بی تو بودن  

بازم هق هق گریه های شبونه،بازم بی تو بودن،سکوت تو خونه،از اون روز که رفتی دلم غصه داره،مث بارون اشکام میباره،نبودی ببینی چه زجری کشیدم،هنوز تار موتو به دنیا نمیدم،روزا تو خیابون نگام چشم به راهت،شبا توی تنهایی وخاطراتت،بازم نور شمع وصدای گیتارم،بازم دود وبوی سیگارم،میدونم تو هم مث من بی قراری،واسه دیدنم لحظه رو میشماری

ادامه مطلب  

دلگیرم!  

ترک های مورد علاقه ام تو این اهنگ !
آدم از یه روز بعد خودش خبر نداره :)
باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره :|
من و قلبمو فقط دیوار میدید اما بازم منو مردم دار میدید :(
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا :)
+آهنگ های خوب و بهتری هست ولي خب بعضی اهنگ ها کم شنیده میشه وبنظر من گوش کردنش خالی از لطف نیست ...
http://dl.nicmusic.net/nicmusic/009/015/Alireza%20Talischi%20-%20Delgiram%20128.mp3
 

ادامه مطلب  

حس بد  

بازم همون حس، شاید با این تفاوت که شدتش کمتره ولي تکراریه همونه همون ناراحتی همون اظطراب همون حال بد.بازم تکرار یه حال بد.پارسال همین وقتا این حسو تجربه کردم پس خوب میشناسمش.اون موقع م هیچ کسی نبود آرومم کنه دقیقا مثل حالا.....
 

ادامه مطلب  

 

فردا شب شب یلدا است.
فردا شب شب خاطره ها است.
فردا شب شب مهمان شدن است.
فردا شب شب اولين عروس و دامادها است.
فردا شب شب خاطره بازیها است
فردا شب شب تخمه خوردن و گاز زدن هندوانه است
فردا شب شب امیدوار شدن به فردایی نزدیک است
فردا شب شب با خدا راز و نیاز کردن است.
شب یلدای همه شما به عشق و شادی
 
این متن از خودم بود. اگر کسی خواست جایی این را کپی کنه حتما با اسم من این کار را انجام بده
 

ادامه مطلب  

زندگی بیهوده  

وقتی بازم صب میشه،دلم به جای خنده از غصه ها خون میشه،حسی مث دلهره،تو قلبم آشوب میشه،بازم روز تکراری،از همه کس فراری،چه روزی امروز میشه،هر آدمی دلش شاد،ازخونه بیرون میاد،ولي جای امن من کنج اتاقم میشه،چقدر تلاش وکوشش واسه درست کردنش،نمیدونستم اینبار بدتر خراب میشه،میگن بشین دعا کن،باز خدا رو صدا کن،حتی دلم با دعا از غصه ویرون میشه،خدا چی بود این دنیات؟چین این شب وروزات؟فقط روزای عمرم بیهوده داغون میشه،خدا بگیر جونم رو تموم بکن روزم رو که

ادامه مطلب  

سر شلوغي  

خی لی وقت بود اینجا نیومده بودم كلی لتفاق افتاد تو این زندگی پر از دست انداز من
قرارداد رسمی مو با ولوو امضا كردم بالاخره و با شركت تموم كردم از اول فوریه شروع میكنم 
ادمی كه از پشت زده بود توسط نیروهای همیشه در صحنه دستگیر شد 
ماشینمو عوض كردم و ماشین جدید گرفتم
شب كریسمس نورا باهام نمیدونم چی بگم گفت كه همو نبینیم!!! 
یلدا با نورا (قبل كریسمس بود) رفتیم كافه ٥٣ و خیلی خوش گذشت (خندش این بود وقتی مریم استیج لایو بود تو اینستاگرام و من بودم ییهو

ادامه مطلب  

ترانه  

روی پیاده رو یک خیابان خیس 
سردی انگشتان پا ، رو به رو ، چند نور کم رنگ 
قدم های ریز و شل ، سستی زانو ، هجوم افکار 
صدای قهقهه ، گریه ، جیغ ، صدای سکوت 
انگار پاییز به اوج نزدیک می شود 
به انهدام ، به خاموشی ، به غروب ، به جمعه 
 
 
روی پیاده رو یک خیابان خیس 
رقص آب ، موسیقی چشمه 
رنگ خاطره ، جوهر کثیف بعد از خاطره 
 
 
برای من او 
ترانه ای بیش نبود 
 
 
ترانه ای که 
می خوانم 
تا انتها 
 
#آرش_مظفر       سنندج - آذرماه ۱۳۹۶

ادامه مطلب  

پدر بزرگ  

امروز دومین سال روز فوت پدر بزرگ ام هست روزی که فوت کرد و رفتم خونه اش فهمیدم نیست؛تازه فهمیدم چقد برام مهم بوده؛نقش پر رنگی تو زندگی مون نداشت حداقل اینه من ازش بدی ندیده بودم چند تا خاطره ی معمولي دارم؛ که همه اش مثبت ه؛یک خاطره ام مربوط به دوران پنجم دبستان میشه هر روز کیف سنگین مدرسه را با خودم میبردم دم عید بود و کیف اول مهرم بندش پاره شد دادسم تعمیر دوباره پاره شد دادیم تعمیر و گفت قابل تعمیر دیگه نیست کیف جدید بخر؛ کیف قدیمی خواهرم را ب

ادامه مطلب  

فراخوان خاطره نویسی با موضوع نماز  

- خاطره ای از آثار و برکات نماز در زندگی شخصی خود یا اطرافیان- خاطره ای از عواقب و گرفتاریهایی که در اثر بی نمازی در زندگی خود یا دیگران میدانید- خاطره ای از شیوه ای درست یا غلط دعوت به نمازراه ارتباطی و ارسال خاطرات - رایانامه: ro.snamaz@gmail.com- مراجعه به کانال قرار هفده و ارسال از طریق آی دی و مدیرکانال به نشانی @namaz51- شماره دورنگار: 88995139- مراجعه به ستاد اقامه نماز استان و یا شهرستان تابعهشرایط شرکت در مسابقه- محدودیتی از نظر تعداد ارسال اثر نمیباشد-

ادامه مطلب  

۴۵۰  

امروز بعد از یه هفته رفتم دانشگا ..دیدی گفتم این دفه هم کلا یادش میره تو رو..اصلا یادش ب من هست!؟من نمیدونم ادم بیشعوریه ..در عین حالی ک ازش بدم میاد خوشمم میاد ازش..یه نگاهی ک بم میکنه برام مهمه دلم میلرزه خیلی با اینکه حتی میدونم شاید که چه عرض کنم منطوری نداره داره نمیدونم هر چی ...با اینکه میدونم یکی دیگه رو دوس داشته بااینکه خیلی روحمو اذیت کرده بااینکه باید بدم بیاد ازش اما خوشم میاد ازش اصلا امروز هم که ندیدمش امروز ک هم کلاسیاشو دیدم خودشو

ادامه مطلب  

395. شاید معجزه  

شایدم معجزه همون گریه زیر برف بود، شب که اومد و آیفون زد گفت میخوای بیای برف ببینی ؟ گفتم اره و رفتم. ناراحت بودم ولي رفتم‌ اومدیم تو عوض شده بود کلی ببخشید و من اعصابم ضعیفه و این حرفا. بازم مثل همیشه تموم شد. باید صبر کنیم ببینیم کی دوباره آتش فشان فوران میکنه و خراب میشه سرمون. فعلا که خوبیم خداروشکر
واسه کارم دعا کنید باز همه چی باهم قاطی شد

ادامه مطلب  

1720  

هیچوقت فکر نمی کردم دوباره پرحرفی هامُ بیارم سرت ُ دوباره برگردیم سمتِ هم ، فکر کردم بابت کاری که کردم خیلی ناراحت شدی و امکان نداره دوباره دوستیمون مثِ روز اول بشه ولي من توو مهربونی و قلب بزرگت حتا ذره ای شک نداشتم :) خوشحالم که دیشب پیام دادی و من دوباره وراجی هامو شروع کردم ! و چقدر خوشحال تر شدم وقتی از موفقیت هات گفتی ^_^ خیلی برات خوشحالم رفیق :* از این به بعد باید اون بالا بالا ها ببینیمت :*
# خدایا مرسی که بهترین دوستم ُ بهم برگردوندی :) اون

ادامه مطلب  

صد و سی و هفت  

رفتیم امتحان کارگاه دادیم 
رفتیم سر کلاس علی شجاعی
بعدش ناهار خوردیم
هی چرت و پرت گفتیم ، هی چرت و پرت
رفتیم سر کلاس زبان
بعد اومدیم بازم چرت و پرت گفتیم 
بعد من گفتم میخوام برم ، دوستان گفتن نرو گفتم باشه 
بعد رفتم قهوه گرفتم بهم گفتن تک خور
بعد رفتم کنفرانس دکتر مشحون
امیرعلی داشت خودشو تیکه پاره میکرد. میگم خب حرف من یادت رفته دیگه ، منم ناراحت نشدم که :) 
بعد رفتیم دوباره نشستیم چرت و پرت گفتیم
بعد دوستی درس داد و ما گوش دادیم و ناراحتش کرد

ادامه مطلب  

میانه  

امروز که یواشکی سرک کشیدم 
و یک کمی دلم گرفت از ... بگذریم ...
یواشکی سرم کشیدن کار بدیست ؛))
اجی بزرگ امروز زنگ زد بهم و یه خاطره از 
شش سال پیش و گفت ..‌ کمی ناراحت کننده بود 
من قسمتی از رویاهاشون بودم و خرابش کردم :(
اما خب دارم سعی میکنم ( فک کنم البته اینجوره ) جبران کنم !
انگار حجم یه عالمه حرف مونده تو مخم و نمیزارن بفهمم چی میخوام بنویسم :/
یه چیزی بگم ؟ همش حس بهار و دارم 
تو پاییزم همینجور بودم انگار فصلها عوض نمیشن و من توی بهار قفل شدم 
خدار

ادامه مطلب  

عشق مرداد  

میان تاریکی کوچه های افکارم بمان 
در شب 
در نیمه شب 
مثل هر شب 
باز بی خوابیم را گردن بگیر 
باز هم 
از دور 
از دور 
صدایم بزن 
با همان صدا ، با همان صدا ، با همان نگاه 
 
 
دست هایت روی شانه ام بگذار
تا دوباره 
به آنجا برویم 
که جا گذاشتیم هر دو آنجا را 
که پا گذاشتیم رویش 
عشق مرداد را 
 
 
میان تاریکی کوچه های افکارم بمان 
حتی یک گوشه 
چانه بر زانو 
خیس خیس
حتی آنجا هم بمان 
 
 
باش در میان تاریکی 
تا در بیم نباشم 
که تنها 
با همه ی دنیا 
مانده

ادامه مطلب  

لاشی نباشیم  

یه روزی عاشق یکی میشی میپرستیش ازخودتم بیشتردوسش داری  نفست به نفسش بندمیشه مغرورمیشی تمام وکمال واسه خودت میخواییش حتی ب نگاهای بقیه ک روش میفته حسودی میکنی باهاش که راه ميري دلت قنج میره دستاشومیگیری ویه اخم میاری روپیشونیت ک بگی آهای اونی ک ب عشقم نگامیکنی صاحاب داره هاااا...وختی اسمتوصدامیکنه دلت میلرزه شده تموم زندگیت ی ساعت که باهاش حرف نزنی سردرگمی حالت خرابه بهونه میگیری جالبش اینجاس بقیم میدونن چرابهونه گیرشدی میدونن دلت هواشو

ادامه مطلب  

پـــــــــــست 994  

نمیدونم با خودش چی فکر کرده!
اینکه من دیگه دست از سرش برداشته ام؟
یا اینکه من مردمو نیستم ک بخوام آمارشو داشته باشم!
یا اون آمارمو داره و میدونه گورمو بلاخره از تهران گم کردمو دیگه نمیترسه سرش خراب شم!!!
نمیدونم...
کسی ک به خاطر مواجه نشدن با یه مزاحم فیسو بستو تلگرام خطشو پاک کرد یهو چطور صفحه اینستاشو از پرایوت در میاره و یهو فعال هم میشه تازه!!!!
فعاااااااال ها...
فعالیت های جالب هم...
اینکه دارم میرم...دارم میام!!!!
با خودش چی فکر کرده!!!!!
آخه لامصب

ادامه مطلب  

دوباره  

دوباره ...
دوباره برگشتم البته نمی شود گفت دیر زمانی ولي البته طولانی بود نبودنم در این وبلاگ و بر خود لازم می دانم که پوزش خود را به همه دوستان و سرورانی که دوست دارند آسیبها بویژه اسیب های ترافیکی کاهش یاد تقدیم می کنم. ببخشید...
 

ادامه مطلب  

سقف مهتاب  

دعا کردم بباره ، بارون مهربونیتو دلهامون بکاره نهال همزبونی
دعا کردم که قلبت صدا کنه منو بازتو پرچین خیالم ، شکوفه ها بشن باز
تو چی دعا کردی ، برای دل سنگممنی که از جدایی پژمرده و دلتنگم
شب تو سرای سینه ، عاشق بیتاب شدمچشمام خسته و سنگین ، دوباره بیخواب شدم
شبا هرشب کارمه ، تو فکر تو بمونمبه زیر سقف مهتاب ، آوای عشق بخونم
تو بازی روزگار ، یار من بی وفا شدقلب پر از مهر اون ، کوه جور و جفا شد
حالا باید قلبمو ، رسوای عالم کنمباید دوباره فکری ، بحال

ادامه مطلب  

سقف مهتاب  

دعا کردم بباره ، بارون مهربونیتو دلهامون بکاره نهال همزبونی
دعا کردم که قلبت صدا کنه منو بازتو پرچین خیالم ، شکوفه ها بشن باز
تو چی دعا کردی ، برای دل سنگممنی که از جدایی پژمرده و دلتنگم
شب تو سرای سینه ، عاشق بیتاب شدمچشمام خسته و سنگین ، دوباره بیخواب شدم
شبا هرشب کارمه ، تو فکر تو بمونمبه زیر سقف مهتاب ، آوای عشق بخونم
تو بازی روزگار ، یار من بی وفا شدقلب پر از مهر اون ، کوه جور و جفا شد
حالا باید قلبمو ، رسوای عالم کنمباید دوباره فکری ، بحال

ادامه مطلب  

سقف مهتاب  

دعا کردم بباره ، بارون مهربونیتو دلهامون بکاره نهال همزبونی
دعا کردم که قلبت صدا کنه منو بازتو پرچین خیالم ، شکوفه ها بشن باز
تو چی دعا کردی ، برای دل سنگممنی که از جدایی پژمرده و دلتنگم
شب تو سرای سینه ، عاشق بیتاب شدمچشمام خسته و سنگین ، دوباره بیخواب شدم
شبا هرشب کارمه ، تو فکر تو بمونمبه زیر سقف مهتاب ، آوای عشق بخونم
تو بازی روزگار ، یار من بی وفا شدقلب پر از مهر اون ، کوه جور و جفا شد
حالا باید قلبمو ، رسوای عالم کنمباید دوباره فکری ، بحال

ادامه مطلب  

سقف مهتاب  

دعا کردم بباره ، بارون مهربونیتو دلهامون بکاره نهال همزبونی
دعا کردم که قلبت صدا کنه منو بازتو پرچین خیالم ، شکوفه ها بشن باز
تو چی دعا کردی ، برای دل سنگممنی که از جدایی پژمرده و دلتنگم
شب تو سرای سینه ، عاشق بیتاب شدمچشمام خسته و سنگین ، دوباره بیخواب شدم
شبا هرشب کارمه ، تو فکر تو بمونمبه زیر سقف مهتاب ، آوای عشق بخونم
تو بازی روزگار ، یار من بی وفا شدقلب پر از مهر اون ، کوه جور و جفا شد
حالا باید قلبمو ، رسوای عالم کنمباید دوباره فکری ، بحال

ادامه مطلب  

ببخشید ولی واقعا اینا جای عقل تو سرشون کاهِ :/  

بیاین همگی باهم یه دعایی بکنیم @_@
خدایا به اونایی که وضع مالیشون خوبه هم بده؛
به اونایی هم که وضع مالیشون بَده هم بِده!
به اون اوليا عقل :|
و دومیا پول :|
البته این مخاطب داره یوقت به کسی برنخوره :|
واسه اونایی که پول دارن اما بازم سر اینکه جاریشون، یا داداششون شاید بیشتر داره، حرص میخورن، دعوا می‌کنن، بهم فحش می‌دن:/ واقعا چرا؟
تو که داری، دستت به دهنت می‌رسه خداروشکر کم که نداری، یه خونه اینور داری، یه خونه اونور داری، یکی دیگه هم اونورتر، شک

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

به تو مربوط نیست  

نمیدونم چمه 
خوبم روز خوبی داشتم 
اجیم بود تنها نبودم 
اما نمیدونم...  
پروت و دیدم عوض شدی..  نمیدونم چجور بگم شبیه اون ادم معصوم 
تو گذشته نیستی...  
خیلی خوب بودی حتی توی عکس سادگی و صداقتت معلوم بود... 
عوض شدی جان دل..  
دلم تنگ شد برای تویی که میشناختم نه این ادم جدید 
 
زندگیم دیگه به تو مربوط نیست.. 
حالم از این بهتر نمیشه حالا که نیستی 
دیگه قسمت هرچی باشه به تو مربوط نیست
 
بخش2:
ادعا میکنم اجی کوچیکه که بودنت وقتمو میگیره اما من واقعا 
دلم

ادامه مطلب  

دوباره ...  

باز از تو دور افتادم ...
دوباره من موندم و خاطرات و عکس ها و تنهایی ...
نمیدونم تا کی میشه اینطوری ادامه داد و تحمل کرد ...
اما میدونم تا زنده ام به یاد تو و برای تو هستم ...
و دوباره فریاد خواهم زد؛ یگانه قلبم، عاشقانه دوستت دارم ...
خدایا آرامشی از جنس خودت به قلب های ما عطا فرما ... الهی آمین
 

ادامه مطلب  

هنوزم همونم ...  

یه قلب شکسته یه روح پریشونیه عاشق یه تنها یه بی کس یه مجنوناز اون مرد مغرور یه دیوونه موندهیه ویرونه بی تو از این خونه موندهتو دنیام و بردی سپردی به ماتمولي تو خیالم هنوزم باهاتمهنوزم همونم یکم مبتلا ترهنوزم همونی یکم بی وفا ترهنوزم همونم یکم مبتلا ترهنوزم همونی یکم بی وفا تریکم بی تفاوت یه عالم غریبهدل نیمه جونم هنوزم غریبه
یه وقتایی گیجم واست گل میارممیام پیش عکست تو گلدون میزارمحواسم بهت نیست تو که نیستی پیشمتو یادم میای و پر از گریه می

ادامه مطلب  

پیداش نمیکنم !!!!  

هی تو خودم میگردم 
از وقتی که چیزی تو زندگیم رو یادمه شروع میکنم 
خاطره هام رو زیر و رو میکنم
یه عالمه تصویر یه عالمه صدا یه عالم رنگ و نقش تو‌ذهنم می یان 
روزای خوب روزای بد 
تلخی ها ،شیرینی ها 
مهربونی ها ،نا مهربونی ها
خوشی ها و ناخوشی ها 
تجربه ها 
روزایی که اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم
روزایی که برای خودم خوش گذروندم و خوش گذروندم و چقد خوش بودم
روزایی که سخت گذشتن 
و‌خلاصه لحظه هایی که بهم خوش گذشته و سخت گذشته 
ولي یه اتفاقی افتاد

ادامه مطلب  

خاطره و زندگی  

 
( 18 )
====
 
از بس که عمری
زیستن را تنها با نگاه
در چشمان خاطره سر کرده ام
خطاب بدو گفتم
دل خوش مکن
که من تمامیت تملیک خانه را
به غیر واگذار کرده ام.
 
حالا مانده ام
زندگی با تصاحب ملک
مرا روی خوش
آشکار خواهد نمود
تا همنشین دل او
در این منزل گردم.
-----------------------------------
جمال الدین جلالی پور

ادامه مطلب  

مرامهتاب میشناسد....  

 
...مرا مهتاب میشناسد.......
جهانم    را  به   لبخند  تو  مدیونم
تو   میدانی چرا  اینگونه مجنونم؟
تمامِ   تار  و  پودم  را  تکان   دادی
تو رفتی  و  به  لبخندِ تو مظنونم
برو   ای    نازنین   اما  نمیدانی
دلم خون شد زبعد از تو چه مغبونم
سراغت    را   گرفتم   از  شبِ تارم
مرا مهتاب  میشناسد که  محزونم
دوباره آمدی  یک  شب بخواب من
نپرسیدی چرا   اینگونه   دلخونم
برایم خاطره   هستی   و   میدانی
گذشت عهدی که بستی و  پریشونم
به سِحرانگیزیِ عشقت قسم خوردم


ادامه مطلب  

دو دقیقه بودی ...  

نه به باره نه به داره هنوز هیچی نشده چرا ترمزت بریده کجا با این عجلههنوزم فکر میکنم یه حسی داری تو به من تو خودت نريز یه ریز هی بهم حرفاتو بزندو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاشدو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاش
از سرم گذشته هرچی بد گذشته من بخت برگشته خوبی برنگشت بهمزبون بسته قلبم تورو میخواد قلبا نزن حرف رفتن نگذر از دل مندو دقیقه بودی حالا کجا ميري تو

ادامه مطلب  

جهاد  

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
 این خاطره رو به گوش مسئولين برسانید ، تا بدونن به چه قیمتی به این جایگاه رسیدند
متن خاطره چند روز بعد از عملیات دیدمش. هر جا می‌رفت یه کاغذ و خودکار باهاش بود. از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟!!! گفت: توی عملیات گوش‌هاش آسیب دیده ، اونقدر آرپی ‌جی زده که دیگه نمی شنوه، باید براش بنویسی تا بفهمه...
منبع: کتاب امتحان نهایی ، صفحه 16
 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 

ادامه مطلب  

شروع چندباره :)  

بعضی وقتا یه چیزایی که دلت واسشون تنگ شده رو فراموش میکنی تا وقتی دوباره حسشون کنی و بعد می فهمی چقدر دلت واسه این حس تنگ شده بود واسه روزایی ک همچین احساسی رو داشتی واسه گذشته واسه دوران مدرسه واسه اول دبیرستان واسه دوستات
توی این عصر تکنولوژی و شبکه های  اجتماعی رنگ و وارنگ دلت واسه بلاگفا تنگ میشه
خوشحالم که هنوز هستن کسایی که وبلاگای خاطره  انگیز دارنو هنوز همین جان
دلم تنگ شده
بی نهایت

ادامه مطلب  

سال 1396برهمه دوستان وعزیزان مبارک  

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار وسال نومبارک.

ادامه مطلب  

سیاهچال نامه  

رونوشت به همه ی درخشندگی های کم و در بازه های محدود و به همان که همان است
بهار هجده سالگی،حدود بیست روز خودم را در خانه حبس کرده بودم.محبوس شدنم نه جنس مراقبه داشت نه از احساسات نوجوانی بود.فقط از ترس بود.ترس بزرگی سراغم آمده و بود و دست هایی را حس می کردم که یقه ام را جر می دادند.از آثارِ شگفت انگیزِ باقیمانده آن بیست روز،هنوز این عادت برایم مانده، که گاهی موقعِ رد شدنِ کسی از کنارم،ناخودآگاه سرم را می دزدم.انگار که مطمئن باشم قرار است ضربه ای

ادامه مطلب  

پریزاد  

بعضی آهنگ ها، خیلی حیفن که باهاشون خاطره ساخته نشه
مثلا دلم میخواست با "پریزاد" بابک جهانبخش یه خاطره خیلی خوب میداشتم،ولي خب ندارم دیگه
+چقد "آرام جانان" استاد شجریان جان عالیه:)
+شبیه وسیله برقی ای که یکی از قطعاتش سوخته شدم، یکی از قطعات! من سوخته وگرنه انقد خاموشی معنی نداره
+به یک اتفاق خیلی خیلی خوب جهت افتادن نیازمندم، ولي هرجوووور حساب کنی فعلا ممکن نیس:|
و اینکه ایا بعدا ممکن هست یا نه؟ هیچ تضمینی وجود نداره

ادامه مطلب  

دلم شکست  

امشب دلم شکست و اعصابم خورد شد
بیاید باهم با ادب و احترام برخورد کنیم
از ادما دوباره متنفر شدم
شما نمیدونین اگه با کسی که داره با افسردگی لعنتی دست و پنجه نرم میکنه با بی ادبی و پررویی برخورد کنین چقدر میشکنه
باید نفرین کنم؟
نه من اهل نفرین نیسم فقط میگم خدا جوابشو بده
ازاون گذشته من باید دوباره خودمو جمع و جور کنم
باید دوباره به زندگی برگردم
باید
باید
باید

ادامه مطلب  

سووم دی ماه  

سلام امروز سووم هست و خبری نیست فردا امتحان دینی داریمخانم غلامی هم میخواد بیاد مدرسه
مراقب باشه
خداکنه کلاس ما رو برداره_خیلی خوب میشه 
دقیقا یه هفته هم هست ک ندیدمش دلم براش خیلی تنگ شده
تا الان که ساعته 19:30 خبری نیست اگر خبری شد میامخخخخخخ
خخخخ نمیشه نیام بازم امشب خبر دارم خخخخخ
خانم غلامی مثل اینکه با بچها قهره قهر ک ن ازشون ناراحته نمیاد توی گروه
اصلا پیاما هم باز نمیکنه متاسفانه
من براش توی گروه اهنگ خوندم فرستادم گفتم احتمالا شوهر ک

ادامه مطلب  

الان چیکار کنم!!؟؟  

دلم بدجور گرفته ...
نمیدونم چمه فردا امتحان دارم اما اصن دل و دماغ خوندن ندارم
این پامم دوباره دردش شروع شده دیگ رفته رو اعصابم دیگ من باشم نرم
والیبال !!
هوووف خیعلی خفه کنندس هوای این روزام !
اونم دیگ رسمــــــن رفته رو اعصابم اون موقع ک کارایی ک میگفتم بکن رو 
الان داره انجام میده و گزارش میده هه!!اما دیگ واسم مهم نیس !!خستم 
اونم از همه چییی!!!!!!
حس میکنم این روزام بیهودس!!!بازم خدارو شکر درس هس سرم باهاش گرم 
میشه

ادامه مطلب  

باران برگ  

كنارم باش امشب ، از من بگو تا سحراز روز های بی تو ارام بگو تا سحراز باران برگ بگو در ان پاییز سرداز فصل بودنت از شب بگو تا سحراز جنگ با اهریمن، تنها یی قلم ازبودنی كه نیست از شب بگو تا سحر از اولين نگاه تا اخرین خاطرهاز چشمان جذابت ، از شب بگو تا سحر

ادامه مطلب  

بد تر ازینم تونست بشه  

وقتی نمی خونی این پی ام هارو  و جوابمو نمیدی مجبورم بیام اینجا درد دل کنم باهات و نسرینم ک طبق معمول کار داره درگیره
تو امروز میگفتی باید جدا بشیم من و تو اینده ای نداریم چون اختلاف سنی داریم باهم 
ولي این سن نیست ک مهمه سن فقط یه عدده مهم قلب ادم هاست تو باید حرف قلبت رو بزنی نه حرف عقل  و منطق
من  تموم سعیم رو میکنم تا نگه دارمت 
به هر دری میزنم ک بتونم دوباره زندگی  مو بسازم باهات 
تا امروز جون کندم من ک نذارم بزرگ ترین اشتباه زندکی تو مرتکب

ادامه مطلب  

نمیدونم عنوان چی بزنم  

سلامالان ک دارم اینو می نویسم بهت گفتم ک ی چیزی برات درست کردم دروغ نگفتم چون واقعا دارم درست میکنمگفتم میخوام جعبه بگیرم براش ک بفرستم برات بازم دروغ نگفتم جون داشتم دنبال قالب برا وبلاگ می گشتم ک پیدا کردم ولي بلاگفا خرابه و قالب رو نتونستم بذارم ک اینم از شانس منهبه هر حال بیخیال خب نمیدونستم برا ورودت به زندگیم چ عنوانی بزنم هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسیدخیلی خوشحالم ک تورو دارم  چون تو بهترین کس تو زندگیم هستی واسم بهترینی واسم
خب حا

ادامه مطلب  

453  

راه افتاده همه دخترای شاخ دانشگا قشنگا رو فالو میکنه !بدم میاد ازش !البته ک من از همه قشنگترمو منو اول همشون فالوکرد چه پارسال چه امسال ولي خب ب هرحال لاشیه بدم میاد ازش قشنگ معلومه ک بمنم نظر نداره کلا از لاشی گریش دوباره اومد خاک تو سرم ک دوباره دلم یجوری شد براش

ادامه مطلب  

گوگل جان ؛ مچکریم !  

چند روز پیش بود که خیلی اتفاقی و خیلی تفننی اسم و فامیلم رو گوگل کردم ؛ و پرت شدم به چند سال قبل ... شیرین ترین سال های زندگیم.وبلاگ بچه ها دونه دونه پیدا شد و حال منو از این رو به اون رو کرد ، تا این که بالاخره وبلاگ خودم رو پیدا کردم .به کلی فراموشش کرده بودم.دیدم یه سری از بچه ها هنوز تو وبلاگشون می نویسن یا بعد از چند سال دوباره برگشتن بهش.این شد که منم نتونستم مقاومت کنم و دوباره برگشتم !تصمیم گرفتم آدرس وبلاگ رو عوض نکنم که اگر کسی خواست راحت ب

ادامه مطلب  

یعنی اون...؟  

بازم اون حالمو خوب کرد. هیچ کاری نکرد. فقط حرف زدیم. حرف خاصی هم نزدیم.
فقط حرف زدیم. یه کم بیشتر از خودمون. فراتر از کار.
کیفش دست من بود. بازم با کیف دستمو گرفت. عمدا هم گرفت.
می دونست می دونم عمدی بوده. ولي هیچی نگفتم. بازم نگاش نکردم.
باز دستش گرم بود. برخلاف دستای همیشه سرد من.
لاک قرمز زده بودم. همه ش نگا دستام می کرد.
با لاک قرمز سفیدی دستام بیشتر خودنمایی می کنه. اینو می دونستم و عمدا زدم.
 
راستی...
رفته بودیم سمینار. دوستمو اونجا دیدم. با چند ت

ادامه مطلب  

۴۴۷  

این چند روزی که گذشت در کنار همه شلوغ پلویا و عروسی و خوش گذرونی ها و ارزوهای خوشبختی برای خاله گلم اما به چنتا چیز مهم فک میکردم اول اینکه خیلی به فرزاد فک میکردم و ب خودم ب اینکه اگه بیاد چیزی بگه اگه نیاد چیزی بگه و ...اینکه بنظرم این دوباره مثل پارسال دوروز بعد منو یادش میره یا حتی اگه یادش نره باز اگه یکی قشنگتر من دید لابد فکرش میره سمت اون یا اینکه کلا نمیاد چیزی بگه ولي فک کنم اون روز میخواست بیاد چیزی بگه که هرجا میرفتم میومد دنبالم تا ا

ادامه مطلب  

برای دیروزکافی بود امروز اماده میشم برای ضربه های بعدی  

یه وقتایی پیش میاد که وسط شوخیو‌خنده یهو گریه ت بگیره اشکت دربیاد و یواش یواش اشک بریزی 
و بازم بگی شکر که فضا مجازیه و نمیبیننت 
یه وقتایی پیش میاد شوخی که داری تایپ میکنی فقط و فقط یه شوخی باشه ولي وقتی میخونیش از جدی بودنش بازم اشک بریزی اشکایی که وقتی زور میزنی خشک خشکن ولي تو خلوتت با خودت بدون هیچ رو در بایستی بدون خجالت و بدون تعارف راهشون و پیدا میکنن
وقتی یه کلمه سیاهو کبود یه جمله واسه امروزم کافیه هیچ سندی بر واقعی بودنش موجود نیست

ادامه مطلب  

شروع رهسپاری در سالها قبل  

آنچه مرا ۱۰ سال قبل می خواند: 
 
چه زیباست فریاد زدن که من هم هستم. ای کهکشانها ای کائنات ای تمام ذرات وجود هستی بدانید که من هم هستم و می خواهم بمانم.
می خواهم فسیلی از من بماند که میلیونها میلیون سال از بین نرود.
های مردم بدانید که من ابدی ام خواهم ماند چون می خواهم خدایی باشم.
چون می خواهم در نفس خدا غرق شوم
چون می خواهم قطره ای باشم که به دریا می پیوندد.
چون من دیگر من نیست
منیت می میرد و خداست که باقی می ماند.
قدهایم ثبت خواهد شد برای همیشه در ط

ادامه مطلب  

وقتی صبر نداری صبح بشه و میخوای همین الان پستتو منتشر کنی :/  

سلام :) نصف شبتون بخیر :دی
همونطور که تو پست قبلی گفتم، دوباره شروع کردم به نوشتن.. این‌دفعه سعی دارم در کنار نکات غیر اخلاقیی که بیشتر رمان های امروزی دارن، نکات اخلاقیی هم در رمانم داشته باشم و امیدوارم که موفق بشم :))
امیدوارم همراهیم کنین و بهم انرژی بدین تا از نوشتن ناامید نشم :)) 
خب ازین حرفای پیلیک تیلیک (خودمم نمیدونم ینی چی :/ ) بگذریم.. 
انتقادات شما را هم پذیراییم ^_^ چرا که ممکن است باعث بهتر شدن داستان این بنده ی حقیر بشود :))
راستی شاید

ادامه مطلب  

.  

۸ روز میگذره از اخریت باری ک بهت پی ام دادم
کلی دعوا کردی و حرف بیجا زدی 
من رو به خاطر یه ادم بیشعور ک هیچی نداره گذاشتی کنار 
اولش ک اومد گفتی مثل داداشمه  و اونم بهم میگه ک تو هم مثل خواهرمی و ازین حرفا
هه ولي الان منو فروختی  به ادمی ک میگفتی نظری ندارم روش!
تویی ک هرکاری میکردی برام 
تویی ک از داشتن من اینقد خوشحال بودی ک گریه میکردی ولي الان چی
الان اینقد حالت با اون خوبه که حتی یادی نمیکنی ازم ببینی زنده ام یا نه 
ریدم تو این دنیا  و ادم ها

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >