نازنینم...
همسر...
گاهی وقتها فکر میکنم شدت حسم به تو وارد محدوده جنون شده است. بسیار تلاش میکنم تا مجنون و دیوانه به نظر نیایم... اما می دانم توانم حدی دارد... البته این احساس خوشایندی همراه خود دارد... احساس دیوانگی عاشقانه...
این روزها بیشتر از همیشه و عاشقانه تر از همیشه دوستت دارم....همسر مهربونم.... خیلی ذوق دارم که تو رو دارم... خیلی زیاد
با نهايت عشق و بوسسسسسس
همسرت

ادامه مطلب  

حکایت من  

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشتحکایت کسی است که زجر کشید ،اما ضجه نزدزخم داشت و ننالیدگريه کرد ؛ اما اشک نریختحکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود.

ادامه مطلب  

دفینه 60  

بسم الله
« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.( بحار الانوار ، جلد78 ، ص 347)
روایت بالا از حضرت علی بن موسی الرضا عليه آلاف التهيه و السلام هست ، انصافا قشنگ تر از اینم داریم ؟؟؟؟!!!!
نهايت يه زندگی پر از بندگی و عاشقانه اطاعت پذیری و خدمت خاضعانه برای معبود و به خلق ه

ادامه مطلب  

 

                                                       من عاشقانه دوستش دارم 
                                                               و او عاقلانه طردم میکند
                                                                        منطق او حتی از حماقت من 
                                                                                   هم احمقانه تــــــــــراست
           
 
                                                          احمد شاملــــــــــــــــو

ادامه مطلب  

"نتوانستن"، عاشقانه است...  

"نتوانستن"، عاشقانه است...
 
"نتوانستن" گاهی اوقات، کلمۀ غم انگیزی است...!
و برعکس، گاهی اوقاتم خیلی شیرینه!!
مثلاً  وقتی کسی رو  دوست داری و  نمیتونی اینو  بهش بگی، خیلی غم انگیزه...!
یا مثلاً وقتایی که حرفی تو  دلت سنگینی میکنه و نمیتونی به زبون بیاریش...
امّا يه وقتایی، "نتوانستن" خیلی شیرین میشه!
مثلاً  وقتایی که نمیتونین از همدیگه بگذرین!
وقتایی که نمیتونین دوری همو تحمّل کنین...
وقتایی که نمیتونین عاشق هم نباشین...!
 
 
گردآوری: سعید جرّاحی 2/10/95

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

نام کتاب : یک عاشقانه آرام
نویسنده : نادر ابراهیمی
ناشر : روزبهان ، 1376
 
نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای  ماجراهاي پیش آمده برای آن‌ها، با قلمی زیبا گفت‌وگوهاي جذابی را خلق می‌کند که مخاطبش را به فکر وا می‌دارد و او را متوجه این موضوع می‌کند که نباید به عشق به چشم یک خاطره و عادت نگاه کرد.          
«یک عاشقانه آرام» در واقع روند و مراحل و برنامه ریزی‌هاي زندگی مبتنی بر عشق دو شخصیت ان

ادامه مطلب  

به کجا چنین شتابان ؟!!!  

میگه ؛ من واسه فراموش کردن تنها عشق زندگیم بعد رفتنش
وارد یک رابطه جدید شدم ! یک رابطه عاشقانه جدید !!! غرق رابطه شدم که تونستم
فراموشش کنم ! تو هم همین کارو بکن ...
میگم خب رابطه بعدت چی شد ؟!
میگه با اوون 2 سال بودم بعد از هم جدا شدیم ..
میگم سخت نبود ؟ بالاخره بین يه پسر و دختر جوون بعد 2 سال رابطه عاشقانه يه وابستگی هايی بوحود میاد !
میگه بعد 2 سال اشنایی با اوون وقتی وارد دانشگاه شدم احساس کردم مورد هاي خوب تری هم هست
باهاش بهم زدم  و پسرا دانشگاه ر

ادامه مطلب  

کاش سرما خورده بودم..  

همیشه آدم ها پس از اعترافات عاشقانه شان مرض ِ سکوت  می گیرند؟ 
من و او هر دو مرض ِ سکوت گرفته ایم..
او اعتراف کرد و من گوش کردم .. متاسفم که آنقدر شگفت زده بودم که فقط گوش کردم ، حتا یک حرف ساده ی  مهربان برای گفتن نیافتم! منی که با واژه ها و جمله ها زندگی می کنم..
مبهوت بودم..
من زیر هجوم آن همه احساس دفن شده بودم ،مثل یک مُرده که می فهمد امّا نمی تواند پاسخی بدهد.. 
چقدر مُرده بودن سخت است! 
حالا مانده ایم زیر آواری که فرو ریخته .. هنوز نفس می کشیم ام

ادامه مطلب  

 

روزهاي زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هايی که تو در آغوشمیبا تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنيهمچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دلساعت عشق مان تمام لحظه هاي زندگیست ،ثانيه هايی که پر از عطر و بوی عاشقیستای جان من ،مهربانی و محبتهايت،وفاداری و عشق این روزهايت،امیدی است برای خوشبختی فردایتمیدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهايت،به وسعت دنیای بی هم

ادامه مطلب  

صرفن جهت یادآوری به خودم که من یک ترانه سرا هستم ..  

دو تا ترانه دست آهنگساز دارم که نمیدونم کی منتشر میشن.. 
يه کار عاشقانه و يه ترانه با موضوع شور و نشاط صبحگاهی که قرار بود در مرکز موسیقی تولید شه ولی سرنوشتش عوض شد.. 
 يه بند از هر کدوم رو می نویسم که  ترانه هام تشویق شن و منتشر شن دیگه

ادامه مطلب  

یلدا...  

بوی یلدا را می شنوی؟
انتهاي خیابان آذر...
باز هم قرار عاشقانه ی پاییز و زمستان...
قراری طولانی به بلندای یک شب...
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد...
آسمان بغض می کند...
خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست...
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز...
و... تمام می شود...
پاییز ای آبستن روزهاي عاشقی!
رفتنت به خیر و
سفرت بی خطر

ادامه مطلب  

 

همسرم...
درست در لحظه رفتنت دلم میخواهد پرواز کنم و بدنبال بوی آغوشت تمام مرزها را طی کنم و زودتر از تو به خانه عشقمان قدم بگذارم....
هیچ چیز در این لحظه آرامم نمیکند الا حس داشتن تو و دوست داشتنت...
حسی که همیشه با من بوده و همیشه هم تا ابد خواهد بود..
مراقب نازنین همسر من باش تا در آغوش خودم چنان گرم بفشارمت که تمام خستگی ها و تنهاييهایت رخت بربندد...
با تمام وجود... عاشقانه...
 

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ محمد ظهرابی دلکم  

دانلود آهنگ غمگین و احساسی محمد ظهرابی با نام دلکم
پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما دانلود کنید
 
لینک دانلود
 
متن شعر آهنگ دلکم محمد ظهرابی
چـتــه دل دیــــوونــم گریــون و زاری , بستــه دیــگه بــزن به بـیـــخـیـالی
اون درای قـلـبشــــو رو بــه تـوبستــــه,  ای دلـــــــکم دیـــــــگه بــستـــــــه
اونیـــکه دوسش داری با دیــگـروونه , یاد تـو تـــو دلـــش نــه نـمــی مـونه
چـجـــوری بهــت بــگـــم دل دیــوونـه , ظـــرفــیـــتــم دیــ

ادامه مطلب  

شب بود، بيابان بود، زمستان بود  

زن نوازنده‌ای در من زندگی می‌کند، که حتی صدای گام‌هايش هم برایم آهنگین است ‌و نفس‌هايش حکم مترونوم را برای قلبم دارند. اوست که ترانه‌ی بودن را می‌سراید و زندگی را در تمام وجودم جاری می‌کند. من از تمام زندگی فقط همین را می‌خواهم که تو ساعت‌ها در آغوشم بنوازی و من بی‌خبر از تمام جهان محو رقص موهايت در باد باشم که چه عاشقانه در اوج ترانه در هم می‌پیچند.

ادامه مطلب  

عاشقانه ۲۷  

بسم رب المهدی
یکبار دیگه از نو شروع میکنم و یاعلی میگم
دو سه روزه شُل گرفتم و‌ شیطون بدجور رو مغزمه
اما به کوری چشم شیطون بازم یاعلی میگم
یاعلی میگمو پا میشم
خدایا کمکم کن پای قولام بمونم کسی پای قولاش نمونه مورد اعتماد نیستم و ثبات شخصیت نداره!!! منم هیچ دلم نمیخواد مث بقيه باشم
باشه شل گرفتم اما بازم پامیشمو میزنم تو گوش شیطون
یاعلی مدد
 

ادامه مطلب  

هییس  

جرمم فقط خواستن بود، و‌به این جرم بد می کشتند.اما آنان که کشته شوند...
 
 
**  عاشقش شده ای؟
گفتم: عشق نمی دانم چیست. بی تجربه ام‌تازه کارم. نمیدانم این جور خواستن نامش عشق است یا چیز دیگر . فقط سخت میخواهمش...
 
 
یک عاشقانه آرام...
پی نوشت:
ترجیح میدم قصه بشنوم....(مثل همیشه)
یادش بخیر آقاجون کتاب میخوند... مثل اون پیش نویس کتاب انجمن‌حجتيه... دلم تنگ شده خب...
پی نوشت دوم: ضبط کردن صدا کار خوبيه. ادم میتونه هروقت دوست داشت گوش بده. فیلم گرفتن و عکس هم هم

ادامه مطلب  

پاییز میرود  

خواستم بنویسم از عاشقانه ها و دلتنگی هاي پاییزی و قرار یلدا و ...از صدای خش خش برگ هاي پیاده رو که پس زمینه ی زمزمه هاي عاشقانه شده...
ولی گفتیم حقیقت در نوشته طعم بهتری دارد:
پاییز مال بچه فوفول هاست...مارا چه به این کارها!
ما که بیشترین خاطره ی پاییزیمان را عشقبازی با جزوه ها رقم زده،دیگر چه داریم بگوییم از شب تار و غم یار و دل زار...
ما که شب یلدایمان با درس و جزوه قرار است سپری شود،دیگر چه فرقی میکند یار باشد یا نباشد.
اصلا مگر دغدغه ای بیشتر از غ

ادامه مطلب  

حس قشنگیه  

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …ﺁﺭﻩ …ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ عاشقانه ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!!

ادامه مطلب  

 

پاییز 95 تموم شد.....تموم روزایی که در حسرت عشق سپری شد.....دوست داشتنی که پاک بود اما دیده نشد....و تموم شد.....روزایی که تمام لحظاتش به فکر درست کردن ارتباطی گذشت که طرف دیگه با یکی دیگه پرش کرده....خستگی که از تلاش بیش از حد بود شایدم از تحقیر هاي پشت سر هم از شکستن غرور ....اما من پشیمون نیستم پاییز 95 من تمام عاشقانه هاي بچگانه ات رو دوست دارم.....تمام اصرار هاي بی نتیجه .....تمام گريه ها ....پاییز 95 تموم شد....دوست دارم

ادامه مطلب  

600  

.خوش به حال مدافعان حرمپر کشیدند از میان حرم
بین سجده میان سرخیِ خونآرمیدند با اذان حرم
لک لبیک یاحسین گفتنددر حریم نوادگانِ حرم
مثل عباس با قدی رعناشده بودند پاسبان حرم
چه قَدَر عاشقانه جان دادنددر رهِ دوست، عاشقان حرم
روی سنگ مزارشان بایدبنویسند خادمان حرم
کم نشد از سرِ یکایکشانسايه ی لطف عمه جان حرم
پرچم یاحسین را دادنداربعین دست زایران حرم
وای بر ما که بالمان بسته استما کجا و کبوتران حرم
هر چه شد عاقبت که جا ماندیمنزدیم پر در آسمان حرم

ادامه مطلب  

هزینه  

برای عشقت چی هزینه میکنی ؟ با هم مرور میکنم انواع هزینه هاي عاشقانه اسم هزینه که میاد اولین چیز که به ذهن میاد هزینه مالی هست بعضیا هزینه عاطفی خرج میکنن خیليها هم ، وقت رو هزینه عشقشون میکنن بعضيها بخاطر عشقشون سختی میکشن و الا آخر ... اما بعضی هم دروغ هزینه میکنن هوس هزینه میکنن نامردی میکنن و بازم الا آخر ... نمیدونم چرا این مطلب اومد به ذهنم که بنویسم شاید همه نوع هزینه کنیم اما خیلی کم هستند افرادی که صداقت و سادگی هزینه کنن هزینه یی که خی

ادامه مطلب  

بی رفیقانه  

صدایم کن تا تو را با نازک ترین احساس فریاد بزنم
گاهی نگاهم کن رویای کودکی هايم
و گاهی دستان کوچکم را بگیر
و گاهی آفتاب باش تابان و سوزنده
و یا شاید طوفانی بکوب و بشکن
و یا گاهی دریا هم آرام  هم خروشان
و همیشه باش مهربان ترینم
رفیق جان
این چند خط را برای تو می نویسم
تا بدانی که دوستت دارم
رفیق  جان خودمونی بگم شاید کسی نظر نزاره  اخه معمولا اگه مطلبت سیاسی و طنز و اعتراض و یا غیر اخلاقی باشه بیشتر نظر میزارن
اما من این مطلب رو فقط واسه این نوشتم

ادامه مطلب  

عشق  

عشق یک عفونت ویروسی است که در سنین جوانی از اولین لحظه ای که نیازهاي جنسی بروز می کنند وارد بدن می شود و عوارض زیادی دارد از جمله احساس نیاز به معشوق .بیقراری تپش قلب توهم و میل به سرودن اشعار عاشقانه و اگر این عفونت سریع درمان نشود ممکن است به یک ازدواج زود هنگام یا شکست عشقی منجر شود .
راه درمان : بی توجهی به احساسات چرا که مرور زمان ثابت خواهد کرد هیچ موجود زمینی جز ائمه ارزش فدا شدن ندارد
2- مطالعه سرگذشت عشاق پیشین
3- یک ازدواج عاقلانه
در ضمن

ادامه مطلب  

امان از خزان  

به گمانم پاییز زنی باشد اغواگر كه دهه چهارم زندگی را زیسته باشد. زنی كه رنگها و طعم ها را می داند. خوب بلد است غافلگیری را، گاهی با گرمی آفتاب ظهر پیدایش می شود، روزی با مه بعدازظهر می پلكد. شبی قطره هاي باران را بر شیشه ها می كوبد و عاشقان را پای پنجره هاي تاریك به تماشای خویش می كشاند، صبحی گرد و خاك می كند و برگهاي رنگین را به طغیان وا می دارد. اعتباری به احوالش نیست، نمی دانی امشب كه آرام در كنارت خفته است، تا صبح چه نقشه ها در سر دارد...زوزه ی

ادامه مطلب  

بهار در راه است ..  

 
دیشب به خودم گفتم : " شعور یک گیاه , در وسط زمستان , از تابستان گذشته نمی آید , از بهاری می آید که فرا خواهد رسید . گیاه به روزهائی که رفته اند , نمی اندیشد , به روزهائی می اندیشد که خواهند آمد. اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد , چرا ما - انسان ها - باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم , دست یابیم؟ "
از نامه هاي عاشقانه یک پیامبر  جبران خلیل جبران

ادامه مطلب  

یلدای تو مبارک  

زمستان آمد و شب هاي برفینماند از آذر و پاییز ، حرفی
از این پس در کنار کرسی داغمتکا، چای و آش و سیر آفاق
مرور باید نمودن خاطر دیکجا جمشید جام و دولت کی
نشستن تا که باز آید بهاراندوباره کشتزاران، گلعذاران
شب یلدات باشد پر ستارهتو اما در زمستانی بهاره
به رخ مه سا و بی همتا ترینیبه چشم و گیسوان یلداترینی
چو برف چله بخت تو سپیداندلت با وصل خویشان باد شادان
شب یلدا چراغان منزلت کنخوشی ها را تو مهمان دلت کن
بگستر با پلو، آجیل و ماهیبساط سفره ی رنگین

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  

سبک، عاشقانه ...  

 بیدار خواهم شد!در یک روز گرم تابستان بیدار خواهم شد!آنجا که زمان با تمام وسعت، بی معناست!چشم خواهم گشود؛با نوازش دست نسیمی سرشار از مهر،که بر سیطره روح و جانم موج می زند!و خواهم دید؛در سمت دیگر آفتاب را،که بی پروا و رها،با نگاهی گرم و نورانی،به من لبخند می زند!آن جا؛زمین سبز!دریا زلال!آسمان آبی!و من لبریز خواهم بود؛از تمام هرچه خوبی ست!لبریز خواهم بود؛از خدا ...من بیدار خواهم شد؛سبک ...عاشقانه ... "مجتبی ابوترابی"

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1