان در این دوره طی هشت هفته شبانه رو زی ،  برنامه های آموزش رزم مقدماتی و برنامه های فرهنگی و عقیدتی را زیر نظر افسران مجرب نیروهای سه گانه و قرارگاه پدافند هوایی خاتم

ادامه مطلب  

عشق خواهرشه  

خواهــر که داشته باشی اگه ی دنیا دشمنت باشن خواهرت رفیقته…خواهــر که داشته باشی ینی ی پناه گاه همیشگی داري…خواهــر که داشته باشی شب های دل گیری نداري…..خواهــر که داشته باشی اصلا غم نداري….خواهــر که داشته باشی یکی هست اشک رو از صورتت پاک کنه…خواهــر که داشته باشی انگاری دنیا رو داري..به افتخار همه خواهرها

ادامه مطلب  

امشب  

امشب اولین شبی بود ک توو خونه ی جدید بودم و خواستم تجربه کنم این تنهایی و مستقل بودن رو ! البته بوده شب هایی ک تنها باشم ولی اینجا، توی این خونه ی جدید، قراره کلا خودم تنها باشم
ولی چون بخاری ندارم امشب، صابخونه( حیات خانوم) نزاشت توو خونه بمونم و گفت یا میای بالا پیش من و آقامون یا ميري پایین پیش دخترمون ! الا و بلا نمیزارم شبو اینجا بمونی و سرما بخوری. 
هرررچی هم مقاومت کردم نزاشت و گفت یالا جمع کن بریم
دلم میخواست میرفتم پیش خودشون. حیات خانوم

ادامه مطلب  

دردودل  

خدای خوب ومهربونم میدونم که صدامو میشنوی 
ازدلم خبر داري خدای خوبم سربلندش کن...
خدای مهربونی هاعشقمو تو تمام مراحل موفق کن
خدایا مراقب قلب مهربونش باش خدایاشادی به قلبش بده
ناراحتیاشوبگیر.خدای بزرگم منم سربلندکن و ببخشم ❤ 

ادامه مطلب  

نجوا  

موقعی که آدمی رو از دست میدیم جای خالی اون آدم رو هیچ چیز و هیچ کس قادر به پر کردن نیست و این زخمی رو برای همیشه بر قلبمون باقی میذاره که ما هر بار با دیدنش درد میکشیم (به خاطر همینه که میخوام آدمهای زندگیمون رو تا موقعی که هستند به قدر کافی دوست داشته باشیم). یقینا همه عزیزانی که از این دنیا میرن همیشه توی قلب ما هستن و نظاره گر حال و روز مان... اما هیچ چیز و حتی هیچ آدمی نمیتونه احساس ما رو تغییر بده، فقط میتونه به تغییر رفتار ما برای بهتر شدن زن

ادامه مطلب  

مزامیر 52  

1  [برای سالار مغنیان. قصیدهٔ داود وقتی که دوآغ ادومی آمد و شاؤل را خبر داده، گفت که، داود به خانهٔ اخیمَلَک رفت] ای جبار چرا از بدی فخر می‌کنی؟رحمت خدا همیشه باقی است. 2  زبان تو شرارت را اختراع می‌کند، مثل اُستُرهٔ تیز، ای حیله ساز! 3  بدی را از نیکویی بیشتر دوست می‌داري و دروغ را زیادتر از راست گویی، سلاه. 4  همهٔٔ سخنان مهلک را دوست می‌داري، ای زبان حیلهباز! 5  خدا نیز تو را تا به ابد هلاک خواهد کرد و تو را ربوده، از مسکن تو خواهد کَند و

ادامه مطلب  

263  

به نظرم کتابای خوب
یا فیلمای خوب
یا حتی حرفای خوبو نباید پیشنهاد داد 
باید ادم خودش کشفش کنه 
وقتی خودت کشف کنی خوب بودنش به توان هزار میرسه
انقد که دوست داري بقیه هم ازش استفاده کنن
واسه همین دلم میخاد هدیه بدم بهت این کتابو
هدیه از من 
کشف از تو.. 
+♥
+دوست دارم

ادامه مطلب  

صبح  

صبح بیدار شدم با چشمایی پف کرده؛با اعصابی خرد؛
چرا ایمان با اون کلمات تند نیس دار منو زخمی کرد انتقام چیو گرفت؟
ایمان یک روز از من متنفر میشی! هیچوقت ازت متنفر نمیشم الی!این پسره عاشقته الی!
ایمان من با تو نمی تونم وارد رابطه جدی بشم الان که کسی نیست جداشیم بهتره، الی تو به فکر من نباش چی کار داري...
هزارتارحرف اینطوری هزارتا اخطار و باز دم از عشق می زد!
یکدفعه

ادامه مطلب  

هواتو کردم،هوامو داری؟  

سلام ماه من
آخ که چقدر دلم تنگ شده بود واسه ازت نوشتن
شب شهادت دختر سه ساله امام حسین حضرت رقیه ست،تسلیت آقا جون،
دلم میخواد وقتی اینجا مطلب میزارم فقط بنویسم دارم میام مشهد همین..
دلتنگم و بیقرار مثل همه ی روزا و شبایی که با خیال مشهدی شدنم میگذرن،امید دارم به مهربونیت که یه روزی پنجره خونه ی من رو به حرمت باز بشه یا حداقل از پشت بوم خونه بتونم گنبد طلاتو ببینم و نفس بکشم تو هوات..
هوا داره رو به سردی میره و صحن و سرات خلوت تر و دنجتر از همیشه می

ادامه مطلب  

کشاورزی!  

امروز بابا ساعت شش صبح رفت سمت شهرستان واسه سرکشی به اراضی و طرح های کشاورزی و گاوداري.
منم رفتم باهاش .
سر یکی از طرح های کشاورزی رفتیم . عمو مرتضی سرکارگر باباست هم نظارت میکنه هم کار اخر ماهم گزارش و حساب کتابارو میفرسته.
یه تیکه کوچیک از زمین مونده بود شخم بزنن عمو مرتضی کارگرارو مرخص کرده بود گفت خودم این تیکشو شخم میزنم . 
منم اصرار کردم باید بدی من شخم بزنم . 
نشستم پشت فرموون تراکتور یه خط شخم زدم ته زمین دیسکا رو دادم بالا دور زدم یه خطم

ادامه مطلب  

311  

به یک دم زهد سی ساله به یک دم باده بفروشم
                                                     اگر در باده اندازد رخت عکس تجلی را
هنوز مشغول هستم. واسه استراحت یه چند بیت از عطار می تونه مفرح باشه .
نمی دونم چرا ظهر یه دفعه اینترنتم داغون شد. حس کردم مدیر مخابرات  پاشو گذاشته
بود رو شلنگ اینترنت ما. این وقتی که نیاز به اینترنت داري آزار دهنده هستش.
ساقیا توبه شکستم، جرعه ای می ده به دستم
                                                     من ز می ننگی ندارم، می

ادامه مطلب  

تا سه روز دیگه این وبلاگ حذف میشه  

تو که نه به من احتیاج داري نه به خوندن این وبلاگ ;) این منم که مور مور میشم و نمیفهممیدونه وبلاگ داشتم که در کل سال 33 تا مرور داشتحالا امروز حدود 33 تا مرور دارم کامنت هم که میگذاریدمنم که ظرفیت ندارم :))برمیگردم سر کلاس درست درسم رو میخونم

ادامه مطلب  

بانک مسکن یا سرگردنه؟!  

وام ها رو زیاد کردند. ده میلیون تومن بیشتر. حالا شد 40 میلیون. و قرار شد بخشی از آورده ها رو پس بدهند. شما دیدی؟!!! ما که ندیدیم
از فردای روزی که وام را گرفتم و مثل احمقها خانه را تحویل گرفتم، باید قسط می دادم.
بانک داري اسلامی!!!! عین رباخواری است. و بدترین و رباخوارترین بانک، بانک مسکن است.
بزار نفس بکشم. بزار جوهرش خشک بشه. انگشت جوهری رو پاک کنم بعد بیام قسط اول رو بدم.
چطور قسط بلافاصله شروع میشه و اگه یه روز عقب بیفته جریمه میشیم. اما آورده ها رو

ادامه مطلب  

اونقدر راه رفتی روی تنم تا به راه رفتنت دچار شدم  

یکی از حال خوب کن ترین کار های دنیا، قدم زدن ِ! کوله ات رو می ندازی روی دوشت، بند ِ کتونی ها رو محکم پاپیون می کنی، هندزفری رو هم می ذاری توی گوشت و بعد از اون، تو هستی و پیاده رو ها، پل های عابر پیاده و خیابون ها. من معتقدم پاییز، فقط باید به صدای رستاک گوش داد. تو یه قدم بر می داري و رستاک میگه: «یه دفعه از چه فصلی سبز شدی که تو احساس ِ من قدم بزنی/ یه خیابون شدم که گهگاهی یه کمی واسه من قدم بزنی». پاییز، فصل ِ راه رفتن و مرور کردن ِ. بری و بری و بر

ادامه مطلب  

280  

جالب بود برام چرا همیشه ادمایی که دغدغه های معیشتی کمتر دارن انقد بد شکست عشقی می‌خورن. چرا معمولیارو سنگدل نشون میدن تو فیلما؟ یه نگاه کردم به زندگیم دیدم بعضی وقتا زندگی یجوری میشه که برا همچین چیزایی جای غصه خوردن نداري. نه اینکه برات مهم نباشه یا بی احساس باشی. در واقع چون همزمان برا ده تا اتفاق دیگه هم داري غصه میخوری نمیتونی به اب و اتیش بزنی از دوری و پس زده شدن و مهم نبودن. فقط مثل همه ی وقتایی که باید قوی میبودی یه تیکه از قلبتو برا ای

ادامه مطلب  

چسناله ای کوتاه در باب عدم حضور دوستی قدیمی،و یا:«کوتاه راجع به زبانِ شخصی»  

وقتی فردی،مدت زیادی یه عکس در میون،توی حافظه موبایل و یا صفحات مجازی شما حضور بهم رسونده باشه،عدم حضورش،خودش یه کانسپته.اون سفیدی دیوارِ بغل دستِ شما و دوستان توی عکس،یا اینکه دیگه هیچ کلاه شاپوی عاریه ای توی عکس ها سرتون نمیذارید،و یا در جواب دوست های فضولِ دورتون،برای هزارمین بار،نمیگید که:«نه،فلانی بهترین دوستمه.رابطه ای نیست»٬این ها همش یه روایت دیگه ایه از این مساله که زبان مشترکی وجود نداره.‌تو فکر میکنی داري فارسی حرف میزنی.نمیز

ادامه مطلب  

پولی  

که لیلا بهم کمک میکنه قسمتی از مشکلاتمو حل میکن .شاید کوچیک ولی خوبه.مامان سختش خرج ی چیزایو بد.با پول لیلا میخرم.داشتم بهش میگفتم لیلا پول واسه خودت کم نباشه هرماه پدر مادرش۲۰۰تومن بهش میدن که باید خرج رفت وآمد به دانشگاهش.کتاب و لباسشم بد.بهش گفتم واسه خودتم کم لیلا .خجالت کشیدم که اون سختی بکشه من با پول اون ولخرجی کنم برای همین سعی می کنم این۵۰تومن پولو کم مصرف کنم .شاید بشه پس اندازم کنم واسه روز موادا.نباید ول خرجی کنم.اگه یدفع لیلا بگه پ

ادامه مطلب  

مزایایی انرژی هسته ای  

انرژی در جهان امروز یك عامل راهبردی است و اغلب كشورهای جهان به خصوص آنها كه به دنبال اعمال اراده و قدرت خود بر دیگر كشورها می باشند از همین دریچه به مقوله انرژی می نگرند. سوخت های فسیلی مانند ذغال سنگ، مقدار قابل توجهی از انواع آلاینده ها همانند تركیبات كربن و گوگرد را وارد محیط زیست می سازند كه برای سلامت انسان زیانبار است. از سوی دیگر با توجه به افزایش مصرف برق و پایان پذیر بودن منابع سوخت فسیلی به نظر می رسد استفاده از انرژی هسته ای بهترین

ادامه مطلب  

برای بهار! :)  

+ دوست داري برگردی به پنج سال قبل؟
_ با عقل امروزم؟
+ آره!
_ قطعا، آره!
+ خب تبریک میگم، الآن پنج سال قبل از سال۱۴۰۱هستی. شروع کن!

ادامه مطلب  

-_-  

کمی آروم ترم. انگار که  تو خودم حکومت نظامی اعلام کردم. حتی خودم از خودم ترسیدم. میدونم که درست نیست و بالاخره از یه جا دوباره میزنن بیرون. کمال گرایی که تا دو سال پیش نمیذاشت اصلا خسته بشم از درس خوندن و کارای دیگه، الان بلای جونم شده. یه کتاب غلبه بر کمال گرایی گرفتم از سال پیش که مشاور بهم معرفی کرد، هنوز به قسمت اصلیش نرسیدم :|  ولی هربار میخونمش استرس میگیرم نمیدونم چرا. رسیدم به جایی که میگه ببین دیگران تو زمینه های کمال گرایی که

ادامه مطلب  

سکوت بیجا  

‍ #در_مذمت_بی_تفاوتیای عزیز! مبادا بی تفاوتی و رفتار مسالمت آمیز با هتاکان به حُرُمات الهی را نشانه عرفان و توحید پنداري و تصور کنی که در مراحل عالیه سیر الی الله قرار داري! مگر رضایت و خشنودی حضرت جانان – جل جلاله – در دفاع مشروع مقابل تجاوز به حریم و حقوق بندگانش نمی باشد؟!امام کاظم – علیه السلام – که کظم غیظ او در سیره اش معروف بوده است فرموده: هرکس در جایی که باید درشتی و خشونت به خرج دهد، خشم نگیرد، در برابر نعمت ها سپاسگزار نمی باشد؛« مَ

ادامه مطلب  

این یا اون؟  

پاییز تموم شد. به همین راحتی. دلم براش تنگ می شه تا سال آینده.
دختر خاله مم عروس شد امشب. حس خاصی نداشتم.
همیشه وقتی می رفتم عروسی، دلم می گرفت و بغض می کردم.
بعد دلم می خواست اون لحظه رو با حامد داشته باشم. اما امشب...
هیچ حسی نبود. حتی حامد هم به تنهایی تو ذهنم نبود. نصف نصف، حامد، جاوید.
حامد رو می دونم چرا تو ذهنم بود. ولی جاوید رو نمی دونم.
به طرز خنده داري تا ذهنم می خواست بره سمت حامد، جاوید می پرید وسط!
منم در بی حسی کامل به هیچ کدوم فکر نمی کردم.

ادامه مطلب  

گَرد پیری ...  

 
...............گَردِ  پیری .........
قامتم خم شد، دو چشمم کور، موهایم سپید*
ای دریغا که جوانی رفت ، اما کس ندید
گردِ پیری می نشیند تا تو را بنشاندت
عالمی باشد به پیری پُر زاحساسِ جدید
چون گل و پروانه بودیم درمیان بوستان
باغبان آمد گل ِ بشکفته را از شاخه چید
میرسداز دردِ زانویت عصاگیری به دست
آخرش گویی کجا رفت آن همه شورو امید
در سرت شور جوانی میزند اما چه سود
شِکوها داري چرا این قامت رعنا خمید
حسرتِ روزهای عشقِ رفته پیدا میشود
یادِ  دلبر آوری روزی که ا

ادامه مطلب  

چالش بزرگ  

همیشه فک میکردم که کسی به من نگاه نمیکنه
یه روز گفتم رضااااااااااااااااا چی داري میگی واسه خودت
پسر باید به دختر نگاه کنه یا دختر به پسر ؟
این تویی که به کسی نگاه نمیکنی این تویی که هیچکسو ادم حساب نمیکنی و هی خودتو میگیری
این تویی که عاشق نمیشی رضاااااااااااااااااااا
رضا این تویی که کسی رو دوس نداري
هی نگو بقیه هی نگو بقیه هی نگو بقیه عاشقم نمیشن
این تویی که هرکی میاد طرفت نمیشه نمیشه نميري طرفش ولش میکنی بهش توجه نمیکنی
بشمارم برات ؟ بشمار

ادامه مطلب  

همه رو میدونم  

میدونم که حقی از تو ندارم، میدونم که تو دیگه زندگی خودتو داري و دارم تلاش میکنم ارامشتو به هم نزنم، اما این دل زبون نفهم من، حالیش نمیشه، همینطور دلتنگی می‌کنه برای تو که یگانه عشق تمام زندگیش بودی و هستی، باورش برات سخته اگه بهت بگم تمام مدت شب یلدا همه عزیزانم دورم بودن اما من مثل کسی که در پی گم کرده اش می گردد بی تاب بودم مدام یادت می افتادم چشمهایم پر میشد و بغضم را قورت میدادم و وقتی می‌دیدم تمام آن شب حتی یکدفعه هم آنلاین نشدی حضورت را

ادامه مطلب  

سالروز وفات کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیهاالسلام تسلیت باد  

سالروز وفات کریمه اهل بیت
 
حضرت معصومه علیهاالسلام تسلیت باد
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خان

ادامه مطلب  

مکالمه . رمز را می دانی  

-یه موضوعیه که خیلی وقته بد درگیرشم×چه موضوعی؟-بچگی هات هم چقدر خوب نگاه می کردی!×یه سری خصوصیاتی ذاتی هستند. یعنی با گذر زمان تغییر نمی کنن. منم از بچگی یه همچین اخلاق هایی داشتم، کم می خندیدم، کم گریه می کردم. اما زیاد خیره می شدم به همه چیز. متفکرانه!-شاید برای همین مامان بابات اسمتو گذاشتن نگار...از نگاه گرفتنش×نگفتی اون مساله چیه؟- میگم حالا...یه سوال میپرسم راست راستشو بگو. یعنی اونی که واقعا درونت حس می کنی. حالت خوبه؟×چطور مگه؟!_برام خیلی

ادامه مطلب  

سیاست زدگی ۲  

منافع شخصی یه عده شده باعث سر در گمی مردم
تا چند وقت پیش منافعشون این بود که این کاندید رأی بیاره
و مردم و تحریک کردن برای رأی دادن ایشون
و حالا احساس خطر میکنن و بازم مردم و تحریک میکنن
تا مردم همیشه در صحنه ایران وارد کار بشن
 
خیلی جالب دیروز دیسگو خیابونی
امروز اعتراض خیابونی
و جالبتر اینجاست که هر دوی این حرکتها
با تحریک و عوام فریبی یه عده منفعت طلب شکل میگیره
 
واقعا چه خبر شده؟
چرا دیگه کسی خودش تلاش به فکر کردن نمیکنه
و همه منتظر نشستن

ادامه مطلب  

سعید بیابانکی  

غزل فراق امام زمان(عج)
آهم برای آینه داري که گم شده است
یاری که گم شده است، دیاری که گم شده است
 
تقویم‌ها خزان به خزان زرد می‌شوند
در جستجوی بوی بهاری که گم شده است
 
ای مهربان چگونه بگردم بدون تو
دنبال دانه‌های اناری که گم شده است
 
آرام‌تر بخوان که نلرزد به روی اسب
این بیت را به گوش سواری که گم شده است:
 
ترسم ز دشت کرب و بلا سر در آوریم
در حین جستجوی مزاری که گم شده است
 

ادامه مطلب  

زمستون همش برفه!  

لبوهای داغِ زمستونِ خیابون بهار و اون نیمکتها ی همیشه ی خدا یخی که روش میلرزیدیم و لبو میخوردیمو که من از پر قنداق بلد نبودم!تو یادم دادی! 
یا اون خیابون فرعیِ حشمت که تهش میخورد به کبابی همیشه شلوغ حاجی نصرت که واسه دوسیخ نون و کباب داغ نیم ساعت باید توو سرما منتظر وایمیسادیمو! 
یا گشتن توو ایستگاه خطی تاکسیا دنبال اونایی که رادیوشون روشنه و کز کردن گوشه ی صندلی هاش و گوش دادن و کیف کردن از موزیکاش، وقتی که تنمون از گزگز سرما شل میشد و کم کم گ

ادامه مطلب  

داستان رویا و مهدی  

شوهر: رویا جان کلاس فلسفه چه جور بود؟ دیگه آخرای دانشگاه هستی چقدر لذت بخش است وقتی مدرکت را بگیری؟
رویا: مهدی جان واقعا خوشحالم که دارم فلسفه میخونم رشته جالبیه؟
شوهر: خیلی رویا آرومی چرا؟ چرا اینقدر آرومی آخه زندگی خیلی ناملایمات داره ولی تو واقعا زندگی را برا خودت حل کردی؟
رویا: آخه نمی دونی من با هر آدم توی خیابون که مواجه می شم بعد از حرف زدن می گم این تفکرش شبیه تئوری هایی است که این فیلسوف داده است واقعا جالبه فلسفه دریاست و ما قطره هر ر

ادامه مطلب  

روز خوب با پیامش  

شاید امروز یه روز عادی می تونست باشه مثل شروع همه ماه های شمسی اما یه پیامم باعث شد که من کلی انرژی بگیرم واون پیام رساله ای بود پر از مهر وتایید. وقتی کسی که خلیلی دوسش داري بهت بگه با موضوع عالیت ترکوندی و خوشحال باشه از پیشنهادت .چقدر پیامت انرژی بخش بود سید مسعود خودم حتی فکر این که باز کتابام جریمه خوردن نتونست شاد بودنم خراب کنه خیلی دوست دارما و امیدوارم مقالمون رتبه بیاره ا.ولین کار مشترک من وتودوستت دارم وروجی.

ادامه مطلب  

"به کشتن فرج یابی از سوختن"...  

 
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 
 
شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت


که من عاشقم گر بسوزم رواست

تو را گریه و سوز باری چراست؟


بگفت ای هوادار مسکین من

برفت انگبین یار شیرین من


چو شیرینی از من بدر می‌رود

چو فرهادم آتش به سر می‌رود


همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فرو می‌دویدش به رخسار زرد


که ای مدعی عشق کار تو نیست

که نه صبر داري نه یارای ایست


تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده‌ام تا بسوزم تمام


تو را آت

ادامه مطلب  

تزریق چربی  

تزریق چربی
در تزریق چربی بافت چربی از بدن خود شخص برداشته می شود و در محلی که نیاز است تزریق می شود( پیوند زده می شود).
 
چربی از بهترین حجم دهنده ها و پرکننده ها می باشد که می توان از این خاصیت در نقاط مختلف بدن استفاده نمود.
 
امروزه از تزریق چربی برای جوان سازی نقاط مختلف بدن و در تمام سنین استفاده می شود.
 
 
 
موارد استفاده از تزریق چربی
 
پر کردن افتادگی ها و فرو رفتگی های صورت
از بین بردن چین و چروک و سیاهی دور چشم
بر جسته کردن گونه
بر جسته کر

ادامه مطلب  

مروارید عشق  

=========================
سر به روی شانه های یار می چسبد عجیباشتیاق لحظه ی دیدار ، میچسبد عجیب
روزه داري میکنم در فصل انگور لبتبا شراب بوسه ات افطار ،میچسبد عجیب
بوستان سبز چشمت دل به یغما می بردبا تو سر كردن در این گلزار، میچسبد عجیب
من گرفتارم به جبر عشق و سوز آتشتسوختن در آتش اجبار ، میچسبد عجیب
مست مستم از شراب بوسه های ناب توجام می با یك پك سیگار ، میچسبد عجیب
همچو موجی عاصی ام آرامشم ده امشبیبا دل دریایی ات پیكار میچسبد عجیب
این صدف پر شد ز مروارید

ادامه مطلب  

داستان یک روانشناس  

شیرین یک استاد دانشگاه در رشته روانشناسی است او سالهای سال است که در مطب به کار روانشناسی اشتغال دارد.
منشی: یک خانومی چند بار مراجعه کرده به مطب تا در مورد بیماریش با شما صحبت کنهگفته تا چند دقیقه دیگه مییاد مطب.
شیرین: مشکلی نیست بفرستش بیاد داخل.
منشی بعد از چند دقیقه به سراغ دکتر رفت و گفت که بیمار خانم روانشناس به مطب آماده است و شیرین به منشی گفت تا به اتاق وارد شود.
شیرین: بفرمایید داخل خانم
خانم: خانم دکتر سلام ببخشید من یک مدتی است که فک

ادامه مطلب  

نسبت زندگی با باورهای ما  

به نام خدایی که در همین نزدیکیست...
سلام . یه مدت زمانیه که مطلبی جدیدی تو وبلاگم نذاشتم . دلیلش کمبود وقت نبود. دلیلش نبود موضوعی بود که بدرد بخور باشه .
اصولا چیزی ب ذهنم برسه اما خودم تجربه ش نکرده باشم ، تایپش نمیکنم.
پس وبلاگی دارم بر طبق اعتقادات و تجربیات خودم و اگه از مطلبی استفاده کنم حتما ذکر میکنم تو برچسب ها.
اگه علاقه ای به موفقیت ندارين لطفا نخونید متن رو ، چون باعث اتلاف وقتتون میشه و یه چرت نگویی به من . ^_^
قبلا هم در این مورد نوشتم ا

ادامه مطلب  

از همـه چی (:  

این اولین شب یلدایی خواهد بود که وجودت را کم داريم ‌..
یلدا بدون تو چگونه خواهد بود ؟ 
خوابتُ دیدم و گفتی اومدی ببینیمون (: چقد تو خواب لبات میخندید .
می دونستی چقدر دلم برای صدات ٬ خنده هات تنگ شده ؟
باورت میشه باور ندارم که نیستی .. انگار همه مون منتظریم 
بیای ٬ انگار رفتی یه مسافرت ٬ چشم انتظاریم .. 
« دزدیده چون جآن می روی اندر میآن جان من »
خدایا چقدر درد داره از دست دادن عزیزت .. خدایا صبر عطا کن .
دایی میگه : چقدر بابایی میاد به خوابت ؟ انگار ف

ادامه مطلب  

آرامش  

صبح جلسه بودم به همکارا نگاه می کردم و اعتبار و حرمتی که دارم، به خودم گفتم داري چی کار می کنی؟ خودت رو درگیر مسائل بچگانه کردی؛جایگاهت و شخصیتت رو فراموش کردی؛ لعنت به فضای مجازی!
کمی به خودم اومدم! من همونی ام که مدیرم شخصی ترین مسائلی که ناراحتش می کنه رو میاد با من مشورت می کنه؛همونی که استادهام بین ۱۰۰تا دانشجو تعریف و تمجید و احترام خاص برام قائل بودن؛همون که معاونت مجموعه به چشم یک دختر قوی بهم نگاه می کنه؛روزانه چندین پیام دارم از دخت

ادامه مطلب  

حس کند این حصار امن پابرجا میماند...  

اینکه زن بوی قرمه سبزی بدهد یا بوی قهوه
یا اینکه اهل کافه و دنیای هنر و مافیهایش باشد یا اهل خانه داري و ظرایفش فرع مساله است اصل مساله این است که وقتی تکیه داده است توی بغلت و دستهایت را جمع کرده است توی سینه اش ضربان قلب تو را پشت قفسه سینه اش بشنود ... حس کند این حصار امن پابرجا میماند.
ای_لیا

ادامه مطلب  

دیشب.  

الان منو مثله برده دار های ظالم تصور میکنید به خاطر عروس خانوم. ولی اصلا اینطوری نیستاااا .اینن خانم پدرش از اشنا های باباست . در واقع یکی از کار گرهایی هست که روی اراضی کشاورزی کار میکنن.این خانم اصلا نیازی به کار کردن نداره خودش دوسداره کار کنه و مستقل باشه. زبونشم خیلی درازه . پس خیال همه راحت باشه .
بعدم من اینقدر بد و ظالم نیستم که بخوام اذیت کنم اینو. این قدر راحت باهاش برخورد کردم که مثلا میگم ظرفارو بزار تو ماشین ظرفشویی خسته میشی اینطور

ادامه مطلب  

دیشب خوابتو دیدم  

این دومین باره تو این هفته خوابتو دیدم خیلی وقت بود اینطور مهربان ندیده بودمت آغوشت گرمترین و امن ترین جای جهان برای من است صدای قلبت صدای آرام نفسهایت و حرفهای آرامش بخش و امیدوار کننده ات، حرفهایی که با واقعیت وجودی ات متناقض است میگویی فراموشت نکرده ام اما فراموش کرده ای هیچ سراغی از من نمیگیری، می گویی از هر چیز در دنیا عاشقانه تر دوستم داري اما تنهایم گذاشته ای
اما من هنوز هم به این توهمات رویایی خود معتادم تنها جاییست که می توانم ثانی

ادامه مطلب  

آقا؟؟باز دلتنگم  

سلام ستاره ی قلبم
اول از دعوتت ممنونم ازت،ممنون بخاطر لطف بی اندازت،ممنون بخاطر همسفرای خوب..ممنون بخاطر غذای حضرتی..ممنون بخاطر اینکه لایق دونستی آقا..
همیشه بعد از پست مشهد دلم نمیاد مطلب بزارم ولی دلتنگی نمیزاره،به خودت قسم اومدنم به مشهدت مثل خواب گذشت بازم دلتنگم و توی ۲۴ ساعت به جرات میگم ۲۳ ساعتش به تو فکر میکنم،به مجاور شدن،به پنجره باز اتاقم رو به گنبدت، به آرامشم وقتی زیر سایه مهربونتم،به حس خوبی که تو مشهدت دارم...به فکر کردن به ه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >