کوتاه ترین داستان عشقی!  

[ad_1] روزی مردی از یک دختر پرسید: آیا با من ازدواج می‌کنی؟..... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستان کوتاه داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه طنز داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه طنز داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقا

ادامه مطلب  

کوتاه ترین داستان عشقی!  

[ad_1] روزی مردی از یک دختر پرسید: آیا با من ازدواج می‌کنی؟..... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستان کوتاه داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه طنز داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه طنز داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقا

ادامه مطلب  

داستانک؛ علت خلقت مگس!  

[ad_1] داستانک؛ علت خلقت مگس! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستانکداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه حکایت، حکایات، حکایات جالب، حکایات آموزنده، حکایات …حکایت،حکایات،حکایات کوتاه،حکایات عبید زاکانی،حکایات عرفانی کوتاه،حکایات آموزنده داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانه

ادامه مطلب  

داستانک؛ علت خلقت مگس!  

[ad_1] داستانک؛ علت خلقت مگس! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستانکداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه حکایت، حکایات، حکایات جالب، حکایات آموزنده، حکایات …حکایت،حکایات،حکایات کوتاه،حکایات عبید زاکانی،حکایات عرفانی کوتاه،حکایات آموزنده داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانه

ادامه مطلب  

داستانک؛ علت خلقت مگس!  

[ad_1] داستانک؛ علت خلقت مگس! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاشقانهداستانکداستان های کوتاه عاشقانهداستان کوتاه حکایت، حکایات، حکایات جالب، حکایات آموزنده، حکایات …حکایت،حکایات،حکایات کوتاه،حکایات عبید زاکانی،حکایات عرفانی کوتاه،حکایات آموزنده داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانه

ادامه مطلب  

عکس/ تنبیه وحشیانه دانش آموز پسر با خط کش  

عکس/ تنبيه وحشیانه دانش آموز پسر با خط کش • زیمنس گستر
 
 


عکس/ تنبيه وحشیانه دانش آموز پسر با خط کش • زیمنس گستر
دانش آموز پسر که با خط کش آهنی توسط معلمش تنبيه شده است.می گوید که به خاطر درس ریاضی تنبيه شده است.منبع
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۱/۲۸
نویسنده: admin
اشتراک مطلب با دوستان :

ادامه مطلب  

داستانک؛ سنگتراش  

[ad_1] روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک وقتی که الاغ شدم – بخشیدن هنر است داستان عبادت بجز خدمت خلق نیست داستان داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاش

ادامه مطلب  

داستانک؛ سنگتراش  

[ad_1] روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک وقتی که الاغ شدم – بخشیدن هنر است داستان عبادت بجز خدمت خلق نیست داستان داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاش

ادامه مطلب  

داستانک؛ سنگتراش  

[ad_1] روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک وقتی که الاغ شدم – بخشیدن هنر است داستان عبادت بجز خدمت خلق نیست داستان داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاش

ادامه مطلب  

داستانک؛ سنگتراش  

[ad_1] روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک وقتی که الاغ شدم – بخشیدن هنر است داستان عبادت بجز خدمت خلق نیست داستان داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه …داستان عاشقانهداستان کوتاه عاش

ادامه مطلب  

خلاصه داستان قسمت 160 سریال ماه پیکر  

خلاصه داستان قسمت 160 سریال ماه پیکر
 
ماه پیکر 2 | داستان و قسمت آخر فصل دوم سریال ماه پیکر - دیلیwww.dailys.ir › عکس سریال۱۹ بهمن ۱۳۹۵ ه‍.ش. - خلاصه داستان فصل دوم سریال ماه پیکر را به همرا عکس بازیگران و خلاصه تمام قسمت های فصل دوم سریال ماه پیکر را در سایت دیلی مشاهده نمایید.خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ماه پیکر - دیلیwww.dailys.ir › عکس سریال۷ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - آخر سریال ترکی ماه پیکر چی میشه ؟,قسمت اخر ماه پیکر,زمان پخش سریال ماه پیکر,داست

ادامه مطلب  

خلاصه داستان قسمت 160 سریال ماه پیکر  

خلاصه داستان قسمت 160 سریال ماه پیکر
 
ماه پیکر 2 | داستان و قسمت آخر فصل دوم سریال ماه پیکر - دیلیwww.dailys.ir › عکس سریال۱۹ بهمن ۱۳۹۵ ه‍.ش. - خلاصه داستان فصل دوم سریال ماه پیکر را به همرا عکس بازیگران و خلاصه تمام قسمت های فصل دوم سریال ماه پیکر را در سایت دیلی مشاهده نمایید.خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ماه پیکر - دیلیwww.dailys.ir › عکس سریال۷ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - آخر سریال ترکی ماه پیکر چی میشه ؟,قسمت اخر ماه پیکر,زمان پخش سریال ماه پیکر,داست

ادامه مطلب  

داستانک؛ بد شانسی  

[ad_1] وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک داستان خواندنی عجب خوش شانسیداستان سرگرمی داستانک پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت روزی اسب داستان،داستان عاشقانه،داستان

ادامه مطلب  

داستانک؛ بد شانسی  

[ad_1] وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده... [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک داستان خواندنی عجب خوش شانسیداستان سرگرمی داستانک پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت روزی اسب داستان،داستان عاشقانه،داستان

ادامه مطلب  

آدمها سه دسته‌اند: عینک، ملحفه، فرش!  

[ad_1] تابناک: محمدهادی مؤذن جامی در بخش وبلاگ خبرآنلاین نوشت: مثال جالب زیر از حاج آقا قرائتی نقل شده:آدمها سه دسته اند:- عینک!- ملحفه!- فرش!وقتی یک لکه ی چایی بنشیند روی عینکت، "بلافاصله" زود آن را با "دستمال کاغذی" پاک می کنی!وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه، می گذاری "سر ماه" که لباس ها و ملحفه ها جمع شد، همه را با هم با "چنگ" (زمان قدیم!) می شویی!وقتی همان لکه بنشیند روی فرش، می گذاری "سر سال" ، با "دسته بیل" به جانش می افتی!!!خدا ( و به تعمیم آن: ولی خدا

ادامه مطلب  

آدمها سه دسته‌اند: عینک، ملحفه، فرش!  

[ad_1] تابناک: محمدهادی مؤذن جامی در بخش وبلاگ خبرآنلاین نوشت: مثال جالب زیر از حاج آقا قرائتی نقل شده:آدمها سه دسته اند:- عینک!- ملحفه!- فرش!وقتی یک لکه ی چایی بنشیند روی عینکت، "بلافاصله" زود آن را با "دستمال کاغذی" پاک می کنی!وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه، می گذاری "سر ماه" که لباس ها و ملحفه ها جمع شد، همه را با هم با "چنگ" (زمان قدیم!) می شویی!وقتی همان لکه بنشیند روی فرش، می گذاری "سر سال" ، با "دسته بیل" به جانش می افتی!!!خدا ( و به تعمیم آن: ولی خدا

ادامه مطلب  

داستانک: مصاحبۀ استخدام!  

[ad_1] داستانک: مصاحبۀ استخدام! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

داستانک: مصاحبۀ استخدام!  

[ad_1] داستانک: مصاحبۀ استخدام! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

داستانک: مصاحبۀ استخدام!  

[ad_1] داستانک: مصاحبۀ استخدام! [ad_2] لینک منبع بازنشر: مفیدستان عبارات مرتبط کلماتی برای این موضوع داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

جلسه نقد و بررسی کتاب  

کتاب "کنسرو غول" در روز سه شنبه، 17 اسفند ماه 1395 ساعت 10 الی 12 در محل بخش کودک و نوجوان کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شهید بهشتی نقد و بررسی می‌شود. کنسرو غول داستان پسری به نام "توکاس" است که از ریاضی و مدرسه متنفر است اما عاشق خواندن کتاب به خصوص کتابهای جنایی می‌شود. داستان به جایی می رسد که توکاس با خواندن یک داستان جنایی تصمیم می‌گیرد مثل جنایتکار داستان نترس و پولدار شود. برگرفته از گروه بحث تلگرامی "علم اطلاعات و دانش شناسی

ادامه مطلب  

جلسه نقد و بررسی کتاب  

کتاب "کنسرو غول" در روز سه شنبه، 17 اسفند ماه 1395 ساعت 10 الی 12 در محل بخش کودک و نوجوان کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شهید بهشتی نقد و بررسی می‌شود. کنسرو غول داستان پسری به نام "توکاس" است که از ریاضی و مدرسه متنفر است اما عاشق خواندن کتاب به خصوص کتابهای جنایی می‌شود. داستان به جایی می رسد که توکاس با خواندن یک داستان جنایی تصمیم می‌گیرد مثل جنایتکار داستان نترس و پولدار شود. برگرفته از گروه بحث تلگرامی "علم اطلاعات و دانش شناسی

ادامه مطلب  

داستان چشمها ....  

احتمالا از نوع آدمها باش که دوست دارم همه چیز یه to be continued ...تهش تایپ بشه و بگه ادامه دارد ... این داستان به آخر نرسیده  ,تو هنوز بیشتر از اونچه که فکر میکنی در توانت داری و میتونی ادامه بدی ... قبلا گفتم همین ادامه دادنه اسمش زندگیه نه بردی وجود داره نه باختی مهم ادامه دادن و در اصل اینطور بگیم مهم نحوه چگونه ادامه دادنه!خلاصه دوستدارم همه چیز ادامه دار باشه ... حتی سختیها چون بنظرم لازمن!از اینها بگذریم وبرسیم به چشمها و چشمهایی که آدمو غرق میک

ادامه مطلب  

داستانک؛ حمام رفتن بهلول  

[ad_1]           برترین ها: روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ….این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نمو

ادامه مطلب  

داستانک؛ حمام رفتن بهلول  

[ad_1]           برترین ها: روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ….این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نمو

ادامه مطلب  

داستانک؛ قصاب و سگ باهوش!  

[ad_1]           برترین ها: قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.سگ هم کیسه را گرفت و رفت.قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.سگ در خیابان حرکت کر

ادامه مطلب  

داستانک؛ قصاب و سگ باهوش!  

[ad_1]           برترین ها: قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.سگ هم کیسه را گرفت و رفت.قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.سگ در خیابان حرکت کر

ادامه مطلب  

داستانک؛ قصاب و سگ باهوش!  

[ad_1]           برترین ها: قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.سگ هم کیسه را گرفت و رفت.قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.سگ در خیابان حرکت کر

ادامه مطلب  

داستانک؛ ما چقد زود باوریم!  

[ad_1]           برترین ها: دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی اسـت.۳- وقتی به حالت گاز در می

ادامه مطلب  

داستانک؛ ما چقد زود باوریم!  

[ad_1]           برترین ها: دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی اسـت.۳- وقتی به حالت گاز در می

ادامه مطلب  

داستانک؛ ما چقد زود باوریم!  

[ad_1]           برترین ها: دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی اسـت.۳- وقتی به حالت گاز در می

ادامه مطلب  

داستان كوتاه جالب و آموزنده با ترس هایتان زیبا برخورد کنید  

دختر کوچکی هر روز صبح زود پیاده به مدرسه می‌رفت و ظهرها هم پیاده بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه قصه ما طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد…وبلاگ تفریحی و سرگرمی جذابستان

ادامه مطلب  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی
دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی با سه کیفیت و لینک مستقیم از فیلم جدید
برای دانلود این فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
لیست بازیگران فیلم سلام بمبیی
بنیامین بهادری ، محمدرضا گلزار ، شایلی محمودی ، دیا میرزا ، بهروز چاهل ، گلشن گروور ، Dia mirza , Gulshan grover , Poonam dhillon , dalip tahil , simran mishrikoti.
 .
خلاصه داستان سلام بمبئی
فیلم مضمون عاشقانه ای دارد و داستان یک دختر

ادامه مطلب  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی
دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی با سه کیفیت و لینک مستقیم از فیلم جدید
برای دانلود این فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
لیست بازیگران فیلم سلام بمبیی
بنیامین بهادری ، محمدرضا گلزار ، شایلی محمودی ، دیا میرزا ، بهروز چاهل ، گلشن گروور ، Dia mirza , Gulshan grover , Poonam dhillon , dalip tahil , simran mishrikoti.
 .
خلاصه داستان سلام بمبئی
فیلم مضمون عاشقانه ای دارد و داستان یک دختر

ادامه مطلب  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی
دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی با سه کیفیت و لینک مستقیم از فیلم جدید
برای دانلود این فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
لیست بازیگران فیلم سلام بمبیی
بنیامین بهادری ، محمدرضا گلزار ، شایلی محمودی ، دیا میرزا ، بهروز چاهل ، گلشن گروور ، Dia mirza , Gulshan grover , Poonam dhillon , dalip tahil , simran mishrikoti.
 .
خلاصه داستان سلام بمبئی
فیلم مضمون عاشقانه ای دارد و داستان یک دختر

ادامه مطلب  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی  

دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی داستان یک دختر ثروتمند هندی و یک پسر ایرانی
دانلود رایگان فیلم سلام بمبئی با سه کیفیت و لینک مستقیم از فیلم جدید
برای دانلود این فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
لیست بازیگران فیلم سلام بمبیی
بنیامین بهادری ، محمدرضا گلزار ، شایلی محمودی ، دیا میرزا ، بهروز چاهل ، گلشن گروور ، Dia mirza , Gulshan grover , Poonam dhillon , dalip tahil , simran mishrikoti.
 .
خلاصه داستان سلام بمبئی
فیلم مضمون عاشقانه ای دارد و داستان یک دختر

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجم  

داستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان علمی تخیلی از ریشه تا برگ مربوط به علوم پنجمداستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ بخشی از داستان : سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد

ادامه مطلب  

متافور استعاره و داستان با NLP قسمت ۱  

متافور استعاره و داستان با NLP قسمت ۱
متافور استعاره و داستان 
مغز شما ماشینی است که الگوهای طبیعی یکسان و شبیه به هم را در کنار هم قرار می دهد و دائما در حال هماهنگ کردن این الگوهاست.
وقتی چیز تازه ای می شنوید، ارتباط آن را با مواردی که پیش از آن می دانستید جست و جو می کنید و به خودتان می گویید:
آهان … این مثل همان است و مرا به یاد آن می اندازد.
مغز شما به شکل طبیعی الگوها را شناسایی می کند; و به همین دلیل داستان ها و استعاره ها شما را به جا

ادامه مطلب  

داستانک؛ شمع قرمز  

[ad_1]           برترین ها: مردی در بستر مرگ افتاده بود. همسرش را فراخواند تا نزدش بیاید و به او گفت: «دیگر زمان وداع ابدی من و تو فرارسیده اســت؛ پس بیا و برای آخرین بار به من مهر و وفاداری خود را ثابت کن... چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد که تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده اســت. در کشوی میز من شمعی قرمز هست، این شمع متبرک اســت و آن را از کشیشی گر

ادامه مطلب  

داستانک؛ شمع قرمز  

[ad_1]           برترین ها: مردی در بستر مرگ افتاده بود. همسرش را فراخواند تا نزدش بیاید و به او گفت: «دیگر زمان وداع ابدی من و تو فرارسیده اســت؛ پس بیا و برای آخرین بار به من مهر و وفاداری خود را ثابت کن... چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد که تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده اســت. در کشوی میز من شمعی قرمز هست، این شمع متبرک اســت و آن را از کشیشی گر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >