اگر نویسنده بودم  

اگر نویسنده بودم و تصمیم داشتم قصه عاشقانه ای بنویسم.
از بی وفایی و مرگ عشق و خیانت و  پیچ و تاب های عاشقانه نمی نوشتم.
از قصه عشق پسری می نوشتم که کار نداره و عشقش رو از دست میده.
از قصه عشق دختری می نوشتم که خانوادش به خاطر اوضاع بد مالیش نمیتونن حتی خواستگار راه بدن.
و کم نیستن قصه های عاشقانه ای با این شکل و شمایل و شاید بشه گفت تلخ تر از قصه شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون باشن.
و برای فروپاشی خانواده ها
از جدا شدن زندگی هایی که همسرشون ورشکست شد

ادامه مطلب  

هوای شهر بدون تو مساویست با خفگی ...  

پنجمین شنبه  روز رقص و پایکوبی طبیعت  ...
روز رقص برگها ...
باد میوزید ... آرام ...تند ... و بازهم ...
و برگهای رنگارنگی که دست در دست هم رقص کنان ... تا یکی شدن بر روی زمین ...
ساعتها این عشق بازی طول کشید ... بدون آنکه دست غارتگری این عشق و عشقبازی را غارت کند !
باید مشق عشق را دوره میکردم ...
با تنی تبدار از تب عشق به بزرگترین کنسرت موسیقی طبیعت با آهنگ عشق و نوازندگی خالق هستی دعوت می شدم ...
عاشقانه ترین عاشقانه ای که دیده بودم ...
همنوا شدم ...
خش خش برگها گوش

ادامه مطلب  

استقبال از شب یلدا با کمپین «یلدای مهدوی»  

گروه فضای مجازی مشرق - پاییز فصل انقلاب فصل‌هاست تمام طبیعت متحیر و مغلوب بغض آسمان می‌شود.فصل شاعرانه‌ای که با گریه‌ی ابر دل زمین را می‌برد، انتهای این دلدادگی شبی است بلند شب یلدا بلندترین شب عاشقانه‌هایی است که به یمن آمدن نو عروس سپید جامه زمستان به شادی گرد هم آمده، غزل‌های عاشقانه و نقل لیلی و مجنون می‌کنیم.اما امسال شب یلدا مصادف شده با آغاز امامت امام مهدی(عج) که جهان در انتظار اوست و به یمن این تقارن، یلدای امسال یلدایی عاشقانه

ادامه مطلب  

عاشقانه‌های ناتمام  

من مجنون، تو لیلی من فرهاد، تو شیرینمن رومئو، تو ژولیتمن هملت، تو اوفلیامن ناپلئون، تو دزیرهمن عاشق، تو معشوق ... می‌بینی تمام عاشقانه‌های جهان ناتمامند... انتهای داستان عاشقانه‌ی ما چه می‌شود؟
 
برای فرار از روزمَرگی‌ها کتاب می‌خوانم، تنها زبان میان من و توست، این نوشته‌ها. تنها یادگار و خاطره ساز میان من  و توست کتاب. 
 
پ.ن : موزیک باکس رومئو و ژولیت و این دیالوگ از این شاهکار : 
 When I saw you, I fell in love, and you smiled because you knew 
 
امضا: و موج در فضا

ادامه مطلب  

حمید. عسکری  

از. زندگی حمید عسکری;یادمه تو دورهمی صراحتا اعلام کرد که بله عاشق شدم.
خیلیا نمیگن عاشق شدم و عاشق کی.حتی وقتی طرف هسرش کنارشه هم با اکراه میگه عاشقش شدم!
 حمید عسکری اما همه جا با افتخار اعلام میکنه عاااشق همسرمم!! .همسرش نه دماغشو عمل کرده نه لباش پروتزه و نه زیبایی اسطوره ای داره.یه چهره معمولی بنظرم داره.اما بنظرم خیلی خیلی خوشیخته که همسرش اینچنین عاشقانه دوستش داره.اونم همسری که خواننده ست و چنین خواننده تاپی هست.
 ماجرای آشنایی با همسر

ادامه مطلب  

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود  

 
 
دانسته های عاشقانه و نادانسته های عاقلانه؟
یا
دانسته های عاقلانه و نادانسته های عاشقانه؟
 
به نظرم گرفتاری کلی بشر همینه که تمایز این دو رو نمیدونه....
از این جهت خدمتتون عارضم که در ذهن اینجانب، اصلی ترین جنبه زندگی بشر از ازل تا به ابد 
بر پایه لذت ج.سی استواره.... 
یعنی تمام علوم اقتصادی اجتماعی پزشکی و حتی هنر....
یعنی حتی جنگها و سازمان جهانی صلح و دخترشایسته حتی!!
خب حالا سوال اینه، این بنا بر چه پایه و مبنایی شکل میگیره!؟
این داستان های

ادامه مطلب  

خدا هیچ وقت نخواسته عشاق، آن‌هایی که خیلی دل‌بسته هم هستند، باهم بمانند  

#عاشقانه های شهید همت(۳)
@pelakkhaki
❤️

ادامه مطلب  

همهء غیرت من  

آنقدر تو را الهی و آسمانی دانستم که باورم نیست کسی زمینی بپنداردت
آنقدر تو را عاشقانه دوست دارم که هرگز جز نگاه پاک به تو را بر نمی تابم
 آنقدر نگاهم به تو آسمانی است که از هرچه رنگ تعلق به جسم است، مبرا می دانم
این تقصیر تو نیست
این تقصیر دیگران نیست
این تقصیر من است!
که هفده سال بعد رفتنت، هنوز هم تو را از آن خود می دانم و هنوز با عشقی پاک دوستت دارم
دل بی گناه من که هنوووووووز عاشقانه دوستت دارد
***
نازنینم
هنوز هم تمام غیرتم هستی
هنوز هم تمام

ادامه مطلب  

باران  

باز باران  با ترانه 
                                     می زند بر بام قلبم
باز گریه عاشقانه میکنم یاد تو هر دم 
                     با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت 
 گر تو هم از من گریزی 
                                واااای بر احوال من

ادامه مطلب  

نشان دادن عشق و علاقه سلبریتی ها با خالکوبی روی بدن  

راه های زیادی برای نشان دادن عشق و علاقه در یک رابطه عاشقانه وجود دارد از حمله خریدن هدیه یا سفرهای خاص و بسیاری روش های دیگر. اما از دیرباز استفاده از خالکوبی یکی از روش های متداول و مورد توجه در این حوزه بوده است. در ادامه این مطلب می خواهیم سلبریتی هایی را به شما معرفی کنیم که دستکم یک اشتراک مشهود دارند و آن هم این که با خالکوبی کردن روی بدنشان عشق خود را به طرف
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

دیشب خوابتو دیدم  

این دومین باره تو این هفته خوابتو دیدم خیلی وقت بود اینطور مهربان ندیده بودمت آغوشت گرمترین و امن ترین جای جهان برای من است صدای قلبت صدای آرام نفسهایت و حرفهای آرامش بخش و امیدوار کننده ات، حرفهایی که با واقعیت وجودی ات متناقض است میگویی فراموشت نکرده ام اما فراموش کرده ای هیچ سراغی از من نمیگیری، می گویی از هر چیز در دنیا عاشقانه تر دوستم داری اما تنهایم گذاشته ای
اما من هنوز هم به این توهمات رويایی خود معتادم تنها جاییست که می توانم ثانی

ادامه مطلب  

زوج های مشهور هالیوودی که بیش از یک بار مراسم عروسی گرفتند  

روابط در هالیوود می تواند بسیار مشکل زا و با فراز و نشیب های فراوان همراه باشد. نیاز مبرم حرفه و هنر برای سفرهای بسیار و دور بودن طولانی از خانه، جنجال ها در رسانه های اجتماعی و اخبار درست و نادرست از روابط پشت پرده و خیانت ها باعث شده که بسیاری از سلبریتی ها در روابط عاشقانه خود دچار مشکل شوند. بازگشت به روابط گذشته یا آشتی کردن بعد از یک درگیری طولانی یا مختصر نیز در دنیای هالیوود
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

من برات ترانه میبافم توی فصلی که همچنان سرده...  

خب یکم انتظار داشتم نرم تر باشی ولی مهم نیست یاد چیستا افتادم که عاشقانه ترین جمله اش شده بود “خوش به حالتون چقدر نامه دارید”
شاید من هفته ها و ماه ها فقط به یه کلمه ات فک کنم “چرا؟!”بگم دلم نمیخواست بغلت کنم دروغ گفتم خب 
 

ادامه مطلب  

ادابازی عشق  

مگر به این که ادا درآوردن گناه است اعتقاد ندارید؟! مگر نمی دانیدمسخره بازی کار خوبی نیست؟! آهای ایها الناس ؛ ادای چیزی و کسی را درآوردن تباهی می آورد.آن قدر ادای عشق و عاشقی را درآوردید که عشق رنجید و رفت..تا حدی گندش را درآوردید که برای نوشتن یک عاشقانه ی واقعی صدبار باید ناز قلم و کاغذ را بکشیم.. که بابت طرز نگاهمان باید به زمین و زمان جواب پس بدهیم.. ادا بازی شما تاوان سنگینی برای ما دارد. نسلی پر از رويای باور نکرده و بی مخاطب صفحات مجازی و کا

ادامه مطلب  

337  

یعنی مسخره تر از این نمیشه!! این چه وضعیه؟!
دو ساعته دارم می گردم دنبال نوشته ای، شعری ،چیزی که بخونم و حالِ خوب بهم بده
ولی دریغ و صد دریغ!!
راستش رو بخواین دنبال نوشته های عاشقانه بودم از بس که همه چی از درد و غم نوشته شده خسته شدم.
کی این همه به سمت غم و اندوه رفتیم؟!

ادامه مطلب  

به عشق تو می نویسم  

به عشق تو مینویسم تا بخوانی و این قلب عاشق مرا باور کنی.با چشمهای خیس مینویسم که دوستت دارم تا تو نیز با چشمهای خیس بخوانی و احساس مرا از ته قلبت درک کنی...با دلی عاشق مینویسم که عاشقانه با تو می مانم ، و مینویسم که اینها تنها یکنوشته نیست بلکه احساس قلبی من است مهربانم ...
می نویسم تا بخوانی و به عشق من افتخار کنی … با دلی پاک ، صادقانه و یکرنگ مینویسم که
 خیلی دوستت دارم.
 می نویسم تا شبها با خواندن درد دلهای عاشقانه ام به خواب روی و خواب فرداها

ادامه مطلب  

Of Dateless Love Songs  

تکه
تکه
پیکر دلدار من
پراکنده ست در کشوری...
 
اما
سال هاست
پچ پچه ی پلک ها و دیالکتیک لب هاش را پیش من به امانت گذاشته
همین روزها برگردد...
 
پلک ها
لب ها
و این دست ها
تکه
تکه
شب هاست که با منند
هر جا که بیتوته کرده ام
گریسته ام
در کمین بندرگاه ها
زیر باران ها
بر بستر کویرها
زیر ستاره ها.../ هاشم حسینی، عاشقانه های بی تاریخ

ادامه مطلب  

دوباره ...  

باز از تو دور افتادم ...
دوباره من موندم و خاطرات و عکس ها و تنهایی ...
نمیدونم تا کی میشه اینطوری ادامه داد و تحمل کرد ...
اما میدونم تا زنده ام به یاد تو و برای تو هستم ...
و دوباره فریاد خواهم زد؛ یگانه قلبم، عاشقانه دوستت دارم ...
خدایا آرامشی از جنس خودت به قلب های ما عطا فرما ... الهی آمین
 

ادامه مطلب  

آغازگر تمام عاشقانه ها  

هر زنی شروع یک شعراست،بعضی با نگاهشان،بعضی با بوی عطرشان،بعضی باموج مویشان،
وبعضی با آهنگ صدایشان،می آیند ودر خاطر یک مردی به زیبایی،
وعاشقانه نقش می بندند،
ردپایشان درزندگی هرکسی،
کتاب شعری می شود،
زنها آغازگر تمام عاشقانه هایند،
تمام شعرهابرایشان ردیف خواهد شد،
و قافیه عشق را خوب  بلدند.

ادامه مطلب  

یلدای گذشته !زمستون گرم :(  

سلاااااممممم 
خیلی وقته فک کنم ننوشتم . همش تو فکرم بود بهت سر بزنم صفحه ی عزیز 
اما هی نمیشد یعنی تو پیچ و خم فراموشی میفتاد ؛))
چند روزی از رفتن پاییز و تموم شدن یلدا گذشته 
خیلی بی انصافیه بگم یلدای بدی بود 
با یکم ارفاق میشه گفت خوب بود :)
فعلا همه چی ارومههههه یعنی یکمم زیادی ارومه ( منظورم سرعت درس خوندنم بود )
اما خیلی ارامش الانمو دوست دارم 
با اینکه یک پاییز عاشقانه با خش خش برگها نداشتم 
و یک یلدا با یک فال عاشقانه ی حافظ 
هیچکسم واسم یل

ادامه مطلب  

افسار  

افسار را رها می کنم
اسب سرکش احساسم آزاد می شود
به هر سویی که می خواهد میرود
و من مستانه به نظاره می نشینم
که همچون آهویی رام بسوی تو روانه می شود
سر بر بالین تو می گذارد
عاشقانه لبهای تو را می طلبد
چه نامش این سرکش رام شده در آغوش تو را
چیزی ندارم بخوانمش جز اینکه 
در درونش چیزی به نام عشق می جوشد
عشقی که مرا زنده نگه داشته است.
 

ادامه مطلب  

چشمهای بی باران  

چشمهای بی باران                            
آسمان قهر کرده است
زمین به سیاهی ها سر تسلیم فرود آورده است
باد در سر زمین ناشناسی گم شده است
صدای باران چون رويای دور می ماند
 عطش درختان در زیر خروارهای ریزش برگ مدفون است
کسی  خش خش برگها را نمی شنود
و شاید چنین است که
چشمها بی رمق به روزمرگی ها دوخته شده اند
کسی دلش برای عاشقانه ها نمی تپد
سیاهی دیگر جوهر قلم نیست
رقص مردگان  رسام دل شده است
کسی نمی خواهد که عشق را فریاد زند؟
 غریو مهر رو به سوی

ادامه مطلب  

یلدای دگر  

بنفشه ها باز خواهند روئید                                                 
سالها است پشت دیوار حسرت دل بسته است به خاطرات دور
به گفتگوهائی که بودند ز جنس مهر و عشق و نور
آن هنگام که دلی بود و دلداری و شاید دلدادگی
همه سوی عطر بهارو شوریدگی  
جوانی را گویم بی تکرار زیبا
ناگهان توفان آمدو یادش رفت شباب ندا
جوانی ها رفتند و پشت آن هم بهانه ها
دیدارها پنهانی و خیال و عاشقانه ها
سالها گذشتند و همه ز نفی دل و عشق گفتند
پایان امید به دیوانگی و دی

ادامه مطلب  

1195  

سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست، عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.عشق عادت نیست، عادت همه چیز را ویران می کند،از جمله عظمت دوست داشتن را.از شباهت به تکرار می رسیم،از تکرار به عادت،از عادت به بیهودگی،از بیهودگی به خستگی و نفرت.نادر ابراهیمی

ادامه مطلب  

نتیجه ی مرحله اول مسابقه نقاشی  

عجب نقاشی هایی که به دستمون نرسید....باید داور میبودی و می دیدی.....از عاشقانه تا منحرفانه.....جدا جدا و کنار هم...بی رنگ و رنگ دار.....خلاصه....یه حذفی داریم....دیگه برین تتیجه رو تو ادامه ببینین.مرحله دوم رو هم من و داور ها تصمیم می گیریمو می زاریم.مراحل دیگه می تونه از داستان های شهردار های دیگه باشه.پس باید داستاناشونو بخونین.....
 

ادامه مطلب  

مرحله اول مسابقه نقاشی!!!  

سلام بر خواننده ها و شرکت کننده ها!!!خب دیگه فک کنم بیشتر از این نمی خواد کسی شرکت کنه.البته بازم زیاده شرکت کننده و مرحله ها هم زیاده!!!!ما 31 نفر شرکت کننده داریم و 30 مرحله!!!!!البته اگه تو یه مرحله بیشتر از یه حذفی داشته باشیم،تعداد مرحله ها هم کم میشه.....
من و داوران تصمیم گرفتیم مرحله یک به این قرار باشه که...
بزرگسالی ریک و مارگت رو بکشید!
مثالش رو هم من پایین براتون می زارم.
قانون ها و نکته های این مرحله:
1.همون طور که می دونید،نمره کلی از 40 هستش و

ادامه مطلب  

Happy Yalda...Happy New Year in advance  

چند برگه گام
بیشتر
نمانده تا پچ پچ سرخ
اخگران انار 
امشب
 
شادکام
آماده تا سرایش آتش
یک دست جام باده
و در دیگر:
شاخه های نبات انگشتان
مائده های آسمانی "حافظ"
به آستانه می آید
ایزدبانوی ما
با شبِ دراز
رها بر شانه ها
و نم نم باده در دهان
با این دو قاچ هندوانه ی لبان.../ هاشم حسینی، عاشقانه های بی تاریخ
 
*
نگاره ی همراه:
بانوی سرخ پوش، تاراس لوبودا، 1961

ادامه مطلب  

باران  

بآز باران با ترانه 
 
میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روز ها یه کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یآدت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ..
پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟!
خــــاطرات خوب و شیرین باز باران بی ترانه ، بی هوایه عاشقانه ، بی نوایه عارفانه در سکوت ظالمانه ، خسته از مکر زمانه غاف‍ل از حتی رفاقت ، حاله ای از عشق و نفرت ، اشک هایی طبقه عادت قطره هایی بی طراوت ، رویه دوش ادمیت ، میخورد بر بـام خانه ...

ادامه مطلب  

:::::یکروز همه باید بروند:::::  

 شنیدی که میگن بارسفر را بسته؟
آری من هم بارسفررا بسته ام
بارم غم
سفرم جایی که بر گشتی نیست
آماده رفتنم
هرلحظه ثانیه شماری میکنم
ازرفتن نمی ترسم
یکروز همه باید بروند
بی امید شب را به روز رساندن
وروز را به شب
احساسی نمانده
سردی هوا به دل زخمی رسیده
وگویای آخررا ه هست
قلب قندیل بسته من 
هیچ شکایتی ندارد 
منتظر خبری نیست
روح وروان درپی بیخیالیست
ساعت ها را نمیداند
وابستگی را از بین برده
خواستن را در خودش کشته
ماهاست به خاطره ها هم رض

ادامه مطلب  

رفتار ...  

وقتی عاشقی یه رفتارهایی رو از خودت نشون میدی که شاید پیش خودت خیلی طبیعی به نظر برسه ولی وقتی به عنوان شخص سوم به این رفتارها توجه میکنی به شدت متوجه این میشی که عشق بین دو نفر در جریانه ...
داستان چند ساعت کنار هم بودنمون رو می نویسم و خودم تماشگر این ماجرای عاشقانه میشم تا ببینیم چقدر عشق توی رفتارهای ناخودآگاه من و عزیزم موج میزنه ...
ساعاتی از شب گذشته بود و میهمانی نسبتا بزرگی توی خونه یکی از فامیل ها در جریان بود ...
هرکسی سرگرم گفت و شنود خو

ادامه مطلب  

#صفا_وهابی_دلنوشته  

مینویسم از تو...و از نگاهی که به "عشق"دچارم کرد !آنقدر که شبی رویِ کوهی از اشعارِ خوانده نشده ام غرق شوم!مرا از رودخانه بگیرند...با واژه هایی چسبیده به تنم که اگر کنار هم گُذاری منحنیِ لبانت را ترسیم میکنند! من...بارها برای تو مرده ام!و این از "زنیت" من است که هنوز "زنده" ام و از "مردانگی" توست... که باعثِ "مردنِ" منی!!دست نوشته هایم را به خاطر بسپار بلکه روزی دل به دریا زدی و واژه ای به پایت چسبیدیاد عاشقانه هایی بیفتی...که روزی برای تمامت سروده بودم!
#صف

ادامه مطلب  

عشق یک طرفه  

تو نبودی عاشق من ولی عاشق تو بودم،همه عاشقانه هامو واسه ی تو میسرودم،تو بمن وفا نکردی ولی هم پای تو بودم،همه عاشق من اما،دل سپرده تو بودم،چشم من واسه تو گریون چشم تو پی غریبه،نشدم آخر عزیزت واسه من خیلی عجیبه،خسته ام از دست کارات،عاشقی به تو نیومد،میرم وتنهات میذارم،دیگه صبر من سراومد،حیف اون روزای عمرم که به پای تو تلف شد،حیف اون شبا که تا صبح واسه خاطر تو سر شد،نمیبخشم تو رو هرگز چون منو بازیچه کردی،توی حرفات گفتی از عشق اما دیدم خیلی سر

ادامه مطلب  

نگاه عاشقانه  

گاهی واژه‌هایی رایج می‌شود ولی در یک معنای ناقص و نارسا مانند واژه‌ی عبادت که در میان مردم به نماز و روزه و امثال این‌ها خلاصه و ترجمه می‌شود؛ ولی زمانی که به خود دین برای فهم درست آن واژه نگاه می‌اندازیم، می‌یابیم که چنین معنایی بسیار نارسا برای آن واژه است و دین این معنا را بدین شکل مد نظر ندارد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

[360]. شبی عاشقانه  

بارون میاد.توی ماشین نشستم... میخوام برم خونه. قصد رفتن به جای دیگه ای نداشتم.کرایه رو حساب کردم و اومدم بیرون. حس دلتنگی عجیبی داشتم... تازه اون موقع فهمیدم عشق چقدر پر قدرته..تند تند قدم برمیداشتم، روی زمین خیس... پاهام دست خودم نبود. دلم داشت منو میکشوند به سمت ضریح... تند تند راه میرفتم... زیر بارون... با دلی تنگ... رسیدم در ورودی... کفش هامو توی مشما کردم سریع و رفتم داخل... دستمو که بردم سمت ضریح و گرفتمش، سوره خوندم و آروم شدم... انگار که از ته دلت بگ

ادامه مطلب  

1719  

از مریم خداحافظی می کنم ُ قدم هام و سریعتر بر می دارم تا برسم خونه ..
هندزفری رو که می ذارم " عاشقانه " ی فریدون اسرایی رو پلی می کنم ، قدم هام آرومتر می شه ، هوا سوز داره و منم عاشق هوای سردم :) بی تفاوت به عابرا و نگاهایِ شاید زننده شون ، به راهم ادامه می دم و بادِ سرد که می ره لایِ چتری هام یه حس سرمای دلپذیری بهم می ده :) سوزِ سرما رو با هیچ گرمایِ خرماپزونی عوض نمی کنم ! پاییز و هوای خواستنیش شاه فصل ِ سال ـَن ... 
" شاید پلای برگشتُ خودش عمدا ً خراب ک

ادامه مطلب  

عاشقانه هایم برای یگانه عشقم  

بهترینم
بی نظیرم
مهربانترینم
دورت بگردم
عشقم
زندگیم
همه هستیم
همه دار و ندارم
تنها رفیقم
بهترین یارم
بهترینم
دلم لک زده برای آغوشت
برای نوازش هایت
برای مهربانیت
انقدر دور افتادم ازت ....
آخ خدا....
چقدر کم دارمت...
خیلی کم دارمت تو زندگیم
خودت بیا و نجاتم بده...دلم...

ادامه مطلب  

2048  

سالها پیش بود ... شاید بیشتر از 20 و اندی سال قبل
از معلم زبانم پرسیدم "آخرین نگاه" به انگلیسی چی میشه 
تظاهر میکرد باید بدونه دقیقا چی میخوام بگم تا بتونه ترجمه اش رو بهم بگه
الان میدونم یا بیسواد بوده یا فضول
چون ربطی نداره ... آخرینِ هر چیزی یه معنی داره یه ترجمه
امروز بعد از دو دهه توی این موزیکِ جازِ زیبا 
خانم خوش صدای خواننده مدام از سوز و گدازِ اخرین نگاه میگفت
من کاملا درک کردم چی میگه
سالها پیش دلم میخواست به انگلیسی از عطش و تمنای آخرین

ادامه مطلب  

چه کس بر سر دوست، نگاه زر بداشت ای یار  

چه کس بر سر دوست، نگاه زر بداشت ای یار
که ها بر آستان دوست نگاه عاشقانه یار
خدایا کین پستان را عجب رسم و خطایی داشت
خدایا پس ببین راه و عجب تاریخ داشت آن یار
سلامم پیر مستان و درودم مرد پاک پارس
شرابم صوفی پارسی غزل آن رند پاک یار
عشق به میکده ببین ره به آن زروان ببین
سر فقط به خانقاه آن شمع مرد پارسی، یار
جوانی و عاشق شدن مخصوص پارس و پارسی است
لیلی و مجنون را ببین فرهاد کوهکن را که یار
آن مست و صنم در عیش هم مستان شرابش می دهد
ای بت زیبا رو بریز ش

ادامه مطلب  

مجزه‌ای به اسم صدا  

   روزای خوب اوایل بهار بود. تعطیلات عید تموم شده‌بود و من خوشحال بودم و خیال می‌کردم تهِ‌ته داستان عاشقانه زندگی من قراره تو همین بهار رقم بخوره. سرخوش و بی‌خیال سر یه کلاس عمومی وقتی استاد داشت واسه خودش یه چیزایی می‌گفت با صدایی که خیلی هم آروم نبود داشتم عاشقانه و البته تحسین‌گرانه از صدای مردونه شهاب حرف می‌زدم. از این که چه‌قدر بم و آروم بودن صداشُ دوست دارم. از این که گاهی اون صدا حتی خیلی آرامش‌بخش به نظر می‌رسید. از این که ن

ادامه مطلب  

بهار  

خدایا....معبود من....سرورم....بهاریمان کن...
 
بگذار بیشتر تورا ذخیره کنیم در خودمان....
 
جز تو که را داریم تا دست بر دستانمان بگذارد
 
عاشقانه و ارام بهار وجودمان را شکوفا کند...
 
دوستت دارم نازنین معبودم..
 
 
همه را ببخش و بیامرز..مرا نیز....

ادامه مطلب  

تمام عاشقانه هایم برای تو  

به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم
به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد
دلم میخواهد دستهایت را بگیرم
 روی دستهایم تكانت دهم بخوابی
 برایت با زبان كودكانه قصه بگویم
بهانه بگیری
بریزی
بپاشی
و من حرص هایم را سر بیخیالی خالی كنم
 

ادامه مطلب  

عشق زلیخا  

امشب که سریال یوسف پیامبر و برای چندمین بار دیدم
خجالت کشیدم از خودم
خوشا بحال زلیخا
کاش قدری عاشقت بودم
خدایا کاش اینگونه که حاجت زلیخارا دادی حاجت مراهم میدادی
کاش عاشق امام زمانم بودم
برای دیدن لحظه شماری میکردم و از فراق شما نابینا میشدم
امام زمانم عاشقانه زیستنم با شما آرزوست
کاش دعا کنید عاشقتان شوم

ادامه مطلب  

معرفی وبلاگ  

سلام،من نویسنده ی وبلاگ هستم،تو این وبلاگ عکس های دخترونه،فیلم و موسیقی عاشقانه میذارم و شما میتونین اونارو دانلود کنین.میتونین اهنگ ها و فیلم های پیشنهادی تون رو تو قسمت نظرات بگین و من اونا رو تو وبلاگ قرار میدم،میتونین به ایمیلم مراجعه کنین و باهام حرف بزنین.امیدوارم وبلاگم رو دوست داشته باشین

ادامه مطلب  

بسم الله...  

آبجی اکرم و دوقولوهای شیطونش از حالا
پاشدن از اصفهان اومدن اینجا برای شب یلدا
از پارسال که علی آقا بابای اکرم سکته کرد و مرد
اکرم خیلی آروم و بی سر وصدا شده
علی آقا مرد خوبی بود برای منم پدری کرد
خیلی شوخ طبع و مهربون بود، علی آقا 
اینطور که شنیدم قبل از بابا رفته بوده خواستگاری مامان
چند سال هم با مامان بهم علاقه مند بودن ولی بابابزرگ 
راضی نمیشه و علی آقا برای ادامه تحصیل میره فرانسه و 
مامان با بابا ازدواج میکنه و...
یکسال بعد از شهادت بابا

ادامه مطلب  

جدال..  

جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل رو به رو شد ، صبح دلتنگی بخیر
عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود ، فاخر بود ، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد ، ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری که پروردم به خ

ادامه مطلب  

جرمم اینا بود  

جرم من محبت بود
جرم من این بود که همینطوری که هست، رو عاشقانه دوستش داشتم
جرم من علاقه ی ناب بود
جرم من این بود که اونو لایق احساس گرونقیمت خودم میدونستم
جرمم این بود که دلسوز و مشفقش بودم و با دردهاش گریه کردم
جرم من صداقت و اخلاص در رابطه بود
جرم من این بود که باور داشتم خدا کمکمون میکنه که همه چی درست میشه
 
چون این آخری رو خیلی باور داشتم، باهام دشمن شد.

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

Today  

خیلی دلم تنگ بود امروز خیلی زیاد .....
به خدا پناه بردم 
و چه عاشقانه بنده هاشو نوازش میکنه 
یعنی من امروز و دل تنگمو و نوازش های تو رو فراموش میکنم؟!
هیچوقت!
ازت سپاسگذارم ...سپاس گزارم 
+ خونه گرفتم! امروز مامان و بابای عزیزم لطف کردن و این همه کیلومتر راهو اومدن اینجا و برام خونه گرفتن و قولنامه و ...اینا! 
..ایه ی 29 سوره مومنون  :)
البته امشب رو خونه قدیمی می مونم چون بخاری رو نخواستم فعلا ببرم ک دخترا سردشون بشه. امشب همگی توو خونه قدیمی گرد بخاری

ادامه مطلب  

یک روزی دلتنگم شو ، یک روز که خیلی دیر نیست ...  

وقتی میگن عالی مثل همیشه!!!
بوی عجیب نا در ذهنم می پیچد ؛
بوی ماندگی ، بوی تکرار ...
+دوست داشتم به گوشت برسانم ، امّا یادم آمد تو را یادم نیست!!!
+جالب است دور و برت پر شده از کوچ پرستو هایی که برمی گردند!!!
+من پرستو نیستم ، میگذرم ...
+روزی که یادم نیاید تو را ...
+عاشقانه هایم ته نکشیده فقط مغرور شدم ...
:/
+چقدر کار دارم این روزا ...
+شبِ جمعه که می شود تب می کنم ، مریض حالی ام خوش نیست ...
 

ادامه مطلب  

حسّ باران...  

´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*
شکفته پرتپش، صد گل ترانه؛
درونِ باغِ هستی، بی‌بهانه؛
بیا، لبریز شو، از حسّ باران،
در این صبح قشنگ و، عاشقانه...
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >