چرا یه گوشه دپرس طوری میشینم و با بقیه گرم نمیگیرم چرا انقدر با همه گرم میگیرم و یه گوشه دپرس طوری نمیشینم چرا واسه اشنا خوب بلبل زبونی میکنم چرا واسه ی غریبه لال مونی میگیرم چرا اهنگ شاد گوش میکنم مگه عزادارٍ رفتنش نیستم چرا اهنگ غمگین گوش میدم مگه عروسی دختر همسایه نیست چرا همش تلگرام رفت و امد میکنم چرا انقدر عکس پروف عوض میکنم چرا انقدر عکس پروف میزنم چرا اصلا عکس پروف نمیزنم چرا لست سین ریسنتلیم چرا چندوخته انلاين نیستم چرا همش انلا

ادامه مطلب  

هم قدم باآقاایرج  

سلام میدونی چیه نميشه ادما رو شناخت برای شناخت ادما باید زمان کافی داشته باشی تا بتونی اونا رو بهتر بشناسیبه نظر من ادما رو باید تو سفر شناخت ادما رو تو سختی شناخت ادما شیر خام نوشیدن رو ادما نميشه حساب باز کرد ادما خیلی نامردن ادمو به دوریال چند شاهی میفروشن
ممنونم از همراهیتون
 

ادامه مطلب  

فیلمِ خوب کجاست؟  

چرا تجدید نظری تو ۲۵۰ فیلم برتر نميشه؟اینا چیه ساختن:| یا از اوناست یا نه سر داره نه ته یا انقدر مقواست به شعور خود بازیگری که توش بازی کرده حس میکنم توهین شده:|
یکی بیاد توضیح بده"هتل بزرگ بوداپست"میخاد رسما چی بگه؟!آقا مقواس مقواااا

ادامه مطلب  

دلم از ابر و بارون...  

حوصلم سر رفته:(
هزارتا کار واجب دارم:(
بیشتر از این به تاخیر بیفتن بد میشه و آبروم میره :(
ولی حوصله ندارم:(
دست و دلم به هیچ کاری نمیره:(
مریضیم خوب نميشه:(
کلافه م:(
اعصاب ندارم :(
چهارشنبه رفتم تشییع جنازه ی یه فامیل و... :(
خلاصه که کلا...؛ (؛(؛(

ادامه مطلب  

 

بدیه روزای شلوغ اینه که نميشه گریه کنی یعنی یه جای خلوت بی مزاحم گیر نمیاد که با خاطراتت واشکات تنها بمونی سرم خیلی درد میکنه از بس تو تاریکی سوار موتور تو این سرما گریه کردم  خدایا دیگه هیچی ازت نمیخام فقط یه جای خلوته بی مزاحم واسه اشک ریختن همین....

ادامه مطلب  

یلدای خود را چگونه گذرانده اید؟  

bahare E:موضوع انشاء:یلداى خود را چگونه گذراندید؟
با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم
دیشب یلدا به ما خیلى خوش گذشت .دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم ،فال هم گرفتیم. البته پدرم میگفت شایعه شده كه هندوانه ها را یه كسایى ارزون خریدن و انبار كردن كه گرون بفروشن،به همین دلیل من نخریدم تا با مفاسد اقتصادى مبارزه كنم.مادرم هم گفت: خوب كارى كردى و به من گفت عكس یك هندوانه بكش بگذاریم تو سفره یلدا، منم كشیدم خوشگل شد. مامان گفت: تو روزنامه خ

ادامه مطلب  

 

الان سه روز پشت سر هم بارون میاد دیروز رفتم پیاده روی هوا فوق العاده بود ولی موقع برگشت خیس شدم امروزم گلو درد داشتم هنوز به هوای اینجا عادت نکردم ابشم بهم نمیسازه  کل بعد از ظهر خواب بودم خواهری شب شیفت کار هست با ایلیا کلی بازی کردم شوهر خواهری غذا پخته ولی از طعمش خوشم نیومد 
پ.ن. دلم تنگه داداشی . الانم دلم خونمون میخاد هیچ جا خونه خود ادم نميشه ....

ادامه مطلب  

غمگینم؛ ((  

غمگینم چون دلم یلدا میخواد... 
دلم میخواد مثله قبلنا همه جمع شیم خونه ی بی بی, بگیم بخندیم بازی کنیم بزنیم توو سر و کله ی هم... 
ولی به احتمال 99% نميشه... و هرکس میشینه توی خونه ی خودش؛(
چرا... چرا یلدای من باید تاریک و بلند باشه,
اصلا طولانی ترین شب سال خر است وقتی قرار است تنهاییت را طولانی تر کند و سیاهی اش دلت را انقدر میفشرد تا بترکد[گریه] [قلب شکسته] 

ادامه مطلب  

۹۷.  

اینروزها که ۳۳ سالم تموم شده، یه جوری ام.یه جوری که دوس ندارم سنمو کسی بدونه. می ترسم که روزی برسه بشم همون زن چل ساله ای که به قول بیشتر جامعه دیگه داره پیر میشه. من دوس ندارم پیر باشم. میخام هنوز دلبری کنم اما نمیدونم چی مانعم میشه. حتی دوس داشتن شوهرم هم به نظرم الکی میاد. باورم نميشه که کسی یه زن بالای سی سالو دوس داشته باشه و بخاد باهاش بخوابه. حالم خوب نیس.

ادامه مطلب  

 

 
تلخ ِ .......
تکرارِ پر تکرار این روز های من ...
تلخِ.....
راست میگن ؛ آدم طی گذر زمان بزرگ نميشه .....
آدم یک شبِ بزرگ میشه ِ....یک شب پیرمیشه....مو هاش سفید میشه ....
یک شب برق شیطنت از چشماش کوله بار میبنده و میره که دیگه بر نمی گرده ....
تلخِ ....
دیدن آدم هایی که یروزی تو نردبان بالا رفتنشون بودی ...اما حالا که بالا رفتن و هوا به مغزشون
خطور کرده ...هه "تو را ریز میبینند .....
 
تلخ دیدن ِ مردنِ ،مُرده های زنده!......
 
 
 

ادامه مطلب  

دلنوشته..  

اینکه میدونی ی سری اوضاع احوال عمومی نیس و فقط مختص خوده خودته... خیلی عذاب آوره.. هیییییییییییییی .. نتونی بروز بدی و مجبوری ذره ذره جرعه جرعه نوش جون کنی زهرماری ک دنیا واست تجویز کرده... خدایی خیلی تلخه.. من ک دارم مرتب دردا و غم و غصه هامو میخورم خدا.. پ چرا حالم خوب نميشه ....؟؟؟؟؟؟
 

ادامه مطلب  

 

وامارم نمیریزن بی مادرا ... :|
سعیدم ک نیس رفته کرج وردل خونوادش :( مامانم ک نیس رفته تبریز روضه خاله :(
سارام ک نیس ارومیست :/// هالرم ک تازه فهمیدم با تندکاره :))) اصلا باورم نمیشد یجورایی بدنو ذهنم داشت در برابر باور کردنش مقاومت میکرد اخه اصلا ممکن نبود یهو چی شده اخه :/
الان دیگه توجیه شدم ک اینجور رابطه ها بی منظور نميشه 
خلاصه ایشالام ک رابطشون پایدار باشه... ^___^
سعید خیلی تنهام زود برگرد :((

ادامه مطلب  

طوفان  

در روزهای خوبتان بدانید،بعدا خاطره این روزها شما را دیوانه  میکند... 
اون لحظه هایی ک خونه مامانجون ،شام دور هم جمع میشدیم و چرت و پرت میگفتیم و خاله هی این تو و اون تو میکرد و ما غش میکردیم از خنده  و واسه خرید رفتن دسته جمعی و فرداش خونه خاله رفتن برنامه میچیدیم،و فک میکردیم بهتر ازین نميشه،باید میفهمیدم همه اینا ارامش قبل طوفانه....
وقتی زیادی داره خوش میگذره،باید شک کنم ک ی خبریه...!

ادامه مطلب  

برنامه شب یلدا  

سلام سلام بچه ها چطوره حال شما
خوب شد شما رو دیدم به مدرسه رسیدم
مدرسه جای درسه بچه باید نترسه خخخخخ
چجوریایین بعد چن وقت بلاخره امشب پست میزارم و میخوام یلدای امسالم بترکونم
۵ تا بخش که هم یه جشن کوچیکه واس محسایی داداش قراره بگیرم
یه بخش اون فصل ۴ داستانمونه و ۴ تا بخش اون رازه تا اون روز
پست قبلی هم پاک کردم هنوز نگفتم درخواستمو به محسا
این مهم ترین خواستمه از ابجیم
و هنوزم باورم نميشه نمیتونم بگم ولی شب یلدا میگم بهش انشالله
پس باهم میریم

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید و زیبای امو باند بنام شبت بخیر  

دانلود اهنگ جدید و زیبای امو باند بنام شبت بخیر
Download New Music By EMO Band Called Shabet Bekheyr
 
متن اهنگ امو باند بنام شبت بخیر
 
شبت بخیر تو این شبا که نیستم
بخواب با فکر اون من با چشم خیسم
تموم شبهام صبح میشن با یاد تو
میدونم حتی حال من مهم نیست واسه تو
شبت بخیر ببند چشاتو آروم
میدونم بعد من خوشحالی با اون
نه حتی یاد من رد نميشه از سرت
یه وقتی من بودم تو آرزوی هر شبت
خیلی وقت بود که من نداشمت تو رو
خیلی وقت بود میخواستی بهم بگی برو
رفتم تا کار تو راحت بشه
نفهم

ادامه مطلب  

وفای دختر  

سر، دختر زیبایی را دید، شیفته اش شد،باهم دوست شدند، چند ساعتی باهم توی خیابون قدم میزدند که یک بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز زد، دختر به پسر گفت: خوش گذشت ولی نميشه پیاده راه رفت(بای). نشست تو ماشین ، راننده بهش گفت: خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفأ پیاده شید.  

ادامه مطلب  

یکی بود که دیگه نیست  

کنار سالن ایستاده بودم تا مهندس بیاد و زود! برگردیم شهر.از اتاق ثبت نام اومد بیرون و منو دید. فک کرد من مهندسم.خیلی فرز! دوید جلو و گفت:_ شما باید امضا کنید؟گفتم: نه. مهندس الان میاد.ناخودآگاه چشمم افتاد به پاهاش. دمپایی پاش بود.سریع چادرش رو گرفت جلوتر که دمپایی هاش پیدا نشه.از فقر هیچ چی کم نداشتن. ولی این همه عزت؟!یخ کردم. از خودم خجالت کشیدم. آخه این چه کاری بود؟!به خودم گفتم: اومدی دو دقیقه کمک کنی، یا صد سال «خجالتشون» بدی؟!ما را چه به این ادا

ادامه مطلب  

 

سلام.
ببخشید بابت تاخیر! همینجا بنویسم بهتره دلم نمیاد نقل مکان کنم :| 
چند روز دیگه جراحی دارم، مشکل تنفسیم دیگه پدرم رو دراورده، نمیدونم 
چطور میشه حتما قبلش میگم نگران نشید:) 
ببخشید میترا جونم، عاشقتم عزیزم این حرفا چیه :) دوست با وفای من.
اگه تلگرام داری و خواستی بهم بگو، اونجا در ارتباط باشیم یهو مثل ایندفعه 
غیبتم طولانی میشه و بی خبر از هم نمونیم.
اینم ادرس اینستاگرامم هست اگه خواستید، در ارتباط باشیم.
Instagram: yasmin.1990.j  
میترا جونم نگرانم

ادامه مطلب  

 

امروز دوست داشتم میومدم از پشت بغلت میکردم . دستامو مینداختم دور اون بدن لطیفت ، هی از پشت سرتو میبوسیدم ، موهاتو بو میکردم . 
تو ازم  میپرسیدی تورج واقعا منو دوست داری ؟
منم میگفتم ، آره واقعا واقعا .
بعد تو میپرسیدی یعنی هیچوقت از من خسته نمیشی؟
بعد منم میگفتم ، آدم برای عشقش هیچوقت خسته نميشه . اگرم بشه اون خستگی شیرینه و دلچسب . وقتی خستگیای منو خودت از بین میبری ، اگرم منو خسته کنی ، فقط 10 ثانیه نگاه کردن تو چشمات ، گرفتن دستت ، یا خندیدنت ،

ادامه مطلب  

من میتونم  

شما سریال اسپارتاکوس رو دیدی؟
خاستم بگم اگه ندیدی تایمی که قرار بوده حروم کنی رو سیو کردی ! سریال حول پورن میچرخه! گول اسمشو نخورین.
-------------------------------------------------------------------
+ میگن اگه میخای تو کاری موفق شی مدام باید این ذکر رو بگی: من میتونم. من میتونم حاجی، حتی فکر کردن به نقطه ی مقابل "من میتونم" میتونه نتیجه ی تاسف باری داشته باشه.
پس من میتونم. این یدونه رو میتونم.. تلاشمم میکنم تا کون قوانین افرینش رو بذارم.. خب تموم
تو پرانتزشم اینه: تموم سختیا

ادامه مطلب  

معجزه ای بنام رفیق  

نمیدونم چرا یهو اونقدر خوب نبودن تووجودم رخنه کرده بود  فقط میدونم که خوب نبودم وکوک نبودم مثل همه عصرای پاییزی واین کوک نبودنِ کش پیدا کرده بود تاشب وازسرشب رسیده بود به نیمه های شب و تو یه رخوت مونده بودم یه رخوت کلی...چندبار اومدم بنویسم خوب نیستم وامشب حالم خوب نیس و دردول کنم مثلن ولی ننوشته بودم دلم به نوشتن نرفته بود توشبای طولانی پاییز که مبادا حال بدم منتقل شه که مبادا ...سکوت کرده بودم و خوابیده بودم بعدترش صبح مثل صبح های سه شنبه هم

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچ وقت هیشکیو تودلم راه نمیدم غیر از امیر جونم حتی رحیمم از دلم رفته اون دیروز توشب نشینی حرفایی تو خونه دوستش زد که من خراب شدم یعنی هیچ شدم واینطوری شد که اونی که دیوانه وار عاشقش بودم هم ازم فاصله گرفت همون کسی که اون حرفارو میزد ودلمو می برد گفت که عشق تاریخ دارد باشه قبول کردم تاریخ دارد اما مثل همیشه نتونستم بگم پس چرا حالا که کار از گذشته پی بردی من نمیتونم خودمو ببخشم باورم نميشه تواین سن فریب خوردم لعنت بر هرچی سادگی ونیرنگ رحی

ادامه مطلب  

به آرزو هاتون رسیدید  

این روزا هم میگذرن بدتر از اینارو سپری کردم
ان شالله زود تر اسفند برسه و برم
مهم نیس چه اتفاقایی میفته از اینکه دارم از خودم‌انتقام میگیرم لذت میبرم
کاش میشد اول رابطه ها بنویسه انقضا یک سال 
خوب نیس اینطوری؟
لااقل زندگیتو روش‌نمیسازی ک بعدش بیچاره شی
یه زمانی میگفتم‌تا فوق لیسانس میخونم میشم یه حسابدار واوووو
اخرش فوق دیپلم میرم خدمت و با اینکه هیچی‌از حسابداری بلد نیستم
تا اخر عمر به کارگریم ادامه میدم بد نیستا ناراحتم نیستم
بالاخره

ادامه مطلب  

کسی که خواب باشه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده هرگز نمیشه بیدار کرد!  

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند.یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرهااون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره. گفتند: امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه.مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد. اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد.گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم زیر جعبه مهرهای ن

ادامه مطلب  

کسی که خواب باشه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده هرگز نمیشه بیدار کرد!  

Abji Maryam:گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند.یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرهااون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره. گفتند: امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه.مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد. اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد.گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم زیر جعبه مه

ادامه مطلب  

کنارم بنشین  

خواستم لج کنمبهونه بگیرم و غر بزنم، خواستم از تموم دنیا ایراد بگیرممی خواستم یه جوری این دلتنگی بی صاحب رو حالیت کنمآدم دلتنگ خیلی بی پناه میشهمثل منمثل خود تومن فقط خواستم بگم دلتنگی یه بغضی داره که هرکار هم کنی از بین نمیرهلعنتی تا نیای و نشینی جلومحال دلم خوب نميشه...باید بیایباید باشیباید بمونیباور کن دلتنگی می تونه آدم رو پیر کنهاونقد قوی که تو فکرش رو هم نمی کنیحالا برای رفعشبیا و کنارم بشین...!!
فائزه شبانی

ادامه مطلب  

معرفت یه گوهر نابه که خدا نصیب هر آدمی نمیکنه  

معرفت یه گوهر نابه که خدا نصیب هر آدمی نمیکنه
 
در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛_آقا این بسته نون چند؟فروشنده با بی حوصلگی گفت: هزار و پونصد تومن!پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت:نميشه کمتر حساب کنی؟!!توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم!؛_نه، نميشه!!دوره گرد پیر، مظلومانه با غروری که صدای شکستنش گوشمو کر کرده بود بسته ی نون رو سر جاش گذاشت و از مغازه خارج شد!درونم چیزی فروریخت..

ادامه مطلب  

مرز بین شرک وایمان  

راستش خسته شدم،کلافه ام،هرچی دعا وراز ونیاز می کنم
خواسته ام اجابت نميشه.
هردفعه هم یه شوک یا اخبار بد میرسه.
آخرین شوک چند روز پیش بود که روی سیستم عصبیم اثر گذاشته
واز سمت راست کمروپای راست شل شدم.
به خدا گفتم من بدم با خودم لج کردم دیگه بعد نماز وموقع اذان دعا نمی کنم.
بعدا نوشت: از خدا خواستم منو ببخشد استغفار کردم ودوباره دعاهامواز سر گرفتم.

ادامه مطلب  

جمله های نبش خاطراتی  

کاش میدونستی وقتی این جمله رو میگی چقدر بهم میریزم کاش میدونستی هروقت میگی ش یهو قلبم میریزه یهو تو دلم خالی میشه که وای ینی باز چی شده که چیو دیده و اشتباه برداشت کرده و نتیجه گیری کرده که وای باز چی به گوشش رسوندن
کاش هیچوقت این جمله ای که میتونه پرازمحبت و حس خوب باشه واسم با موضوعات دیگه قاطی نمیشد کاش اون موقع ایی که ناراحت بودی و داشتی دلیل ناراحتی تو واس خودت توسکوتت هضم میکردی تابعدن بشینی باهام حرف بزنی اینو نمیگفتی  حالا که ازگذشته

ادامه مطلب  

کم کم  

کم کم همه چی تغییر میکنه
نه که بگم یهوییا؟!
 نه
کم کم و آروم آروم
دستات براش عادی میشن
دیگه شوقی واسه گرفتنشون نداره
بوسیدنت براش عادی شده
دیگه به ندرت دوستت دارم گفتنشو میشنوی
دیگه از ته دلش قربونت نمیره
دیگه مشتاق دیدن و کنارت بودن نیست
کم کم خیلی چیزا تغییر میکنه
این کم کم تغییر کردنا رفته رفته جونتو میگیره
هیچوقتم عادی نميشه
هیچوقت

ادامه مطلب  

 

 
وقتی از نبود کسی نگرانی و هر راهی رو میری تا از صحت و سلامتش اطمینان پیدا کنی ،
و بعد میبینی این اهمیت دو طرفه نیست !
نمیگم محبت اون آدم برای همیشه از دلم رخت میبنده و میره .. اما میخوام که درمورد این آدم رخت ببنده و بره . مثل زهرا .. 
تمام راه ها رو بستم .. پنجره هارو .. در ها رو ..دیگه نمیخوام ببینمش . 
بی توجه به قسمتی از قلبم که براش میتپه ، دیگه نمیخوام ببینمش .. نمیخوام بهش فکر کنم . واقعا نمیخوام . اون سی خودش ، منم سی خودم .
ماه هاست که دارم میرم ..

ادامه مطلب  

متن آهنگ باس بری  

باس بری
تو دیگه بد شدی باس بری
علاقم کم شده باس بری
نگو دلم تنگ شده باس بری
کارم باهات جنگ شده باس بری
همه چی تمومه تو باس بری
حرفیم نمونده تو باس بری
با تو بودن حرومه تو باس بری
بغض تو گلومه ولی تو یکی باس بری
باس بری اصن شک نکن
اسمتو میزارم به دردنخور
چون فقط جسمت به دردم خورد
بگو چی گفتمو بهت بر نخورد
همش قهر آشتی اه
انگاری با من کل داشتی
الانم که هرشب ولی
اصن معلوم نی چه فازی برداشتی
باس بری چون من نمیکشم
با این که از علاقم بهت نميشه کم
الان را

ادامه مطلب  

الان  

الان که به اینجا رسیده
الان که دلبسته و وابسته شدی
الان که یه لحظه دوری جون به لبت میکنه
الان که نگرانی براش جونتو میگیره
الان که میمیری براش
باید خودتو بزنی به نفهمی
که یعنی نمیفهمی براش عادی شدی
که یعنی نمیفهمی دیگه براش مهم نیستی
که یعنی نمیفهمی دیگه برای کنار تو بودن تلاش که نمیکنه هیچ ازت دوری هم میکنه
که یعنی نمیفهمی رفتارش باهات سرد شده
که یعنی نمیفهمی دیگه برای با تو بودن هیچ تلاشی نمیکنه
که یعنی نمیفهمی دیگه با تو بودن لذت قبلا رو وا

ادامه مطلب  

خودم!معذرت:)  

خیلی سعی کردم ب این مسئله فکر نکنم..
ولی نميشه یِ مسئله کلّ زندگیِ آدمُ گرفته باشهُ آدم بتونه خیلی
راحت ذهنشُ ازش منحرف کنه:)
...
+رابطم با خانوادم افتضاحه:)
خیلی مواقع احساس میکنم دارن تحملم میکنن وگرنه از خداشونه
کِ چرتُ پرتامُ نشنون..بگذریم کِ معمولن من طاقت یِجا بودنُ ندارم باهاشون...
عقیده هامون هیچ جوره نمیخوره بِهَم...
مامانم همیشه دوس داشته چیزی کِ میخواد باشمُ ببینه..
نه چیزی کِ هستم..!
نمیگم محدودم میکنه...چون با این به اصطلاح "محدودیت" کن

ادامه مطلب  

راهکار چیه؟  

بزرگترین حسرت زلاتان این بود که کاش میتونست با همین سطح مهارت و دانش برگرده عقب! تو آخرین مصاحبش گفته. دقیقا دقیقا دقیقا مثل بزرگترین حسرت من.
ولی چرا؟ نه منظورم این نیست که چرا. چراش که معلومه
باید چکار کرد که فردا حسرت دیروز رو نخورد؟ یا دوسال بعد به امروزت فکر نکنی؟
آدم فقط در یه صورت حسرت میسوزنتش اونم وقتی که دست خودش بوده و انجام نداده.
من ولی هرچی فکر میکنم میبینم دست خودم نبوده همین آرومم میکنه. خب حالا الان چیکار میتونم بکنم که بعدا حس

ادامه مطلب  

 

شب یلدا که میشد بابام می گفت یلدا سه شبه هول برتون نداره ،کنجد و شکر رو آماده می کرد گاز پیک نیک می ذاشت بغل دستش اینطور شب ها خونمون حال هوای عجیبی داشت وقتی بابا می شست تو ایوان پشت گاز پیک نیک حال هوای عجیبی داشت من فقط از اون شب سرما یادمه و تنبلی که حاضر نمی شدم گوشه ای از کار رو بگیرم دیوار کوتاه عمو جان منطقه ارتباطی بود بابام به مامان می گفت محترم امشب دیر کرده محترم یه خانم گیلانی بود با یه دنیا قدرت یه شیر زنی بود که بعد فوت عموم همیشه ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1