این روزا  

دخترم خوب شده فقط هرچی لپ درآورده بود، آب شد:(((...پاتختی به خیر و خوشی تموم بشه من خیالم راحت بشه....همسر رفته ییلاق دیشب زنگ زده که آفتاب غروب کرد، اینجا اینقدر سرد شد نمیشه بیرون بمونیم. من میدونم سرده، میگن نه الان آفتاب داره گرمه. همسر دیروز صبح راه افتادن، سه بعد از ظهر رسیدن، اون وقت من می گفتم، راهش دوره، بچه تو ماشین اذیت میشه، می گفتن، دو ساعت راهه. خوبه من به این حرفا توجه نمیکنم کار خودمو می کنم. دو ساعت کجا و شش ساعت کجا....دلم تن

ادامه مطلب  

گچ بد اخلاق  

بالاخره تموم شد.
باز هم اون  یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابيد و اینجا بود که دوباره همه نگاهها به سمت من چرخید.
از ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ شب ! یه سره کار، فقط ناهار و نماز.
این اوستامون هم خیلی جان سخت بود، لامصب عجله داشت میخواست زود کار رو تموم کنه منم مجبور بودم پا به پاش بیام.
حالا صبح هیچی، خیلی سخت نبود فقط میخواست سرامیک هایی که کار گذاشته بودیم رو ماسه بریزیم و چند قسمت رو هم سرامیک

ادامه مطلب  

گچ بد اخلاق  

بالاخره تموم شد.
باز هم اون  یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابيد و اینجا بود که دوباره همه نگاهها به سمت من چرخید.
از ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ شب ! یه سره کار، فقط ناهار و نماز.
این اوستامون هم خیلی جان سخت بود، لامصب عجله داشت میخواست زود کار رو تموم کنه منم مجبور بودم پا به پاش بیام.
حالا صبح هیچی، خیلی سخت نبود فقط میخواست سرامیک هایی که کار گذاشته بودیم رو ماسه بریزیم و چند قسمت رو هم سرامیک

ادامه مطلب  

حال خوش  

دم غروبه. عصری دل انگیز و زیبا. هوا خنکه. آفتاب در حال پایین رفتنه. سرغی افق رو می بینم.آهنگهای سالار عقیلی و علیرضا قربانی رو گذاشتم روی تی وی. خوراکیهای دلچسبی هم گذاشتم کنار دستم. میخورم و گوش میدم و می بینم و لذت میبرم.حس خوبی دارم. آرومم فعلا.همسری در طول روز با کلمات قشنگی صدام میزنه. چقدر حس این چیزها قشنگه. دوست میدارم با بند بند وجودم.کاش همیشه این حال و هوا با من باشه.خدایا ما را در پناه خودت نگه دار. خدایا مراقب سلامتیمون ، ذهن و قل

ادامه مطلب  

چیکار کنم من؟!  

این روزا خیلی سرم شلوغه در این حد که دارم پشیمون میشم از برگشتنم:/ در این حد که از ٢هفته پیش قول دادم کاملیا رو برم ببینم و ندیدم:| همش ١١ ساعت درس میخونم، همش! ولی خیلییی خواب آلودم، صبح هام برباد میرن:( بدون هیچ استفاده ای، ورزش هم نمیتونم برم حتی:( شما راهکاری برای صبح زود بیدار شدن یا خواب آلود نبودن ندارید؟!
لازم به ذکره که سر همین قضیه توی کنکور کلیییی ضرر کردم:/ ساعت خوابم ٣صبح بود و عوضش ٩-١٠ بیدار میشدم! شب کنکور هم با این که یه هفته تلاش کر

ادامه مطلب  

چیکار کنم من؟!  

این روزا خیلی سرم شلوغه در این حد که دارم پشیمون میشم از برگشتنم:/ در این حد که از ٢هفته پیش قول دادم کاملیا رو برم ببینم و ندیدم:| همش ١١ ساعت درس میخونم، همش! ولی خیلییی خواب آلودم، صبح هام برباد میرن:( بدون هیچ استفاده ای، ورزش هم نمیتونم برم حتی:( شما راهکاری برای صبح زود بیدار شدن یا خواب آلود نبودن ندارید؟!
لازم به ذکره که سر همین قضیه توی کنکور کلیییی ضرر کردم:/ ساعت خوابم ٣صبح بود و عوضش ٩-١٠ بیدار میشدم! شب کنکور هم با این که یه هفته تلاش کر

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه رمضان  

سیناپرس: کارشناسان نجوم معتقدند که در غروب یکشنبه، چهارم تیرماه، ماه در وضعیتی
قرار می گیرد که قابل رویت خواهد بود و ماه شوال آغاز می شود.

به گزارش سیناپرس به نقل از خبرگزاری مهر،
علی آزادگان، کارشناس نجوم در خصوص وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه مبارک
رمضان اظهار داشت: معمولا غروب آخرین خورشید رمضان، آغاز گر اول ماه شوال
است و این نشان  می دهد اگر در غروب شنبه سوم تیرماه، هلال شامگاهی رمضان
رویت شود، ماه شوال شروع خواهد شد.
وی با بیان اینکه

ادامه مطلب  

وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه رمضان  

سیناپرس: کارشناسان نجوم معتقدند که در غروب یکشنبه، چهارم تیرماه، ماه در وضعیتی
قرار می گیرد که قابل رویت خواهد بود و ماه شوال آغاز می شود.

به گزارش سیناپرس به نقل از خبرگزاری مهر،
علی آزادگان، کارشناس نجوم در خصوص وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه مبارک
رمضان اظهار داشت: معمولا غروب آخرین خورشید رمضان، آغاز گر اول ماه شوال
است و این نشان  می دهد اگر در غروب شنبه سوم تیرماه، هلال شامگاهی رمضان
رویت شود، ماه شوال شروع خواهد شد.
وی با بیان اینکه

ادامه مطلب  

وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه رمضان  

سیناپرس: کارشناسان نجوم معتقدند که در غروب یکشنبه، چهارم تیرماه، ماه در وضعیتی
قرار می گیرد که قابل رویت خواهد بود و ماه شوال آغاز می شود.

به گزارش سیناپرس به نقل از خبرگزاری مهر،
علی آزادگان، کارشناس نجوم در خصوص وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه مبارک
رمضان اظهار داشت: معمولا غروب آخرین خورشید رمضان، آغاز گر اول ماه شوال
است و این نشان  می دهد اگر در غروب شنبه سوم تیرماه، هلال شامگاهی رمضان
رویت شود، ماه شوال شروع خواهد شد.
وی با بیان اینکه

ادامه مطلب  

وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه رمضان  

سیناپرس: کارشناسان نجوم معتقدند که در غروب یکشنبه، چهارم تیرماه، ماه در وضعیتی
قرار می گیرد که قابل رویت خواهد بود و ماه شوال آغاز می شود.

به گزارش سیناپرس به نقل از خبرگزاری مهر،
علی آزادگان، کارشناس نجوم در خصوص وضعیت رصدی هلال شامگاهی ماه مبارک
رمضان اظهار داشت: معمولا غروب آخرین خورشید رمضان، آغاز گر اول ماه شوال
است و این نشان  می دهد اگر در غروب شنبه سوم تیرماه، هلال شامگاهی رمضان
رویت شود، ماه شوال شروع خواهد شد.
وی با بیان اینکه

ادامه مطلب  

960523  

ملعون از 4 شنبه مرخصی بود تا یکشنبه که ساعت 10 اومد و عصر همچنان اونجا بود.درزدکی پشت نگهبانی قایم شدم دیدم تا من میام داخل محوطه میذاره میره.امروز صببح هم در اقدامی جنون آمیز قرار بود از 7 بزنم بیرون که آخرش ساعت 7:15 اینا سوار تاکسی شدم.ولی نبود .اومدم دیدم 6:55کارت زده!خوب گولش زدم....
سرکار تقریبا جون هیچ کاری رو ندارم.بی حال و کم انرژی.این مردک هم عین کنه چسبیده بهم....
عملا کار مفیدی ا

ادامه مطلب  

675  

امروز میشه 5 روز که ساکن خونه ی جدید هستیم. اسباب کشی به خوبی و خوشی گذشت. ضرب المثلی هست که میگه چشم می ترسه و دست کار می کنه. فکر و خیال اسباب کشی از خودش سخت تره. البته اشاره به این نکته ضروریه که اگر کمک دوستان نبود بعید می دونم کار به این آسونی ها برگزار می شد.
محمد صبح روز شنبه رفت و یه وانت اجاره کرد و بعد هم وسایل رو کم کم بار زدن. توی اسباب کشیه که آدم تازه می فهمه چقدر وسیله داشته و باورش نمی شه این همه وسیله رو توی یه آپارتمان یه خوابه جا دا

ادامه مطلب  

675  

امروز میشه 5 روز که ساکن خونه ی جدید هستیم. اسباب کشی به خوبی و خوشی گذشت. ضرب المثلی هست که میگه چشم می ترسه و دست کار می کنه. فکر و خیال اسباب کشی از خودش سخت تره. البته اشاره به این نکته ضروریه که اگر کمک دوستان نبود بعید می دونم کار به این آسونی ها برگزار می شد.
محمد صبح روز شنبه رفت و یه وانت اجاره کرد و بعد هم وسایل رو کم کم بار زدن. توی اسباب کشیه که آدم تازه می فهمه چقدر وسیله داشته و باورش نمی شه این همه وسیله رو توی یه آپارتمان یه خوابه جا دا

ادامه مطلب  

675  

امروز میشه 5 روز که ساکن خونه ی جدید هستیم. اسباب کشی به خوبی و خوشی گذشت. ضرب المثلی هست که میگه چشم می ترسه و دست کار می کنه. فکر و خیال اسباب کشی از خودش سخت تره. البته اشاره به این نکته ضروریه که اگر کمک دوستان نبود بعید می دونم کار به این آسونی ها برگزار می شد.
محمد صبح روز شنبه رفت و یه وانت اجاره کرد و بعد هم وسایل رو کم کم بار زدن. توی اسباب کشیه که آدم تازه می فهمه چقدر وسیله داشته و باورش نمی شه این همه وسیله رو توی یه آپارتمان یه خوابه جا دا

ادامه مطلب  

 

بهبهان دل آشوب از نا امنیباز هم تیراندازی و سکوت مسوولین شب گذشته حدود ساعت ۳۰ دقیقه بامداد در پارک ساحلی کریا (پشت سد) در حالی مردم شریف بهبهان در آخر هفته خود در حال تفریح بودند که صدای شلیکهای پیاپی موج عظیمی از رعب و وحشت را در بین مردم بوجود آورد.سه شلیک متوالی و برخورد یک گلوله به خودروی پراید باعث شد تا افراد حاضر از ترس و رعب و ناامنی درمنطقه لب به سخن بگشایند.  ⭕️جناب آقای سرهنگ موسویان عزیز فرمانده انتظامی بهبهان برادران و خواهران

ادامه مطلب  

681  

بالاخره دور اول اسباب کشی ها تمام شد! دیروز شقایق و پوریا رفتن مورفیسبرو و به سلامتی مستقر شدن. خونه اشون شکر خدا جای خوبیه و خوب و خوشگله فقط حیف که از ما دورن. نگار و احمد و بچه هاشون هم روز دوشنبه به سمت بوستون حرکت کردن. یکشنبه ظهر رفتیم به اونا هم کمک کردیم. دور اسباب کشی ها آخر این ماه شروع میشه و امیدوارم که آخرین دور باشه. با اینکه تقریبا دو هفته است که توی این خونه مستقر شدیم اما هنوز به نظرم همه جا بهم ریخته و نامرتبه. هنوز وقت نکردم همه

ادامه مطلب  

681  

بالاخره دور اول اسباب کشی ها تمام شد! دیروز شقایق و پوریا رفتن مورفیسبرو و به سلامتی مستقر شدن. خونه اشون شکر خدا جای خوبیه و خوب و خوشگله فقط حیف که از ما دورن. نگار و احمد و بچه هاشون هم روز دوشنبه به سمت بوستون حرکت کردن. یکشنبه ظهر رفتیم به اونا هم کمک کردیم. دور اسباب کشی ها آخر این ماه شروع میشه و امیدوارم که آخرین دور باشه. با اینکه تقریبا دو هفته است که توی این خونه مستقر شدیم اما هنوز به نظرم همه جا بهم ریخته و نامرتبه. هنوز وقت نکردم همه

ادامه مطلب  

681  

بالاخره دور اول اسباب کشی ها تمام شد! دیروز شقایق و پوریا رفتن مورفیسبرو و به سلامتی مستقر شدن. خونه اشون شکر خدا جای خوبیه و خوب و خوشگله فقط حیف که از ما دورن. نگار و احمد و بچه هاشون هم روز دوشنبه به سمت بوستون حرکت کردن. یکشنبه ظهر رفتیم به اونا هم کمک کردیم. دور اسباب کشی ها آخر این ماه شروع میشه و امیدوارم که آخرین دور باشه. با اینکه تقریبا دو هفته است که توی این خونه مستقر شدیم اما هنوز به نظرم همه جا بهم ریخته و نامرتبه. هنوز وقت نکردم همه

ادامه مطلب  

703  

سه شنبه روز خوبی بود. شلوغ تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم اما در نهایت رضایت بخش. صبح همه به جز من زود از خواب بیدار شدن چون پوریا باید واسه امتحان زودتر می رفت دانشگاه. محمد هم همراهش رفت. من حدود هشت و نیم بیدار شدم و تقریبا نه و ربع زدم بیرون و شقایق رو با اون همه استرس خونه تنها گذاشتم. این بار از ورودی پارکینگ وارد شدم و مثل آدم بلیط گرفتم. از اونجایی که موزه ساعت ده باز میشه، هنوز کلی جای پارک بود و زحمتی برای پیدا کردن جای خالی نداشتم. رفت

ادامه مطلب  

703  

سه شنبه روز خوبی بود. شلوغ تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم اما در نهایت رضایت بخش. صبح همه به جز من زود از خواب بیدار شدن چون پوریا باید واسه امتحان زودتر می رفت دانشگاه. محمد هم همراهش رفت. من حدود هشت و نیم بیدار شدم و تقریبا نه و ربع زدم بیرون و شقایق رو با اون همه استرس خونه تنها گذاشتم. این بار از ورودی پارکینگ وارد شدم و مثل آدم بلیط گرفتم. از اونجایی که موزه ساعت ده باز میشه، هنوز کلی جای پارک بود و زحمتی برای پیدا کردن جای خالی نداشتم. رفت

ادامه مطلب  

703  

سه شنبه روز خوبی بود. شلوغ تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم اما در نهایت رضایت بخش. صبح همه به جز من زود از خواب بیدار شدن چون پوریا باید واسه امتحان زودتر می رفت دانشگاه. محمد هم همراهش رفت. من حدود هشت و نیم بیدار شدم و تقریبا نه و ربع زدم بیرون و شقایق رو با اون همه استرس خونه تنها گذاشتم. این بار از ورودی پارکینگ وارد شدم و مثل آدم بلیط گرفتم. از اونجایی که موزه ساعت ده باز میشه، هنوز کلی جای پارک بود و زحمتی برای پیدا کردن جای خالی نداشتم. رفت

ادامه مطلب  

707  

امروز تجربه ی جدیدی رو پشت سر گذاشتم که میشه بهش گفت: life changing! توی جاده و در بزرگراه رانندگی کردم! از وقتی که بچه ها رفتن مورفیسبرو، یه چند باری توی شهر، توی بزرگراه رانندگی کرده بودم اما هنوز جرات نداشتم خارج از شهر رانندگی کنم. امروز باید واسه قراری ساعت سه بعدازظهر فرانکلین می بودم. با رانندگی در بزرگراه تقریبا بیست دقیقه فاصله است و اگه بخوای از غیر بزرگراه بری میشه حدود 45 دقیقه. قصد داشتم از توی شهر برم که معلوم شد محمد اون ساعت کلاس نداره

ادامه مطلب  

707  

امروز تجربه ی جدیدی رو پشت سر گذاشتم که میشه بهش گفت: life changing! توی جاده و در بزرگراه رانندگی کردم! از وقتی که بچه ها رفتن مورفیسبرو، یه چند باری توی شهر، توی بزرگراه رانندگی کرده بودم اما هنوز جرات نداشتم خارج از شهر رانندگی کنم. امروز باید واسه قراری ساعت سه بعدازظهر فرانکلین می بودم. با رانندگی در بزرگراه تقریبا بیست دقیقه فاصله است و اگه بخوای از غیر بزرگراه بری میشه حدود 45 دقیقه. قصد داشتم از توی شهر برم که معلوم شد محمد اون ساعت کلاس نداره

ادامه مطلب  

672  

فردا روز موعوده! شب ها نمی تونم بنویسم چون خسته تر از اونی هستم که بتونم کار دیگه ای انجام بدم. این چند روز همه اش در رفت و آمد بین این خونه و اون خونه گذشته. کم کم وسایل رو بردم و اونجا چیدم و یه کم اونجا رو تمیزکاری کردم تا قابل زندگی بشه. متوجه شدم از گربه ها متنفرم و بهشون حساسیت دارم. موی گربه همه جا هست و دو ماه خالی بودن خونه و گرد و خاک هم مزید بر علت شده که نشه به راحتی اونجا نفس کشید. پریروز نزدیک به یک ساعت فقط داشتم روی فقط یک کاناپه رو جا

ادامه مطلب  

672  

فردا روز موعوده! شب ها نمی تونم بنویسم چون خسته تر از اونی هستم که بتونم کار دیگه ای انجام بدم. این چند روز همه اش در رفت و آمد بین این خونه و اون خونه گذشته. کم کم وسایل رو بردم و اونجا چیدم و یه کم اونجا رو تمیزکاری کردم تا قابل زندگی بشه. متوجه شدم از گربه ها متنفرم و بهشون حساسیت دارم. موی گربه همه جا هست و دو ماه خالی بودن خونه و گرد و خاک هم مزید بر علت شده که نشه به راحتی اونجا نفس کشید. پریروز نزدیک به یک ساعت فقط داشتم روی فقط یک کاناپه رو جا

ادامه مطلب  

672  

فردا روز موعوده! شب ها نمی تونم بنویسم چون خسته تر از اونی هستم که بتونم کار دیگه ای انجام بدم. این چند روز همه اش در رفت و آمد بین این خونه و اون خونه گذشته. کم کم وسایل رو بردم و اونجا چیدم و یه کم اونجا رو تمیزکاری کردم تا قابل زندگی بشه. متوجه شدم از گربه ها متنفرم و بهشون حساسیت دارم. موی گربه همه جا هست و دو ماه خالی بودن خونه و گرد و خاک هم مزید بر علت شده که نشه به راحتی اونجا نفس کشید. پریروز نزدیک به یک ساعت فقط داشتم روی فقط یک کاناپه رو جا

ادامه مطلب  

سخت ترین  

فکر کنم که شنبه بود. زنگ تلفن و بعد هم صداهای خفه و چهره‌ی وحشت‌زده که می‌گفت «وای بدبخت شدیم...» روی پاهایش میزد و نمی‌دانست به کجا چنگ بزند.
دایی همکارم گم شده بود. دستپاچه کیفش را برداشت و رفت. الهام میگفت بهش گفته‌اند داییش توی دریا گم شده است. در حالی که دست از غذا خوردن کشیده بودم و به حرف‌هایش فکر می‌کردم آرام با خودم گفتم «گم نشده.مُرده.» پرسید:«چی؟» گفتم:« فکر می‌کنم مُرده. اینطور وقتا یهویی نمیان بگن مُرده.» حالا الهام هم رفته بود

ادامه مطلب  

چس کلاس چیست؟  

سلام
"چس کلاس" پدیده جدیدی در فرهنگ ما ایرانی هاست که همه ما میدونیم چیه ولی توضیحش سخته. من خودم از چس کلاس خوشم نمیاد. ولی خب خیلی ها دوست دارن. مثلا وقتی توی تلگرام برامون پیغام میاد دیر میخونیم و جواب نمیدیم یا دیر جواب میدیم. یا بعضی از تلفن ها را جواب نمیدیم. بعضی مهمونی ها را با اینکه وقت کافی داریم شرکت نمی کنیم و... 
 مثلا همین آقای محترم متشخص داره برای من چس کلاس میذاره. حالا توضیح میدم چطور. این دوست گرامی از دیروز ساعت ده و نیم صبح شما

ادامه مطلب  

تا حالا دقت کردین؟  

تا حالا دقت کردین هر وقت بحث مدرسه تیزهوشان پیش میاد ، اکثرا قبول شدن اما نرفتن ؟ 

تا حالا دقت کردین وضعیت یه جوری شده که “خانمِ یه دکتر” بودن از خودِ “خانم دکتر” بودن با کلاس تر جلوه میکنه ؟

تا حالا دقت کردین لذتی که توی گوش دادن به یه آهنگ خاطره انگیز از ضبط داغون یه تاکسی هست تو کامل گوش دادن همون آهنگ از یه سیستم پاورفول سارند 3D آخرین مدل نیست ؟

تا حالا دقت کردین همیشه توی دوران مدرسه اونی که هیکلی و قد بلند بودهمیشه بی عرضه بود برعکس او

ادامه مطلب  

اختلال خواب  

نخیر، انگار اختلال خواب داریم ! گوشیم روی افق تهران مونده بود منم حواسم نبود، همینطور که از سر شب تا الان به سقف خیره بودم پاشدم نماز خوندم و برادرم گفت که اذان نگفته هنوز، یهو فهمیدم مشکل کجا بوده.
امشب تا صبح خوابم نبرد اصلا :( مرا چه شده است ای پروردگار عالم !

ادامه مطلب  

اختلال خواب  

نخیر، انگار اختلال خواب داریم ! گوشیم روی افق تهران مونده بود منم حواسم نبود، همینطور که از سر شب تا الان به سقف خیره بودم پاشدم نماز خوندم و برادرم گفت که اذان نگفته هنوز، یهو فهمیدم مشکل کجا بوده.
امشب تا صبح خوابم نبرد اصلا :( مرا چه شده است ای پروردگار عالم !

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ درد عمیق از احسان خواجه امیری + تکست  

با درد عمیقت دل من تو دیدی که مردم چه کردن
تو پیش غرورم نشستی تو زخمای قلبم رو بستی
شکل رفتن این روزگار منو تو گریه تنها نذار
منو از آدما پس بگیر منو دست خودم نسپار
جز تو هیچکی مهربون نبود با هجوم این درد
زندگی منو از عشق من راحت جدا کرد
من هنوز همون درد دیروزم آدم همیشه
هیچکی مثل من عاشقت نبود عاشقت نمیشه
تو که میدونی دنیا چه رسم تلخی داره
از هرچی که میترسی اونو سرت میاره
صدا زدم دنیا رو نفس کشیدم تو باد
هوای تو اینجا بود منو نجاتم میداد
جز تو ه

ادامه مطلب  

کتاب خوره :)  

دوتا کتاب خیلی جالب خوندم.در عرض دوازده ساعت :)دن کیشوت از زبان اریش کستنر...و ... آوای امواج از یوکیو می شیما
آوای امواج خیلی زیبا بود.خیلی دل انگیز و عاشقانه
رفتم کتاب " برف بهاری" از این نویسنده ژاپنی رو هم گرفتم...
.............
شما جزو کدوم دسته اید؟
چقدر مطالعه میکنید و کتاب میخونید؟
من حداقل روزی سه ساعت کتاب میخونم و هفته ای دو یا سه تا کتاب...
پس به عبارتی میشم جزو اون سیزده درصد :)
راستی آدم ها باهم فرق دارن بعضیا میتونن چندکتاب رو پشت سرم هم یا با

ادامه مطلب  

کتاب خوره :)  

دوتا کتاب خیلی جالب خوندم.در عرض دوازده ساعت :)دن کیشوت از زبان اریش کستنر...و ... آوای امواج از یوکیو می شیما
آوای امواج خیلی زیبا بود.خیلی دل انگیز و عاشقانه
رفتم کتاب " برف بهاری" از این نویسنده ژاپنی رو هم گرفتم...
.............
شما جزو کدوم دسته اید؟
چقدر مطالعه میکنید و کتاب میخونید؟
من حداقل روزی سه ساعت کتاب میخونم و هفته ای دو یا سه تا کتاب...
پس به عبارتی میشم جزو اون سیزده درصد :)
راستی آدم ها باهم فرق دارن بعضیا میتونن چندکتاب رو پشت سرم هم یا با

ادامه مطلب  

این قسمت احوالات گفته نشده  

ساعت 2 بود. پای گزارش تولید بنزین نشسته بودم. بین فرمولهای RON و RVP. تلفن زنگ زد. هادی است. چند روزیست که امده اند مسافرت به شمال. قرار شد اگر برنامه سفرشان طوری بود که من هم به انها بپیوندم به من خبر بدهد. احتمالا همین است. تلفن را جواب دادم میگوید «مهدی* تهران است». خواب می بینم؟ مهدی؟ چطور؟ یکهو؟ بعد از نزدیک به 8 سال نبودن؟ تند تند شماره اش را میگیرم. صدایش بدون لگ می آید. همین گواه این است که تهران است. از ساعت 9 صبح تهران بوده. مراعات مرا کرده که ش

ادامه مطلب  

این قسمت احوالات گفته نشده  

ساعت 2 بود. پای گزارش تولید بنزین نشسته بودم. بین فرمولهای RON و RVP. تلفن زنگ زد. هادی است. چند روزیست که امده اند مسافرت به شمال. قرار شد اگر برنامه سفرشان طوری بود که من هم به انها بپیوندم به من خبر بدهد. احتمالا همین است. تلفن را جواب دادم میگوید «مهدی* تهران است». خواب می بینم؟ مهدی؟ چطور؟ یکهو؟ بعد از نزدیک به 8 سال نبودن؟ تند تند شماره اش را میگیرم. صدایش بدون لگ می آید. همین گواه این است که تهران است. از ساعت 9 صبح تهران بوده. مراعات مرا کرده که ش

ادامه مطلب  

پیکر شهید حججی تأیید هویت شد/ ساعت ۱۶ شنبه؛ تشییع از میدان امام حسین(ع) در تهران  

                  



روابط عمومی نیروی زمینی سپاه از تایید هویت
قطعی پیکر مطهر پاسدار شهید مدافع حرم محسن حججی پس از انجام آزمایش DNA
خبر داد.



به گزارش مصاف، روابط عمومی نیروی زمینی سپاه از تایید هویت قطعی پیکر مطهر پاسدار شهید مدافع حرم محسن حججی پس از انجام آزمایش DNA خبر داد.
بنابر اعلام روابط عمومی نیروی زمینی سپاه، آیین تشییع پیکر شهید حججی با

ادامه مطلب  

چرا برخی از افراد روابط عمومی هنوز نگران هستند؟  

روابط عمومی همیشه بر روابط متکی است. هیچ چیز تغییر نکرده است، مگر این که شاید شغل های ما باید از لحاظ تئوری راحت تر شده باشند، چرا که اکنون ابزارهایی داریم که کار گوش دادن و حفظ روابط دو طرفه را راحت تر کرده است.
پس چرا برخی از افراد روابط عمومی هنوز نگران هستند؟ نا مطمئن هستند؟ مشکوک هستند؟ حقیقت این است که، و این حقیقت کثیفی است، که برخی از افرادی که نام خود را افراد روابط عمومی می گذارند چیزی از این نوع نیستند. آن ها فقط تبلیغات چی هایی هستن

ادامه مطلب  

۳۹۲. لهجه مادری ۲  

چند وقت پیش تو یه وبلاگی یه جمله‌ای خوندم، که به نظرم رسید خیلی طعنه آمیز درمورد اینکه بعضیا به لهجه منطقه خودشون صحبت نمیکنن اشاره کرده بود...
نه میخوام شمشیر بکشم، نه ایشونو متهم کنم یا هر چیز دیگه‌ای... فقط میخوام یه ذره این قضیه رو بررسی کنم!
۱. دیدین بعضیا دو سال میرن کلاس زبان، نصف کلمه‌های مصرفی‌شون انگلیسی میشه؟؟ یا اونایی که درسای مذهبی میخونن خیلی از کلمه‌های عربی استفاده میکنن؟؟؟
از لحظه‌ای که خوندن نوشتن یاد میگیریم، تمام کت

ادامه مطلب  

امام جمعه بادرود : ربا از فضای بانکی و اقتصادی خارج نشده است  

حجت الاسلام قاسمی گفت: ربا در دین اسلام حرام است و برخلاف این که سال ها
از تصویب قانون بانکداری بدون ربا می گذرد ولی هنوز ربا از فضای بانکی و
اقتصادی خارج نشده است و امیدواریم با همت مسئولان هرچه زود تر این مهم
تحقق یابد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

ویتامین ها و مکمل های غذایی  

ویتامین ها و مکمل های غذایی رو چه موقع از روز بخوریم:
1_ کلسیم
بهترین زمان مصرف مکمل‌ها کلسیم، شب است !  به این دلیل که مصرف کلسیم در بدن بیشتر در شب صورت می گیرد. و همچنین به دلیل این که کلسیم می تواند به خوابيدن کمک کند. 
  خوردن کلسیم با شیر خیلی به جذب کلسیم کمک میکند.  بنابراین نوشیدن یک لیوان شیر شب ها قبل از خواب همراه با قرص کلسیم را فراموش نکنید. چون کلسیم تا حدودی یبوست هم ایجاد میکند بهتره با آب فراوان خورده شود
2_ آهن 
آهن را شب موقع خوا

ادامه مطلب  

ویتامین ها و مکمل های غذایی  

ویتامین ها و مکمل های غذایی رو چه موقع از روز بخوریم:
1_ کلسیم
بهترین زمان مصرف مکمل‌ها کلسیم، شب است !  به این دلیل که مصرف کلسیم در بدن بیشتر در شب صورت می گیرد. و همچنین به دلیل این که کلسیم می تواند به خوابيدن کمک کند. 
  خوردن کلسیم با شیر خیلی به جذب کلسیم کمک میکند.  بنابراین نوشیدن یک لیوان شیر شب ها قبل از خواب همراه با قرص کلسیم را فراموش نکنید. چون کلسیم تا حدودی یبوست هم ایجاد میکند بهتره با آب فراوان خورده شود
2_ آهن 
آهن را شب موقع خوا

ادامه مطلب  

روزی شلوغ در آستانه آغاز شدن  

سلام
من امروز خیلی بیزی هستم. باید مدارک وام را ببرم مالی تحویل بدم. خداراشکر مشکل ضامن حل شد. 
ساعت 10جلسه دارم. 
باید با همکارم برم شال بخرم. 
از عابر پول بگیرم. چند تا قسط پرداخت کنم. ملی کارتم را فعال کنم. 
اوووووووووه
روز شلوغیه
خدایا کمک کن به همه کارها برسم با موفقیت. 

ادامه مطلب  

506  

دیشب یه خواب عجیب دیدم: یکی از قدیمی ترین دوست های فضای مجازیم مرد بود!!!
و چقدر ترسیدم، انقدر که تا یک ساعت دیگه خوابم نبره، گرچه هرچی فکر کردم مسئله ای خاصی بینمون نبوده که مرد بودن یا زن بودنش خیلی تاثیر گذار باشه، ولی همون اعتماده و راحت بودنه که خدشه دار بشه، خودش خیلیه
نکنه...

ادامه مطلب  

506  

دیشب یه خواب عجیب دیدم: یکی از قدیمی ترین دوست های فضای مجازیم مرد بود!!!
و چقدر ترسیدم، انقدر که تا یک ساعت دیگه خوابم نبره، گرچه هرچی فکر کردم مسئله ای خاصی بینمون نبوده که مرد بودن یا زن بودنش خیلی تاثیر گذار باشه، ولی همون اعتماده و راحت بودنه که خدشه دار بشه، خودش خیلیه
نکنه...

ادامه مطلب  

شورلت سبزرنگمون  

من عاشق سیگار بودم،ینی شدم
بیشتر عاشق ژستش بودم
یادم نیست کلاس چند بودم اما یادمه هنوز دبستانُ  تموم نکرده بودم،
وقتی داداشم به دنیا میاد بابام یه شورلت امریکایی سبز رنگ میخره و الان که داداشم ۳۰سالشه گوشه خونمون داره خاک میخوره، ،تا سال پنجم دبستانم ماشینمون بود یادمه صبح های زمستون همیشه با استرس دیر رسیدن به مدرسه از خواب پا میشدم
ادامه مطلب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >