گربه ها!  

ظاهرا گربه ها متوجه احساس من شدن... 
دیشب بمحض پست اون مطلب دیگه جیکشون در نیومد! 
+ گاهی وقتا با خودم فکر می کنم شاید تو کل دنیا بیشترین حق الناس(!) رو به گربه ها مدیونم!
از بس حس خوب ندارم بهشون! :(
هم ازشون میترسم... هم چندشم میشه!

ادامه مطلب  

اراذل تو حیاط ما!  

من نمیدونم!
این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!
نزدیک دو بامداده!!! صداشون قطع نمیشه... نه که عین آدمیزاد م جیغ و داد می کنن، آدم دلش ریش میشه! 
الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو دیوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه میکنه... درخت کنار دیوارم هی تکون میخوره! حالا من نمیدونم نصفه شبی دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن میکنن!
قشنگ تعطیلن!
 
+ بنظر میرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

ادامه مطلب  

جعفر صابری/گربه  

جعفر صابری/گربه

گربه
 
 
 
 
 
با سرو صدای همسایه آمدم بیرون و متوجه شدم یکی از همسایه هایمان که میگفت : آقا این گربه های شما اینجا را کثیف میکنند و ما میترسیم بخصوص این شبهای احیا وقتی میاییم اینها تو دست و پای ما هستند و... همکارم آرام و شمرده گفت : این گربه  تازه زایمان کرده و چهارتا هم بچه داره ما دلمون سوخت رفتیم براش یه مقدار خوراکی تهیه کردیم ... چشم شما ببخشید آشغال های مانده را من خودم جمع می کنم ... ولی خانم همسایه باز توضیح میداد که اینا ن

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای خوش رقصی کردن!  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای آموزش خوش رقصی !  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

پارت جهارم  

پارت_چهارم روی تخت دراز کشیدم و به سقف زل زدم،ساعدم و روی پیشونیم گذاشتم و دوباره به فکر فرو رفتم.تو دو راهی بدی قرار گرفته بودم؛می دونستم مامان بی خیال این قضیه نمی شه و هر قیمتی شده از بابا طلاق می گیره؛بهش حق می دادم،از وقتی که به خاطر میارم هر چند وقت یه بار یه زن میاد در خونمون و میگه بابام باهاش بوده؛خیانت پشت خیانت... مامانم هم اوایل کلی با بابا حرف می زد که قانعش کنه که دست از این کار بر داره؛ولی این اواخر آستانه تحملش پر شده و حرفش یه کل

ادامه مطلب  

 

سلام و درود فراوان
درخت انگورمون  کلی خوشه انگور داده بود خوشحال بودم چند تا غوره میکنم  بعد با نمک میخورم (آب دهنتون رو قورت بنمایید) خب دیگه همشون طی چند روز خشک شد خرد تو ذوقم یعنی لعنت این شانس
کار یگه ای نمینتونیم بکنیم دیگه البته  زرد آلو و شابلون هامون هنوز سالمن راستی چند هفته پیش یه دفتر درستیدم برای این که کلیه ی اطلاعاتی که از لی جونگ سوک پیدا میکنم بننویسم توش آخه یکی از طرفدارای پرپاقرصه شم یعنی اینقدر که این بشر عشقه که نگووو
 

ادامه مطلب  

چهل و پنج ثانیه5  

بدترین ویژگی زندان چیه؟ بوش، دست کم الان. پوف، از بوی لاشه متنفرم. نفس مو حبس می کنم و از روی جنازه می پرم. با سر بهش علامت میدم"سواری خوبی بود" متاسفانه جنازه نمیتونه جواب مو بده. خب، این من نبودم که کشتمش. هانا چی می گفت؟ یه جسد خیلی بیشتر از زنده ها حرف برای گفتن داره. و قاتلش بهتر از همه میتونه بشنوه. جیسون می خندید."فکر کنم خود قاتل حرفای بیشتری داشته باشه. مثلا:من تورو نکشتم!" بامزه نبود. اصلا بامزه نبود. به خصوص که این حرفو بالای جنازه می زدیم

ادامه مطلب  

حسنی  

امشب که داشتم با حسنا حرف میزنم به صورتش ، حرف زدنش ، چال لپش ، خنده هاش ، تکون دادن دستاش موقع حرف زدن ، داشتم به همه ی اجزای صورتش دقت میکردم . چون یه تصویر میخواستم که تا ابدیت تو ذهنم ثبت شه
یه تصویر از یه آدم محشر که باهاش آشنا شدم . یه دوست خوب که من شانس اینو داشتم که تو اوج ناراحتیای ترم اول خوابگاهم پیش خودم داشته باشمش . یه هم اتاقی فوق العاده که هیچوقت کسی مثلش نصیبم نمیشه
خیلی حرفه . ترم 1 خوابگاه با کسی آشنا شی و تموم 2 سال باهم زندگی کنی

ادامه مطلب  

آیا گیاه درمانی محدودیت دارد؟  

آیا گیاه درمانی محدودیت دارد؟
 

معمولا گیاهان دارویی به شکل دم کرده مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی از گیاهان ترکیبات سمی دارند و نباید مصرف شوند. بعضی از گیاهان دارویی هم در شرایط خاص نباید مصرف شوند.
­­متخصصان تغذیه انستیتو تحقیقات تغذیه و صنایع غذایی ایران، زیر نظر دکتر فروغ اعظم طالبان و دکتر تیرنگ‌رضا نیستانی
 
تقریباً 25 درصد از داروهای تجویز شده عصارهایی از یک گیاه یا نمونه صنعتی آن را دارند.
اگر چه این نمونه‌های مصنوعی سریع عمل

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1