من....  

من بی کسم و دنیال کسی نمیگردمچون تیری اممن تنهام و با هرکسی درددل نمیکنمچون تیری اممن وقتی یه عالمه بغض دارم میخندمچون تیری اممن خوشحالی کسیو خراب نمیکنم با دردامچون تیری اممن مهربونم و مغرورو لجبازچون تیری اممن وقتی رفيقم نباشه با هر کسی نمیپرمچون تیری اممن عاشق دیوونه بازی و صبور و دل نازکمچون تیری اممن وقتی عصبانی میشم اشک تو چشام جمع میشه اما غرورم نمیزاره بیاد پایین جلو چشم بقیهچون تیری امخلاصه این منم و یه دنیا حسرت و یه دوری و یه صب

ادامه مطلب  

طبیبانه!  

۱)  سلام دکتر جان زانویم صدا میده بدون درد تو تلگرام نوشته بود علایم آرتروز  زانو هستش   اولا درسته یا نه؟  ثانیا چيکار کنم برا جلوگیری کردن.پاسخ: سلام ، نه آقا مشکلی نیست خیالت راحت!۲)  سلام دکتر دستام پوسته پوسته شده مشکل چیه چيکار کنم. (عکس هایش را فرستاده: یک خراش یک میلی متری نوک انگشت شست!)پاسخ: تماس با آب منطقه باعثش شده احتمالا! اگه بدتر شد به دکتر مراجعه کن!۳)  دکتر سرما خوردم. رفتم دکتر دارو بهم داد.داروهام تموم شده و الا

ادامه مطلب  

طبیبانه!  

۱)  سلام دکتر جان زانویم صدا میده بدون درد تو تلگرام نوشته بود علایم آرتروز  زانو هستش   اولا درسته یا نه؟  ثانیا چيکار کنم برا جلوگیری کردن.پاسخ: سلام ، نه آقا مشکلی نیست خیالت راحت!۲)  سلام دکتر دستام پوسته پوسته شده مشکل چیه چيکار کنم. (عکس هایش را فرستاده: یک خراش یک میلی متری نوک انگشت شست!)پاسخ: تماس با آب منطقه باعثش شده احتمالا! اگه بدتر شد به دکتر مراجعه کن!۳)  دکتر سرما خوردم. رفتم دکتر دارو بهم داد.داروهام تموم شده و الا

ادامه مطلب  

بی هویت  

خب
امسالم داره تموم میشه.......امسالم با کلی چرت و پرت.
دلم میخواس یه چیز جدیدی داشته باشم ک بنالم برات اما واقعیت اینه که من فقط تو گذشته هام غرقم!در حالیکه یه جوون 20 ساله گذشتش کجا بود باو.
+امروز یه کلیپ دیدم همون پسره اردبیلی که خود.کشی کرد و قبلشم ویدئو گرفته بود...تو اتوبوس نزدیک بود اشکمو در بیاره قشنگ........درسته ک سال جدیده و آدم باس شاد باشه و ازین چرت و پرتا...ولی خدایی با ما چيکار میکنین؟؟ با ما چيکار کردین ***شا؟؟ نم.ودین دیگه بس کنین باو(ا

ادامه مطلب  

بی هویت  

خب
امسالم داره تموم میشه.......امسالم با کلی چرت و پرت.
دلم میخواس یه چیز جدیدی داشته باشم ک بنالم برات اما واقعیت اینه که من فقط تو گذشته هام غرقم!در حالیکه یه جوون 20 ساله گذشتش کجا بود باو.
+امروز یه کلیپ دیدم همون پسره اردبیلی که خود.کشی کرد و قبلشم ویدئو گرفته بود...تو اتوبوس نزدیک بود اشکمو در بیاره قشنگ........درسته ک سال جدیده و آدم باس شاد باشه و ازین چرت و پرتا...ولی خدایی با ما چيکار میکنین؟؟ با ما چيکار کردین ***شا؟؟ نم.ودین دیگه بس کنین باو(ا

ادامه مطلب  

با این وضعِ ماشین . . .  

چند روز‌ پیش مامور ها ماشین رفيقم رو گرفتن ،سریع پیاده شدیم که بگیم ننویس ، زیاد جریمه ‌نکن‌ ،بعد دیگه مامور تا گفت ماشین پارکینگ ،همه راضی شدیم همون جریمه کنه +_+گفتیم پارکینگ واسه چی ؟گفت ،1سیستم صوتی آزار ‌دهنده :/2 صدای ناجورِ اگزوز :\3 تغییر وضعیت ظاهری ماشین :/4 شیشه ها خیلی دودی :\5 راننده کمربند نزده بود ، و .. :|گفتم جناب بزرگواری ‌کنید ، ایندفه رو ببخشید ،گفت فقط پارکینگ ، این ماشین خیلی مورد داره ..حتی من گفتم همکارتون هستم :)نگام‌‌ کرد

ادامه مطلب  

سينهزن سينه بزن آخه ، شب دوري از مصائبِ  

سینه‌زن سینه بزن آخه ، شب دوری از مصائبِ بیا با هم آرزو کنیم ، شب لیلة الرغائبِآرزو کنیم تا نفس داریم بمونیم تو سایه سارِ علم آرزو کنیم هممون بشیم یه روزی مدافعان حرم آرزو کنیم آرزو کنیمتا که همیشه پایِ سفره یِ کرم باشیمیه نوکر آبرو دار و محترم باشیموقتی خدا اجازه ی آرزو کردن داد یاد شهیدایِ مدافعِ حرم باشیم سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ @seyedrezanarimaniمی دونه یک خبرايی هست  ، اونی که رِندِ مُراق

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

- 212 -  

شما هم مثل من ، با فکر کردن به اینکه «میگذره» حال بدتون رو سر میکنید؟ کار به جایی کشیده بود که امروز تو خیالم خودم رو کشته بودم و تو ذهن تکرار میکردم {برزخ و جهنم هم میگذره ..} و اگه موقع گذشتن زد و دو نیمه مون کرد چی؟ اگه جعبه نگرانی و صدتا ادا اصول فانتزیِ دیگه ، نگرانیامونو مرهم نشد چی؟ اگه گذشت و روحمونو مکید و خاطره هامونو جا گذاشت چی؟ دیگه «نبودن ها» که پسر مزاحم تو خیابون نیست. بگم این خیابونُ تموم کنم و میگذره... نبودن ها رو باید

ادامه مطلب  

8- باختم...  

از خانه بیرون می روم، امّا کجا؟، امشب...شاید تو می خواهی مرا، در کوچه ها، امشب...امشب دلم گرفته... مثل شبهای قبل... نمی دونم چيکار کنم...امروز هم گذشت، به سبکبالی پرستوی سرنوشت، در آسمان غم انگیز یک غروب پائیزی...و من می روم به استقبال فردایی که شاید هرگز طلوعی نداشته باشد... و در سکوت همیشگی زندگی ام، تکرار کنم واژه ای را که تو حتّی به شوخی از گفتنش ابا داشتی... و آن واژه، لفظ "باختم" بود... و آن را تنها در پائیزی غمگین شنیدم... آنگاه که سکوتی مرگبار، به

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

تالبیتاک  

حالا بیا و  درستش کن دلم میخواد بحرفم اونم با یه نفر که منو بفهمه ولی فاک تووو اون یه نفرمامان خیلی وقته تیکه تیکه شده و سلولاش در حال تجزیه هستن ، حالموبد میشه بخام باهاش بحرفم..چيکار کنم دست خودم که نیس والا..مثله تموم عالم حال منم خرابه:)

ادامه مطلب  

قلب  

قلبت شکست ؟پس من چی ! دختر جان تو حداقل یکی داری تا 5 صبح بیدار بمونه و دلداریت بده ! اما من کسی نداشتم ! تا صبح بیدار میموندم و به این فکر میکردم در حق نزدیکترین آدم تو چيکار کردم که این طوری بی خبر و بی دلیل رفت ! و خواست نباشم .... لبخندت توی  عکسات وقتی می دیدم می گفتم منم اگه اون چند نفر آدم اطرافم بودن معلومه لبخندی مثل تو میزدم ... اما حالا ... جز سیاهی و یک قلب شکسته ! از تو خبر دیگه ای ندارم ....

ادامه مطلب  

قلب  

قلبت شکست ؟پس من چی ! دختر جان تو حداقل یکی داری تا 5 صبح بیدار بمونه و دلداریت بده ! اما من کسی نداشتم ! تا صبح بیدار میموندم و به این فکر میکردم در حق نزدیکترین آدم تو چيکار کردم که این طوری بی خبر و بی دلیل رفت ! و خواست نباشم .... لبخندت توی  عکسات وقتی می دیدم می گفتم منم اگه اون چند نفر آدم اطرافم بودن معلومه لبخندی مثل تو میزدم ... اما حالا ... جز سیاهی و یک قلب شکسته ! از تو خبر دیگه ای ندارم ....

ادامه مطلب  

بعد 6 ماه سلام به همه  

خب از دیروز  مرخصی 6 ماهه منم تموم شد و بچه رو باید بزارم خونه و بایم سر کار، بمیرم بچم هنوز خیلی زوده مامانش رو واسه 7 یا 8 ساعت نبینه ولی خب چيکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم واسش تنگ میشههههههههههههه بسی بسیار زیاد، دیروز که رسیدم خونه بچه اصلا تحمل نداشت من کفشم رو دربیارم با جیغ و داد میگفت بغلم کن و به محض بغل شدن شروع رکد به خوردن صورت من، با خودم میگم نکنه دارم در حقش ظلم میکنم، نمیدونمممممممممممممممممم

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  

آغوش من براي باران  

نه به این شهر،نه به این چشمان ترکه بی رحمانهبه حال اشک های دختران سپهرخندیدند،و نه به این انبوه خاکستری افعال بی معناکه جز داستان ناتمام آه ها و گلایه ها،چیزی براي ابر دیکته نکردندببار باران؛ ببار عشق من!که هیچ دستی جز دستان بی نوای من،براي سردی حرف هایتآغوش گرم نخواهد شد....!*****"ترمه سلطانی هفشجانی"

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >