حسن يك خسن دو حسن دنده به دنده  

پی ام ناشناس داده بهم  بعد از كلی شك كه مبیناس اسكولم كرده فهمیدم پسره همسایمونه!
هنوز تو كفم!!!
واحد بغلیمون 
باورم نمیشه!
خجالت كشیدم بلاكش كردم

ادامه مطلب  

هى بهش گفتم نکن  

وقتى دلم چیزى رو میخواد که نشدنیه
کاریش نمیشه کرد
هى بهش گفتم نکن نکن نکن
گوش نکرد
حالا افتاده تو یه منجلاب
تو یه مرداب
هرچه قد بیشتر دست و پا بزنه بیشتر میره توش
تا خودشم نخواد نمیشه درستش کرد
مشکل اینه که چه جورى راضیش کنم که بخواد
Does it ever drive you crazy?

ادامه مطلب  

جالبه  

: داستانی کوتاه  که لذت زندگی کردن را به یادمان می آورد
 
داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.»راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.»پرسیدم: «چرا؟»راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.»راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زن

ادامه مطلب  

 

+ میگن یه حرفایى از وقتش كه بگذره دیگه نمیشه زدشون ها ، راست میگن ؛ هى با خودم میگم اینو بنویسم اونو بنویسم تهشم هیچ 
+ میدونم كه میدونید  همتونو میخونم :) هر روز و هر روز و هر روز ، اگر نظرى نیس ازم پوزش رفقا ❤️ :)
+ خدایا یه هفته و ١ روز بزن جلو قربونت ببینیم آخرش با خودمون چند چندیم :/
+ میگن قلیون كشیدن تو قم توقیف شده ، قلیان هارا شكانده اند و این حرفا ، حالا جوونا دارن رو میكنن چقد تفریحاتِ قلیونى دوست داشتن:/ دخترا رو نگم دیگه :/ نكشید خدایى خوب

ادامه مطلب  

بی پولی  

داری زندگیتو میکنی، درستو میخونی ، یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل! بیست سالم شده و دیگه روم نمیشه از بابام پول بگیرم، بیست سالم شده و هیچ کاری بلد نیستم که بتونم ازش پول دربیارم، هیچی از خودم ندارم. وام دانشجویی میگیری که حداقل یه ماه بتونی خرج کارای لازم عقب افتاده که روت نمیشه از بابات بخوای رو بدی، اونم نگاه میکنی و میبینی اینقدر کم هست که نتونی هیچ کاری بکنی. یهو یه نگاه به درسات میکنی و میبینی ای وااای از اینم که نمیشه پول دراورد... ی

ادامه مطلب  

خونه‌ی مادربزرگه  

همش دارم یه کاری میکنم که منو جزو اهالی خونه به حساب نیارن. زود میرم، دیر میام. حالا که امروز تصمیم گرفتم خونه بمونم پشیمون شدم. میخوام بزنم بیرون. ولی خیلی خسته‌ام. نمیشه بتونم یه جا آروم بگیرم؟ نمیشه.
میخوام برم دانشگاه ولی شامر اونجاست و یه حس بدی دارم که برم اونجا و بیکار باشم.
می‌خوام برم پیش کیمیا ولی جوابمو نداده.
میخوام برم.
کجا برم؟

ادامه مطلب  

حق له نمیشه  

ما یاد گرفتیم که نترسیم. یاد گرفتیم که نشکنیم. یاد گرفتیم که به روی خودمون نیاریم دلمون شکسته. ولی وقتی نگاهتون عوض میشه،وقتی تهمت میزنین...وقتی میشمرید داشته ها رو...وقتی نمیشمرید نداشته ها رو...وقتی قضاوت میکنید...شما از کجا میدونید که این صورت با سیلی سرخ مونده یا....شما کی قراره یادبگیرید؟_یادته گفتن نظرت چیه؟ میخواستم بگم من تو چیزی که تخصص ندارم نظر نمیدم!+له میشد که!_مگه ما له نشدیم؟+حق که له نمیشه!:)#تا_2000_با_فاطمه:)

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

842 : گذشته  

گذشته هیچوقت فراموش نمیشه که شاید اگه میشد من اولین نفر بودمرهاش میکردم. میتونم از تمام کودکیم نوجوانیم و حتی حالا تمام خاطرات بدو ردیف کنم که چجوری توی مغزم انگار کنده شده روش تا حک بشه. هیچی درست نمیشه هیچی‌فقط جاهای خالی که شاید بشه پرشون کرد شاید ترمیم بشن اما مثل روز اول صاف و یه دست نمیشن. باید قبولشون کنی تا کم کم جلو بری و اونارو پشت سر بزاری این دیگه به خود ادم بر میگرده که از اونها برا ساختن استفاده کنه یا سوختن. و این به ظاهر ساده سخ

ادامه مطلب  

7 دیِ 96  

قلبم داره منفجر میشه..
من میگم قلبم داره منفجر میشه و لبم به خنده وا نمیشه و تو نمیفهمی منظورم رو
من میگم دلم میخواد تا ابد بخوابم و تو نمیفهمی چرا
من میگم دلم میخواد چن روز هیچکس رو نبینم و تو نمیفهمی چمه
من میگم دلم میخواد لال شم.. لال شم چن روز و هیچی نگم
من میگم دردای من گفتنی نیس.. نه! هست اما من نمیتونم بگم و تو معنی نتونستن من رو درک نمیکنی..
من میگم فک کنید من بی دلیل غمگینم و بذارید من رو به حال خودم.. نمیشه؟
محمد عزیزم کاش ی مدت بیخیال من شی..

ادامه مطلب  

بعدا نظراتونُ تایید میکنم و جواب میدم حتما :)  

سخت ترین دوران، بدترین دوران، درست همین نقطه از زندگیه!
نکته ی بدترش اینجاست که گاهی بدجور این وسط، تنهای تنها، باید از دوطرف بشنوی.. بشنوی و دم نزنی.. نمی‌دونی چیکارکنی خب.. کدومو چجوری راضی کنی!
بدترترش اینجاست که هیچی هم نمی‌تونی بگی! 
همیشه یجورایی شاید حسودی میکنم به بقیه.. که می‌تونن حرفاشونو بگن و خودشونو سبک کنن.. ولی من خیلی هنر داشته باشم، فقط می‌تونم بنویسم.. نوشتنایی که خونده نمیشه.. فهمیده نمیشه..
می‌گذره...

ادامه مطلب  

بعدا نظراتونُ تایید میکنم و جواب میدم حتما :)  

سخت ترین دوران، بدترین دوران، درست همین نقطه از زندگیه!
نکته ی بدترش اینجاست که گاهی بدجور این وسط، تنهای تنها، باید از دوطرف بشنوی.. بشنوی و دم نزنی.. نمی‌دونی چیکارکنی خب.. کدومو چجوری راضی کنی!
بدترترش اینجاست که هیچی هم نمی‌تونی بگی! 
همیشه یجورایی شاید حسودی میکنم به بقیه.. که می‌تونن حرفاشونو بگن و خودشونو سبک کنن.. ولی من خیلی هنر داشته باشم، فقط می‌تونم بنویسم.. نوشتنایی که خونده نمیشه.. فهمیده نمیشه..
می‌گذره...

ادامه مطلب  

بعدا نظراتونُ تایید میکنم و جواب میدم حتما :)  

سخت ترین دوران، بدترین دوران، درست همین نقطه از زندگیه!
نکته ی بدترش اینجاست که گاهی بدجور این وسط، تنهای تنها، باید از دوطرف بشنوی.. بشنوی و دم نزنی.. نمی‌دونی چیکارکنی خب.. کدومو چجوری راضی کنی!
بدترترش اینجاست که هیچی هم نمی‌تونی بگی! 
همیشه یجورایی شاید حسودی میکنم به بقیه.. که می‌تونن حرفاشونو بگن و خودشونو سبک کنن.. ولی من خیلی هنر داشته باشم، فقط می‌تونم بنویسم.. نوشتنایی که خونده نمیشه.. فهمیده نمیشه..
می‌گذره...

ادامه مطلب  

فاصله‌ی دورُ ببین  

انقد حرف دارم که نمیتونم بنویسم!
نمیتونم چون نه چشمم کار میکنه، نه دستم  نه مغزم
از بس گریه کردم از دیروز تا حالا دارم میمیرم از درد
چشام باز نمیشه،
سر درد داره روانیم میکنه
هر چقدر یخ گذاشتم رو چشام نه دردش کم شد، نه پفش خوابید
دلم مرگ میخاد، خیلی زیاد... 
زنگ زدم با مائده حرف زدم 
۵ دقیقه اول فقط گریه میکردم از شوق
تو اتوبان بودم زنگ زدم تا چهارراه دانشگاه حرف زدیم... 
ولی دیگه دستم نمیره 
مث امید 
مث همه حس های سرکوب شده 
دلم میخاد عاشقی کنم....

ادامه مطلب  

چالش بزرگ  

همیشه فک میکردم که کسی به من نگاه نمیکنه
یه روز گفتم رضااااااااااااااااا چی داری میگی واسه خودت
پسر باید به دختر نگاه کنه یا دختر به پسر ؟
این تویی که به کسی نگاه نمیکنی این تویی که هیچکسو ادم حساب نمیکنی و هی خودتو میگیری
این تویی که عاشق نمیشی رضاااااااااااااااااااا
رضا این تویی که کسی رو دوس نداری
هی نگو بقیه هی نگو بقیه هی نگو بقیه عاشقم نمیشن
این تویی که هرکی میاد طرفت نمیشه نمیشه نمیری طرفش ولش میکنی بهش توجه نمیکنی
بشمارم برات ؟ بشمار

ادامه مطلب  

پناهگاه  

صبح‌ها تا ظهر حس بدی داره. یه سکوت بد. آدم کلافه میشه. خبری نیست. همه جا ساکت. کلاسا بی‌روحه و کمتر کسی سوال میپرسه. اغلب بچه ها چهره هاشون خسته است و وقتی از کنارت رد میشن گاهی یادشون میره سلام کنن.
اینجور وقتا باید یه پناهی برای خودت پیدا کنی. بدجوری به آدم سخت میگذره. خب، معمولا اینجور وقتا پناه ما دوست داشتنی هامونن. منم رفتم سراغ شعر، اما نتیجه فاجعه بار بود، دهنم تلخ شد، حتی بدتر از وقتی که اشک آور رو با دهن تنفس کنی. لعنتی! باید یه چیز دیگه

ادامه مطلب  

پناهگاه  

صبح‌ها تا ظهر حس بدی داره. یه سکوت بد. آدم کلافه میشه. خبری نیست. همه جا ساکت. کلاسا بی‌روحه و کمتر کسی سوال میپرسه. اغلب بچه ها چهره هاشون خسته است و وقتی از کنارت رد میشن گاهی یادشون میره سلام کنن.
اینجور وقتا باید یه پناهی برای خودت پیدا کنی. بدجوری به آدم سخت میگذره. خب، معمولا اینجور وقتا پناه ما دوست داشتنی هامونن. منم رفتم سراغ شعر، اما نتیجه فاجعه بار بود، دهنم تلخ شد، حتی بدتر از وقتی که اشک آور رو با دهن تنفس کنی. لعنتی! باید یه چیز دیگه

ادامه مطلب  

پناهگاه  

صبح‌ها تا ظهر حس بدی داره. یه سکوت بد. آدم کلافه میشه. خبری نیست. همه جا ساکت. کلاسا بی‌روحه و کمتر کسی سوال میپرسه. اغلب بچه ها چهره هاشون خسته است و وقتی از کنارت رد میشن گاهی یادشون میره سلام کنن.
اینجور وقتا باید یه پناهی برای خودت پیدا کنی. بدجوری به آدم سخت میگذره. خب، معمولا اینجور وقتا پناه ما دوست داشتنی هامونن. منم رفتم سراغ شعر، اما نتیجه فاجعه بار بود، دهنم تلخ شد، حتی بدتر از وقتی که اشک آور رو با دهن تنفس کنی. لعنتی! باید یه چیز دیگه

ادامه مطلب  

۲۳  

هر کی زندگیش یه مدله ، هر کی تو زندگیش با یه مشکلی دست و پنجه نرم میکنه .
زندگی بدون مشکل نمیشه ، بدون گره نمیشه .. به قول دورو بریا حالا این مشکل اول
سالای زندگیت یا وسطش یا هم اخرش ، بالاخره هست .. 
مشکلا بزرگت می کنن ، بزرگم کردن ، شاید اگه پیش نیومده بودن من بزرگ نمی شدم ، 
یاد نمی گرفتم چجوری از پسشون بر بیام ، قوی بودن و یاد نمی گرفتم ، خوشبخت بودن 
و یاد نمی گرفتم . اما پیش اومدن ، میدونی زندگی همینه .. زندگی یعنی حل کردن ، 
مشکل هست فراوان ، با

ادامه مطلب  

اخماتو وا کن ...  

نه نمیشه از تو دست کشیدو بدون تو نفس کشیدو نمیشه بی تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو وا کن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتومگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو وا کن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو
فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاینو یادت نره

ادامه مطلب  

یارجان  

با کلی بوسه یار و راهی سفر کردم 
این اولین دوری بعد از عقد....
باید رسم عشق داری بلد باشم هر چند خامم هنوز 
روم نمیشه از مامان بپرسم

ادامه مطلب  

خاطره  

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه‌ام داشتم، اوایل بهش می‌رسیدم، قشنگ بود و جون‌دار، کم کم فهمیدم با همه بوته‌هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمی‌دادم هیچ تغییری نمی‌کرد،منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه،هر گلی که خراب میشد می‌گفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمی‌کردم...تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده، ریشه‌اش از بین رفته بود و فقط

ادامه مطلب  

نگتیویسم  

امشب براش نوشتم
نوشتم ک نمیتونم برم
اپن مایند بودن دلیل خوبی واسه این چهارچوب شکنی نبود
یک ماه استرس  و دلهره 
ولی مهم اینه بهش گفتم 
بدون قایم شدن پشت نظر کس دیگه ای یا هزار جور بهونه
براش نوشتم نمیشه  دلم راضی نیست  معذبم و تمام
لحن نوشتارش سرد شد 
نوشت طرز فکرت درست نیست  ولی می ارزید 
می ارزید ک بهش بگم نه
میمونه دوستیمون ک اگر  بخواد با ی نه گفتن از بین بره همون بهتر ک ...
کلمه "نه" جزو اولین کلماتیه ک  ی شخص توی سال اول زندگیش یاد میگیره
حا

ادامه مطلب  

قدرت دركى ده كه آن به!  

ولان دیشب و امروز مهمونمون بود و عصر راهى شهر شبها شد. ولان دختر عجیبیه . از یكسال پیش تا حالا هروقت به ولان و پدرش فكر میكنم یاد برخورد لحظه خداحافظى باباش با ولان میفتم و به این فكر میكنم من اگه جاى اون بودم چكار میكردم؟ و میدونم كه نمیتونم جاى اون باش و در این حد گذشت داشته باشم...گذشت چیزیه كه آدم نه اینكه نخواد داسته باشدش،نه ! بلد داشتنش نیست و گاهى مثل اون آدمى كه در جهل مركب ابدالدهر میمونه ، نمیخواد هم بلدش بشه! من گمونم موندگارم تو جهل...

ادامه مطلب  

گاهی اوقات  

زمان زیادی گذشت ....
فهمیدم همیشه اونى كه میخواى نمیشه...!فهمیدم هركسى كه باهاته الزاماً "دوستت" نیست!فهمیدم كسى كه تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بلعكس... !فهمیدم كه بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه...تنفر یه نوع عشقه ... دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته...! غرور بزرگ ترین دشمنه... خدا بهترین دوسته ... خانواده بزرگ ترین شانسه ...سلامتى بالاترین ثروته...اسایش بهترین نعمته ... فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نیست ... هركى زبونش نرمه دلش گ

ادامه مطلب  

سخته...  

امشب خونه ی یکی از همسایه های قدیمی رفتیم.کسانی که وقتی خونه ی اونا زندگی میکردیم من هنوز به دنیا نیومده بودم اما دیده بودمشون،از چند سال پیش تاحالا خیلی عوض شده بودن،خیلی پیر شده بودن.خیلی...
بدنیا میایم،سختی میکشیم و بزرگ میشیم ازدواج میکنیم و بچه ها رو باسختی بزرگ میکنیم و روزی انقدر پیر میشیم که حتی آب خوردن هم برامون سخت میشه!و سرانجام همه ی ما مرگ...
خیلی سخته!از روزی که بدنیا میای یک دشمن داری که قسم خورده تاآخرین لحظه ی زندگی گمراهت کنه

ادامه مطلب  

# هعییییی  

واقعا دیگه حوصله غذا پختن ندارررررم  -_-
اصن چی بپزم دیگه؟؟؟؟؟؟
الان بیان غذا میخوان :/
اشپزخونه هم نمیدونم چرا هیچوقت مرتب نمیشه همش من تمیز میکنم اینا کثیف و پخش و پلا  :/
ظرفام که انگار زادوولد میکنن تمووووم نمیشه 
هعیییی خدا -_- 
 

ادامه مطلب  

خسته ام  

من مقصر بودم؟ اره منم مقصر بودم اما نه از طرفی که ایمان نگاه می کنه؛تقصیر من این بود که صبر ایوب می خواستم برای شکل گرفتن رابطه؛برای بررسی خودم و خودش؛یکبار تو خیابون شریعتی بعد سینما بهش گفتم اگر بیای تهران؟ وقتی توضیح داد که نمیشه بیاد و حقوقش کم خواهد بود و....تو دلم گفتم هیچوقت نباید ازش بخوای بخاطر تو بیاد؛داره می گه تهران رو دوست نداره؛موقعیت کاری براش نیست؛جلو همون سینما فرهنگ فکر کردم نه پس اینجوری هم نمیشه؛یکبار تو اتوبان نیایش بهش

ادامه مطلب  

٠٢:٤٠  

همیشه سعى كردم كارى رو كه دوس ندارم كسى در قبالم انجام بده رو خودمم واسه كسى انجام ندم، ولى دیشب كارى رو انجام دادم كه خودم ازش متنفر بودم و واقعن شیتى بودن كارمو خودم حس كردم. دیشب كه "م.گ" زنگ زد گف میخاد یهو بره خونه "س" كه بفهمه چشه و من طى یه پروسه بهش فهموندم كه خیلى كار اشتباهیه اینكار. بعدش گف خب به خاهرش میگم كه حرفامو بهش برسونه! :| و دیدم اوضاع بهتر كه نشد بلكه بدترم شد!! و بازم راضیش كردم كه اینكارو نكنه و اونم گف خب پس تو باهاش یجا قرار ب

ادامه مطلب  

چقدر آزار دهنده ست اين غم..  

كى میدونه كه تا چند روزِ دیگه زنده هستم؟ كاشكى چیزى مثل یك تعهد وجود داشت كه خیال مون رو راحت كنه كه هستیم، كه این زلزله ها اگر هستن هم اونقدرى ویرانگر نیستن كه زندگیمون رو ازمون بگیرن..میدونى كه چقدر حالم بده ازین همه تغییرِ یكباره؟
میدونى خیلی مسخره ست توى این شرایط، ولى من دوست نداشتم هیچوقت قبل از شناختنِ عشقِ حقیقى به خوابِ ابدى برم، عشق چیزىِ كه روحِ ما براش ساخته شده، چیزى كه زندگىِ ما باید حولِ محور جریان داشته باشه..رواست كه یك دخترِ

ادامه مطلب  

922 .  

بسم الله الممیت
دلم میخواس سرویس آشپزخونه شو خودم بدوزم .. مدلاشو مرور كرده بودم و یادداشت برداشته بودم چی لازمه .. دوس داشتم ذوق ست كردن پارچه ها و توراش و خریدش برا من باشه .. كه نشد .. حالا نمیمیرمم كه چرا رفتین بازاری خریدین و نذاشتین من بدوزم .. كه میدونم به خاطر خودم بوده كه اذیت نشم با این چرخه .. ولی دلم با دنیا هیچ وقت صاف نمیشه !
..
درك درستی از چیزی كه میبینم ندارم ! یا از یه كره دیگه م یا بازم منم كه مشكل دارم ! دارن ضروریجاتو میخرن اما به نظر

ادامه مطلب  

مگه می شد نگاش نکرد؟  

من که دوستش نداشتم.من که میدونستم که اینجوری نمیشه.خودش بود که یهو اومد و زد توی کاسه کوزه تصوراتم.تقصیر خودش بود!بعله!تقصیر من چی بود که هنوز اون ته ته ته ته دلم می دونستم که وقتی میخنده میشه افتاد توی چال لپش و زمین گیر شد؟!
#که-برات_مینیمال_بنویسم

ادامه مطلب  

نجوا  

موقعی که آدمی رو از دست میدیم جای خالی اون آدم رو هیچ چیز و هیچ کس قادر به پر کردن نیست و این زخمی رو برای همیشه بر قلبمون باقی میذاره که ما هر بار با دیدنش درد میکشیم (به خاطر همینه که میخوام آدمهای زندگیمون رو تا موقعی که هستند به قدر کافی دوست داشته باشیم). یقینا همه عزیزانی که از این دنیا میرن همیشه توی قلب ما هستن و نظاره گر حال و روز مان... اما هیچ چیز و حتی هیچ آدمی نمیتونه احساس ما رو تغییر بده، فقط میتونه به تغییر رفتار ما برای بهتر شدن زن

ادامه مطلب  

فقط بقیه شو بهتر انجام بده...  

بنام خدا
صبح روز جمعه است،هفته ی آینده خیلی سرم شلوغه و چند تا امتحان دارم،این همه کار دارم و فقط یک روز وقت دارم!
امروز هم نمازم قضا شد،وقتی نماز صبح قضا میشه دیگه دل و دماغی واسه ی سر وقت خوندن بقیه نمازا نمیمونه،و برعکس هروقت نماز صبح و ب موقه میخونم نمازای دیگه هم سر وقت میخونم و دلیلشو نمیدونم  :|
توی یک حالت گنگ و نامفهومی گیر کردم،حالتی که توش نمیدونم چی درسته چی غلط،واقعا تشخیص نمیشه داد!انگار که یکی کارای خوبو ریخته باشه توی کارای بد

ادامه مطلب  

•59  

توی زندگیِ هر کسی یه آدمایی میان تو زندگیش ، خیلیاشون بدی میکنن و خیلیام خوبی ازشون میمونه ! اما بعضی وقتا به همین راحتی نمیشه ازش گذشت .. بعضی وقتا ما آدما از یه کسایی انتظار یه سری کارارو نداریم ؛ انگار یه قانونِ نانوشته توی مغزمون هست که کسایی که دوستشون داریم حقِ اینو ندارن عذابمون بدن . اما واقعیت این نیست .. واقعیتِ قضیه اینه که آدم از کسایی که دوستشون داره بیشتر اذیت میشه .. چون دوستشون داره و روی تک تک رفتاراش حساسه و همین باعث میشه از کو

ادامه مطلب  

204  

باورکردنی نیست اماحقیقت داره که توروزهای بارانی نمیشه درس خوندوبایدیاکتاب و شعر بخونی ویاقهوه وچایی بنوشی ویاچیزی بنویسی که حالت روخوب کنه الان من تو شرایطی ام که نمیتونم درس بخونم امابایدسعی کنم ذهنم روجمع وجورکنم اخه امتحانات ترم ازشنبه شروع میشه.

ادامه مطلب  

شوکران  

از رفتن پاییزغصه نخور
زمستان برای ما نسل دلتنگ
فصل زیباتری است...
باران نمی بارد
تا بوی هیچ خاطره ای بلند نشود
باران که چه عرض کنم
هواهم سرد نمیشه که آدم شالگردن سفیدشو بندازه دورگردنش
و قدم بزنه تو خاطراتش و عمری که بسان نور گذشت نه باد
بیخیال بابا این نیز بگذرد
بفرما چاییت سرد شد ننه جون...

ادامه مطلب  

بی خوابی  

نصفه شب هست و بی خوابی زده به سرم.ینی خوابم میومد ولی صدای خواهرم بیدارم کرد و یهو یاد خاطره های مزخرف گذشته افتادم؛نمیدونم چرا هیچی عوض نمیشه چرا نمیتونم تغییری ایجاد کنم؟یاد اون روز افتادم که دعوامون شد و سرم داد کشید گف نمیخوام یه ادم بی مصرف اینه دق من باشه

ادامه مطلب  

شروووع محکم و قوی  

از تغییری که انجام دادم خوشحالم خیلی به نظرم ادم حرفه ای تری هست تو کارس خدا را شکر...شروع میکنم تاتی تاتی ولی بدون افتادن و سستییییی با تمام توان واسه این که خودمو ثابت کنم باید خیلی جدی تلاش کنم ...خدا تو فقط کمکم کن که بی لطف تو قدم از قدم برداشتن هم میسر نمیشه

ادامه مطلب  

337  

یعنی مسخره تر از این نمیشه!! این چه وضعیه؟!
دو ساعته دارم می گردم دنبال نوشته ای، شعری ،چیزی که بخونم و حالِ خوب بهم بده
ولی دریغ و صد دریغ!!
راستش رو بخواین دنبال نوشته های عاشقانه بودم از بس که همه چی از درد و غم نوشته شده خسته شدم.
کی این همه به سمت غم و اندوه رفتیم؟!

ادامه مطلب  

833 : پایان کتاب یادداشتهای زیرزمینی  

یادداشتهای زیرزمینی (با چهارده تفسیر) اثر فیودار داستایِفسکی ، ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب ، نشر علمی فرهنگی تموم شد. باورم نمیشه تونستم تمومش‌کنم. خیلی طول کشید فکر کنم. ولی یه چالش بود برام اصلا یه چیز عجیبی بودا اولش اینجوری به نظر نمیومد. خوندن تفسیر ها هم حقیقتش ابتدا که شروع کردم خیلی کسل کننده بودن اما کم کم هرچی جلوتر میومدم به نظر برام جذاب تر شد.  اصلا نمیدونم باید چی بگم. فکر کنم هرچی باید در مورد این کتاب میگفتم گفتم تا الان. چیزی که م

ادامه مطلب  

833 : پایان کتاب یادداشتهای زیرزمینی  

یادداشتهای زیرزمینی (با چهارده تفسیر) اثر فیودار داستایِفسکی ، ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب ، نشر علمی فرهنگی تموم شد. باورم نمیشه تونستم تمومش‌کنم. خیلی طول کشید فکر کنم. ولی یه چالش بود برام اصلا یه چیز عجیبی بودا اولش اینجوری به نظر نمیومد. خوندن تفسیر ها هم حقیقتش ابتدا که شروع کردم خیلی کسل کننده بودن اما کم کم هرچی جلوتر میومدم به نظر برام جذاب تر شد.  اصلا نمیدونم باید چی بگم. فکر کنم هرچی باید در مورد این کتاب میگفتم گفتم تا الان. چیزی که م

ادامه مطلب  

طرز تهیه آبگوشت  

طرز تهیه آبگوشتآبگوشت یکی از غذاهای سنتی و قدیمی کشورمان است. آبگوشت سنتی زمانی که در ظرف های سنگی پخته می شود با نام دیزی سنگی
شناخته می شود. مواد اصلی تشکیل دهنده آبگوشت عبارتند از گوشت مخصوص
آبگوشت ، حبوبات و چاشنی های مختلف. با مواد لازم ذکر شده در این آموزش آشپزی می توانید برای ۴ نفر آبگوشت تهیه نمایید. با دستور پخت و طرز تهیه آبگوشت در ادامه با همدوره همراه باشید.مواد لازم آبگوشتگوشت آبگوشتی۵۰۰ گرمنخودنصف لیوانلوبیا سفیدنصف لیوانگوج

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1