ارزش های بی ارزش!  

گفتن این جمله شاید خیلی سخت باشد، اصلا یک ساختار شکنی نابودکننده باشد!
آیا ارزش هایی که ما برای خودمان درست کردیم واقعا ارزش دارند؟!
بارها شده بگوییم که فلانی تحصیلاتش چیه؟! مثلا میخوایم بفهمیم طرف حالیش هست یا نه...
کافیه خودمون رو توی یه پوزیشن جدید در نظر بگیریم، اطرافمون آدم هایی باشن با سطح سواد معمولی!
اون وقت میگیم نه مدرک که ارزش نیست! معیار فهم و درک نیست...
اما وسط این همه شلوغی فکر... وسط پیاده روی هجمه های مختلف، شده دو دقیقه با خودمو

ادامه مطلب  

ارزش های بی ارزش!  

گفتن این جمله شاید خیلی سخت باشد، اصلا یک ساختار شکنی نابودکننده باشد!
آیا ارزش هایی که ما برای خودمان درست کردیم واقعا ارزش دارند؟!
بارها شده بگوییم که فلانی تحصیلاتش چیه؟! مثلا میخوایم بفهمیم طرف حالیش هست یا نه...
کافیه خودمون رو توی یه پوزیشن جدید در نظر بگیریم، اطرافمون آدم هایی باشن با سطح سواد معمولی!
اون وقت میگیم نه مدرک که ارزش نیست! معیار فهم و درک نیست...
اما وسط این همه شلوغی فکر... وسط پیاده روی هجمه های مختلف، شده دو دقیقه با خودمو

ادامه مطلب  

ارزش های بی ارزش!  

گفتن این جمله شاید خیلی سخت باشد، اصلا یک ساختار شکنی نابودکننده باشد!
آیا ارزش هایی که ما برای خودمان درست کردیم واقعا ارزش دارند؟!
بارها شده بگوییم که فلانی تحصیلاتش چیه؟! مثلا میخوایم بفهمیم طرف حالیش هست یا نه...
کافیه خودمون رو توی یه پوزیشن جدید در نظر بگیریم، اطرافمون آدم هایی باشن با سطح سواد معمولی!
اون وقت میگیم نه مدرک که ارزش نیست! معیار فهم و درک نیست...
اما وسط این همه شلوغی فکر... وسط پیاده روی هجمه های مختلف، شده دو دقیقه با خودمو

ادامه مطلب  

ارزش های بی ارزش!  

گفتن این جمله شاید خیلی سخت باشد، اصلا یک ساختار شکنی نابودکننده باشد!
آیا ارزش هایی که ما برای خودمان درست کردیم واقعا ارزش دارند؟!
بارها شده بگوییم که فلانی تحصیلاتش چیه؟! مثلا میخوایم بفهمیم طرف حالیش هست یا نه...
کافیه خودمون رو توی یه پوزیشن جدید در نظر بگیریم، اطرافمون آدم هایی باشن با سطح سواد معمولی!
اون وقت میگیم نه مدرک که ارزش نیست! معیار فهم و درک نیست...
اما وسط این همه شلوغی فکر... وسط پیاده روی هجمه های مختلف، شده دو دقیقه با خودمو

ادامه مطلب  

ارزش های بی ارزش!  

گفتن این جمله شاید خیلی سخت باشد، اصلا یک ساختار شکنی نابودکننده باشد!
آیا ارزش هایی که ما برای خودمان درست کردیم واقعا ارزش دارند؟!
بارها شده بگوییم که فلانی تحصیلاتش چیه؟! مثلا میخوایم بفهمیم طرف حالیش هست یا نه...
کافیه خودمون رو توی یه پوزیشن جدید در نظر بگیریم، اطرافمون آدم هایی باشن با سطح سواد معمولی!
اون وقت میگیم نه مدرک که ارزش نیست! معیار فهم و درک نیست...
اما وسط این همه شلوغی فکر... وسط پیاده روی هجمه های مختلف، شده دو دقیقه با خودمو

ادامه مطلب  

کارهای خونه  

یکشنبه زنگ زدم به پری که بیاد خونه مون
هم قسمت هایی که از سریال
عشق حرف حالیش نیست رو برام بیاره
عاشق این سریال شدم
خیلی بهم انرژی میده دیدنش
کلی ذوق میکنم موقع دیدنش
کلی با پری حرف زدیم از هر دری
بیشترشم درمورد میلاد بود
کاش هنوزم با هم بودن
پری خیلی دوسش داره
موقعی که میخواست بره خونه
ما هم باش رفتیم بیرون تا خرید کنیم برای حموم و روشویی
که قیمتش خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم شد
اما خب چیزای قشنگی خریدیم
فرداشم با بابا رفتیم خونه مام

ادامه مطلب  

قرض خواهر  

سلام.همسری آخرشم اون یه تومن خواهرمو نداد دیگه!دیروز سه تا ربع سکه هامو دادم به خواهرم. میشد یک ملیون و صد.کل دارایی من پنج تا رب سکه بود با یه دستبند شیشصد تومنی!الانم فقط دوتا از این سکه ها مونده.خیلی ناراحتم.نه به خاطر اینکه سکه هامو دادم. باید یک جوری پول رو میدادم بالاخره. از بی غیرتی همسری. البته بهش نگفتم. اگر بگم پدرم رو در میاره که چرا این کارو کردی. دیگه حالیش نمیشه پول خواهرمه. والا فامیلا خودش هزار تومنم بدن درجا پولشونو برمیگردونه و

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

از هر دری سخنی  

۱:خریدامون تموم شده و دم درب خروج خانه کاشانه ایستادیم. بغل دستمون پر از بادکنکه. به نسی میگم بهمون بادکنک نمیدن؟ 
میگه ولش کن باید بگیرم دستمون سخته
خانمی که داشت بادکنک هارو باد میکرد یه قرمز باد نشده داد دستم و گفت بیا^^ اینم برا اینکه سختتون نباشه! 
غش کردم و اومدم بیرون! دیدم نسی رفته از این چوبا و دیگر متعلقات یک بادکنک رو هم گرفته! 
بهش میگم روانی و جفتمون پقی میزنیم زیر خنده
۲:شهاب نوری چرا تو هیچ بتلی نیست؟ شهاب عزیزم:(
۳:حالا این هم

ادامه مطلب  

از هر دری سخنی  

۱:خریدامون تموم شده و دم درب خروج خانه کاشانه ایستادیم. بغل دستمون پر از بادکنکه. به نسی میگم بهمون بادکنک نمیدن؟ 
میگه ولش کن. بزرگه و باید بگیریم دستمون سخته
خانمی که داشت بادکنک هارو باد میکرد یه قرمز باد نشده داد دستم و گفت بیا^^ اینم برا اینکه سختتون نباشه! 
غش کردم و اومدم بیرون! دیدم نسی رفته از این چوبا و دیگر متعلقات یک بادکنک رو هم گرفته! 
 میگم روانی و جفتمون پقی میزنیم زیر خنده
۲:شهاب نوری چرا تو هیچ بتلی نیست؟ شهاب عزیزم:(
۳:حالا

ادامه مطلب  

الکی  

همینطوری الکی سه روزه معطل انتر خانومم خدایا قربون مرام و کرمت ببین روزی من بدبختو دادی دست کیا؟؟؟؟!!!!حساب قبلی هم داره خیر سرش نفله گفته میاد تسویه حساب آره ارواح فامیلاش ،حالا چرا میگم فامیلاش؟؟؟هر بار میاد میگه فامیلمون فوت کرده هول هولی اومدم حسابت بمونه برای بعد  همسایمونه معلوم الحال همیشه در حال دروغ گفتن و سرک کشیدن تو کار مردم یه وقت فکر نکنید چون کارش افتاده به من اینو میگم واقعا ماجراهایی داره این زن .دو تا مشتری پیدا کردم ،

ادامه مطلب  

الکی  

همینطوری الکی سه روزه معطل انتر خانومم خدایا قربون مرام و کرمت ببین روزی من بدبختو دادی دست کیا؟؟؟؟!!!!حساب قبلی هم داره خیر سرش نفله گفته میاد تسویه حساب آره ارواح فامیلاش ،حالا چرا میگم فامیلاش؟؟؟هر بار میاد میگه فامیلمون فوت کرده هول هولی اومدم حسابت بمونه برای بعد  همسایمونه معلوم الحال همیشه در حال دروغ گفتن و سرک کشیدن تو کار مردم یه وقت فکر نکنید چون کارش افتاده به من اینو میگم واقعا ماجراهایی داره این زن .دو تا مشتری پیدا کردم ،

ادامه مطلب  

سردار کاوه ...  

یازدهم شهریورماه
شهادت سردار محمود کاوه(1365ش) گرامی باد
10 خاطره از شهید محمود کاوه
1: گفتم: اصلا چرا باید این قدر خودمون رو زجر بدیم و
پسته بشکنیم، پاشیم بریم بخوابیم. با وجود این که او هم مثل من تا نیمه شب
کار می کرد و خسته بود، گفت: نه، اول اینا رو تموم می کنیم بعد می ریم می
خوابیم؛ هر چی باشه ما هم باید اندازه خودمون به بابا کمک کنیم.

یادم هست محمود مدام یادآوری می کرد: نکنه از این پسته ها بخوری! اگه
صاحبش راضی نباشه، جواب دادنش توی اون دنیا خی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1