16. من هم یواشکی در خواب تو راه می روم*  

وقتایی که حوصله ندارم  نه گوش دارم نه لب . بودن بقیه کنارم که هیچ.. وقتای بی حوصلگی یا باید بزنی تو گوشش یا بتمرگی یه گوشه تا این حال خودش بره. نمیشه به زور حال ت رو خوب کنی.. نمیشه به زور خوش باشی.. خوشی زورکی نمیشه..با این چیزا نمیشه جنگید. . باید صبر کرد تا بگذره ... اصلا هیچی زورکی  نمیشه .. هیچی ..*ترانه "بد" شاهین نجفی

ادامه مطلب  

16. من هم یواشکی در خواب تو راه می روم*  

وقتایی که حوصله ندارم  نه گوش دارم نه لب . بودن بقیه کنارم که هیچ.. وقتای بی حوصلگی یا باید بزنی تو گوشش یا بتمرگی یه گوشه تا این حال خودش بره. نمیشه به زور حال ت رو خوب کنی.. نمیشه به زور خوش باشی.. خوشی زورکی نمیشه..با این چیزا نمیشه جنگید. . باید صبر کرد تا بگذره ... اصلا هیچی زورکی  نمیشه .. هیچی ..*ترانه "بد" شاهین نجفی

ادامه مطلب  

16. من هم یواشکی در خواب تو راه می روم*  

وقتایی که حوصله ندارم  نه گوش دارم نه لب . بودن بقیه کنارم که هیچ.. وقتای بی حوصلگی یا باید بزنی تو گوشش یا بتمرگی یه گوشه تا این حال خودش بره. نمیشه به زور حال ت رو خوب کنی.. نمیشه به زور خوش باشی.. خوشی زورکی نمیشه..با این چیزا نمیشه جنگید. . باید صبر کرد تا بگذره ... اصلا هیچی زورکی  نمیشه .. هیچی ..*ترانه "بد" شاهین نجفی

ادامه مطلب  

سقوط  

باورم نمیشه اینقدر راحت از اویی که دوریش برام جهنم بود دل کندم. همونقدر که باورم نمیشه تو از چشمم افتادی و دیگه دلم برات تنگ نمیشه، و روزی که برگردی اینجا دیگه دلم نمیخواد همه روزایی که اینجایی باهات باشم و تهرانو باهم زیر پا بذاریم و از پاییز سیر شیم. بلکه فقط به یه قرار کوتاه دوستانه فکر میکنم شبیه گودبای فور اور! یه دل کندن به همون راحتی...

ادامه مطلب  

سقوط  

باورم نمیشه اینقدر راحت از اویی که دوریش برام جهنم بود دل کندم. همونقدر که باورم نمیشه تو از چشمم افتادی و دیگه دلم برات تنگ نمیشه، و روزی که برگردی اینجا دیگه دلم نمیخواد همه روزایی که اینجایی باهات باشم و تهرانو باهم زیر پا بذاریم و از پاییز سیر شیم. بلکه فقط به یه قرار کوتاه دوستانه فکر میکنم شبیه گودبای فور اور! یه دل کندن به همون راحتی...

ادامه مطلب  

سقوط  

باورم نمیشه اینقدر راحت از اویی که دوریش برام جهنم بود دل کندم. همونقدر که باورم نمیشه تو از چشمم افتادی و دیگه دلم برات تنگ نمیشه، و روزی که برگردی اینجا دیگه دلم نمیخواد همه روزایی که اینجایی باهات باشم و تهرانو باهم زیر پا بذاریم و از پاییز سیر شیم. بلکه فقط به یه قرار کوتاه دوستانه فکر میکنم شبیه گودبای فور اور! یه دل کندن به همون راحتی...

ادامه مطلب  

من از نبود تو با افتخار میترسم!  

وقتی که حتی دستات هم از نوشتنش طفره میره یعنی دیگه آخرشه...!
وقتی تمام واژه ها از ذهنت فرار میکنن و فقط چشمات میسوزه...!
وقتی تمام تلاشتو میکنی اما بازم نمیشه...
میگن گاهی نمیشه که نمیشه که نمیشه... الان دقیقا همون نقطه هست!
جایی که راه میری نمیشه،میدویی نمیشه،سینه خیز میری نمیشه...!
آره یه وقتایی حتی منی که به کلمه قسمت اعتقاد ندارم باید پوزخند بزنم و بگم "خب قسمت نیست!"
چه میشه کرد؟! یه شبهایی میاد که دلت رو بشکنه...!
همون کسایی که فکر میکردی عاشقت ه

ادامه مطلب  

من از نبود تو با افتخار میترسم!  

وقتی که حتی دستات هم از نوشتنش طفره میره یعنی دیگه آخرشه...!
وقتی تمام واژه ها از ذهنت فرار میکنن و فقط چشمات میسوزه...!
وقتی تمام تلاشتو میکنی اما بازم نمیشه...
میگن گاهی نمیشه که نمیشه که نمیشه... الان دقیقا همون نقطه هست!
جایی که راه میری نمیشه،میدویی نمیشه،سینه خیز میری نمیشه...!
آره یه وقتایی حتی منی که به کلمه قسمت اعتقاد ندارم باید پوزخند بزنم و بگم "خب قسمت نیست!"
چه میشه کرد؟! یه شبهایی میاد که دلت رو بشکنه...!
همون کسایی که فکر میکردی عاشقت ه

ادامه مطلب  

من از نبود تو با افتخار میترسم!  

وقتی که حتی دستات هم از نوشتنش طفره میره یعنی دیگه آخرشه...!
وقتی تمام واژه ها از ذهنت فرار میکنن و فقط چشمات میسوزه...!
وقتی تمام تلاشتو میکنی اما بازم نمیشه...
میگن گاهی نمیشه که نمیشه که نمیشه... الان دقیقا همون نقطه هست!
جایی که راه میری نمیشه،میدویی نمیشه،سینه خیز میری نمیشه...!
آره یه وقتایی حتی منی که به کلمه قسمت اعتقاد ندارم باید پوزخند بزنم و بگم "خب قسمت نیست!"
چه میشه کرد؟! یه شبهایی میاد که دلت رو بشکنه...!
همون کسایی که فکر میکردی عاشقت ه

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

مرد پاییزی  

باش!
دیر نکن! 
زود به زود بیا!
منتظرم نذار!
اینجا هوا سرد شده! پاییز شروع شده! پاییز که با کسی شوخی نداره! 
فقط یه نم بارون کمه تا باز بشم همون مرد پاییزی که اینجا تو این ایستگاه منتظر تو وایساده!
.......................
- باید زود به زود ببینیش
- امکانش نیست، نمیشه، فعلا نمیشه!
- پس حالت خوب نمیشه! 
- چرا؟!
- چون دارویی رو که گفتم مصرف نمیکنی! 
- داروی جایگزینی آمپولی ، چیزی؟!
- نه فقط همون که گفتم! روزی یه ساعت تماشاش میکنی، دوساعتم با هم حرف میزنین، نیم ساعتم ق

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

از دیالوگ های مرگبار  

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.» راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستم.» گفتم: «شوخی می کنید؟» راننده گفت: «اولش منم

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

چرا نمیشه؟؟  

خیلی وقته دارم فکر می کنم چرا نمیشه؟؟ چرا خیلی اوقات اون چیزی رو که میخوای بدست بیاری؛ هر چی تلاش میکنی دورتر میشه؟؟من خودم برام جای سواله...؟؟
مثلا من خیلی وقته تلاش می کنم در کنار کارهای روزمره《نمیشه گفت:(  چه کارهایی 》در یک بیمارستان هم کار کنم؛ اما دریغ از این که این اتفاق بیافته.
فکر کن که نه یکبار، بلکه صدها بار به طرق مختلف تلاش کنی اما باز هم نرسی.
واقعا اعصاب خرد کن میشه.
نمیدونم واستون اتفاق افتاده اصلا یا نه، اصلا قبول دارید حرفام ر

ادامه مطلب  

14 شهریور- بعبارتی کوالا!  

بچمون خیلیییییی تنبل و خوابالو تشریف داره و چون همش خوابه، شیر نمیخوره. بعد دکتر گفته به زور هم که شده بیدارش کنید و بهش شیر بدید. جالبه که حتی به زور هم بیدار نمیشه!!!! هرچی دست و پاشو تکون بدی، خودشو جا به جا کنی.. حتی آب یخ زدن به دست و پاش. بازم بیدار نمیشه! یه اخم میکنه، بعد دوباره میخوابه :||||| واقعا دیگه ما نمیدونیم چطوری بیدارش کنیم :|

ادامه مطلب  

14 شهریور- بعبارتی کوالا!  

بچمون خیلیییییی تنبل و خوابالو تشریف داره و چون همش خوابه، شیر نمیخوره. بعد دکتر گفته به زور هم که شده بیدارش کنید و بهش شیر بدید. جالبه که حتی به زور هم بیدار نمیشه!!!! هرچی دست و پاشو تکون بدی، خودشو جا به جا کنی.. حتی آب یخ زدن به دست و پاش. بازم بیدار نمیشه! یه اخم میکنه، بعد دوباره میخوابه :||||| واقعا دیگه ما نمیدونیم چطوری بیدارش کنیم :|

ادامه مطلب  

14 شهریور- بعبارتی کوالا!  

بچمون خیلیییییی تنبل و خوابالو تشریف داره و چون همش خوابه، شیر نمیخوره. بعد دکتر گفته به زور هم که شده بیدارش کنید و بهش شیر بدید. جالبه که حتی به زور هم بیدار نمیشه!!!! هرچی دست و پاشو تکون بدی، خودشو جا به جا کنی.. حتی آب یخ زدن به دست و پاش. بازم بیدار نمیشه! یه اخم میکنه، بعد دوباره میخوابه :||||| واقعا دیگه ما نمیدونیم چطوری بیدارش کنیم :|

ادامه مطلب  

14 شهریور- بعبارتی کوالا!  

بچمون خیلیییییی تنبل و خوابالو تشریف داره و چون همش خوابه، شیر نمیخوره. بعد دکتر گفته به زور هم که شده بیدارش کنید و بهش شیر بدید. جالبه که حتی به زور هم بیدار نمیشه!!!! هرچی دست و پاشو تکون بدی، خودشو جا به جا کنی.. حتی آب یخ زدن به دست و پاش. بازم بیدار نمیشه! یه اخم میکنه، بعد دوباره میخوابه :||||| واقعا دیگه ما نمیدونیم چطوری بیدارش کنیم :|

ادامه مطلب  

14 شهریور- بعبارتی کوالا!  

بچمون خیلیییییی تنبل و خوابالو تشریف داره و چون همش خوابه، شیر نمیخوره. بعد دکتر گفته به زور هم که شده بیدارش کنید و بهش شیر بدید. جالبه که حتی به زور هم بیدار نمیشه!!!! هرچی دست و پاشو تکون بدی، خودشو جا به جا کنی.. حتی آب یخ زدن به دست و پاش. بازم بیدار نمیشه! یه اخم میکنه، بعد دوباره میخوابه :||||| واقعا دیگه ما نمیدونیم چطوری بیدارش کنیم :|

ادامه مطلب  

پُردرآمدترین مشاغل در ایران کدام اند  

شرایط خاص اقتصادی و رکود حاکم بر کشور، پیدا کردن شغلی با درآمد مناسب را شبیه عملیات غیرممکن کرده. نرخ بالای بیکاری یکی از معضلات اساسی اقتصادی کشور است و تازه بیش از چهار میلیون دانشجو هم به زودی به این جمع متقاضیان کار اضافه می شود.در این بین اما شغل هایی هم است که هنوز بازار کار آنها اشباع نشده و تحولات اخیر کشور کسب و کار آنها را توسعه بخشیده. مثلا طرح تحول سلامت و افزایش بودجه سلامت کشور ظرفیت های جدیدی در رشته های مرتبط با پزشکی ایجاد کرد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1