کتاب «دختری در قطار»؛ نوشته پائولا هاوکینز  

«دختري در قطار» که در سال 2015 یکی از رمان‌های پرفروش دنیا به شمار می‌رفت، با آغاز سال 2016 نیز روند خود را طی کرد. به طوری که طبق گزارش‌‌های اعلام شده با داشتن 10 هفته پرفروش، در صدر ديگر عناوین قرار دارد. انتشار این اثر در سال گذشته سبب شد تا رکورد فروش افسانه‌ای هری پاتر شکسته شود.
«دختري در قطار» نه‌تنها یک رمان مهیج و پلیسی، بلکه تریلری روان‌شناسانه است، که موفق شد خیلی زود رکورد پرفروش‌ترین‌هایی چون هری پاتر را بشکند و همچنان در صدر باق

ادامه مطلب  

معرفی کتاب جین ایر  

رمان جین ایر بر اساس نظر اکر منتقدان و همچنین مخاطبان عمومی بهترین رمان تربیتی نوشته شده دنیا  می‌باشد. که در اینجا به صورت مختصر به معرفی این کتاب و معرفی داستان آن به صورت کوتاه پرداخته شده است. رمان‌های تربیتی به داستان‌هایی گفته می‌شود که شخصیت اصلی و یا چند شخصیت از داستان در طی زمان و روند داستان دچار بلوغ فکری شده و به عبارت بهتر از اتفاقات رخ داده در پيرامونشان و همچنین تجربیاتشات درس‌های بزرگی می‌گیرند. از جمله برجسته ترین رما

ادامه مطلب  

رمان  

بسم الله الرحمن الرحیم
رنگهامحو میشوند و آدمها ناپيدا وهمه جا سکوت مطلق وقتی تو به من نگاه میکنی...کاش می شد...تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم! آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای...که ديگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پيدا کنم برای نوشتنت...من از توهیچ نمیدانم...من نمیدانم حتی اسمت چیست؟!من نمیدانم چشمانت چه رنگیست؟!نمیدانم در قلبت چه میگذرد...حتی نمیدانم وقتی حرف میزنی صدایت چگونه است؟!نمیدانم...نمیدانم...هیچ نمیدانم از تو...هیچ نمیدانم از ت

ادامه مطلب  

معرفی کتاب دکتر جکیل و آقای هاید  

دکتر جکیل و آقای هاید (به انگلیسی: Strange Case of Dr Jekyll and Mr Hyde) رمانی کوتاه است که توسط نویسنده اسکاتلنديبه نام رابرت لوییس استیونسون در سال ۱۸۸۶ در لندن منتشر شده است.
در این رمان دکتر جکیل، که به مبحث دوگانگی شخصیت علاقه‌مند است، دارویی برای جدا کردن جنبه‌های خوب و بد انسانیش می‌سازد. از جنبه‌های بد  فردي به نام آقای هاید پديد می‌آید که دست به اعمال جنایتبار و حتی قتل می‌زند. در پایان دکتر جکیل که ديگر نه قادر به کنترل آقای هاید است و نه

ادامه مطلب  

کارهایی که دارم دنبال میکنم  

الان در کنار کار اصلیم:
LED
خورشیدي
بهینه سازی انرژی
تجهیزات پزشکی
نیروگاهی
را کم و بیش دارم دنبال میکنم ولی قطعا محدودشون خواهم کرد.
الان بحث مالیات و جداشدن دو نفر از شرکت خیلی جدي و آزادهنده شده که امیدوارم این مشکل رفع بشه.
تو زندگی یاد گرفتم جوگیر نشم و زود امیدوار و ناامید نشوم... و این مشکل را باید تو این سن حل کنم.
واقعا دلم میخواد کتاب بخونم دلم میخواد رمان بخونم و برم تاتر...
این روزا کنسرت هم رفتم و خوب بود ولی انقدر عجله دارم تو زندگی که

ادامه مطلب  

دونیا ادبیاتی. دانيل استيل  

 
 
 
دانیل استیل
 
 
 
 
 
 
آمئریكادا نیویورك شهرینده 1949 نجی ایلده ایشیق دونیایه گؤز آچدي. آمریكادا دوغولموش اولسادا اوشاقلیق ایل لری‌نین چوخونو فرانسادا كئچیرتدي. دئمك‌ اولار یئددينجی كیتابی‌نین چیخیشینا قده ر كیمسه اونون  قودرتلی بیر یازیچی اولدوغونو  آنلامامیش دير.
1981 نجی ایلده آمئریكا اونیورسیت‌لری‌نین بیری دانیل استیل خانیمی دونیایه تاثیر بوراخان 10 قادين دان بیری اولاراق آدلانديردي و نیویورك تایمز گونده‌لیك نشریه سی ده  1984

ادامه مطلب  

 

سلام دوستان گلم آبجیام و ...
ببخشید دير به دير آپ میکنم  کلا این یه ماه بلا از زمین آسمون میریزه
نتمون که هی قطع و وصل میشد بعد ديگه که به لطف خدا کلا قطع شد ديگه حتی نتونستم بیام تو وب خوشملم هییی بعد ديگه زنگیديم به یه کارشناس که از طرف مخابرات بیاد اومد یه چند دقیقه نشست  بعد مامانم اومد گفت پاشو برو یه رمز جديد برای وایفا انتخاب کن برو ديگه منم رفت پيش مرده یه سلام کردم بعد ديدم رمز وایفا رو نوشت داد دستم گفت بیا اینم رمز وایفا یه نگاهی بهش کر

ادامه مطلب  

و این منم دختری در آستانه امتحانات نفرین شده بهاری...  

لعنت به گوگل کروم گوشی که تا از برنامه میری بیرون ریفرش میکنه!!!!
فقط دارم به خاطر تو تحمل میکنم هیچی بهشون نمیگمااااا...H.A گرامی...
الان اومدين تو وبم می بینین وااااو پست جديد ...حتما آخرالزمان رسیده...
 پاشین پاشین اسپند دود کنین گلتون اومده...

ادامه مطلب  

اصول نوشتن رمان  

مرحله اول
یک ساعت وقت بگذارید و داستان خود را در یک جمله خلاصه کنید. چیزی مانند این: « یک فیزیکدان شرور تلاش می کند تا در زمان به عقب باز گردد تا عیسی مسیح را به قتل برساند» (این خلاصه اولین رمان من است) این جمله همیشه به شما خدمت خواهد کرد. این یک تصویر بزرگ است مانند اولین مثلث از آن مثلث هایی که یک دانه برف زیبا را می ساختند.
بعد ها وقتی که می خواهید کتاب خود را پيشنهاد بدهید، این جمله باید در ابتدای آن قرار گیرد. این همان چیزی است که به فروش کت

ادامه مطلب  

به سلامتی...  

 
به سلامتی دختري که / شب عروسی دوست پسرش میرقصه و دست هاشو میندازه رو شونه
عروس… میگه مواظب داداشم باش…
به سلامتی سربازی که تو ایست بازرسی شیشه مشروب رو ديد به فرماندش چیزی نگفت
فقط گفت یه پيک به سلامتی عشقم بزنید،،،،که امشب عروسیشه
بسلامتی سربازی که باحقوق خدمتش
واسه دوست دخترش مانتو خرید!!!
ولی دوست دخترش دکمه هاشو واسه یکی ديگه باز کرد

ادامه مطلب  

چالش  

اگه ماشین بودم:الانترا
 
اگه صفت بودم:مهربون(البته هستم:))
 
اگه رنگ بودم:صورتی
 
اگه هوا بودم:بارونی
 
اگه میوه بودم:توت فرنگی
 
اگه حیوون بودم:همستر
 
اگه رمان بودم:اگه گفتی من کیم؟
 
اگه خواننده بودم:میلاد راستاد
 
اگه ساز بودم:گیتار
 
اگه بازیگر بودم:شهاب حسینی و محمد رضا گلزار
 
اگه فیلم بودم:دلشکسته
 
اگه بازی بودم:هفتلو خبیس(یه جور بازی با پاسور)
 
اگه هنر بودم:موزیسین(درست نوشتم؟)
 
اگه شغل بودم:مهندس کامپيوتر
 
اگه شهر بودم:پاریس و استام

ادامه مطلب  

قسمت سوم  

نگاهی به دور و بر اتاق کردم ، بیش تر شکل یک سوئیت کوچک بود تا یک اتاق . همه چیزی سفید بود از ديوار گرفته تا سرامیک ها ، درها و پرده ها ، همه و همه سفید بود حتی تختی که در وسط اتاق قرار داشت و مردي که با ملافه ی سفید بر روی آن خوابیده بود و این سفیدي همه چیز را ترسناک کرده بود خیلی ترسناک درست مانند اتاق ارواح .
سوگل خانم به سمت تخت رفت و گفت : بیا مادر ، بیا تا برات بگم .
آرام قدم برداشتم و به سمت تخت رفتم . مردجوانی بر روی تخت خوابیده ، آقای حامین محتش

ادامه مطلب  

"انگار ١٢و٣/٤ ساله بودن بس نبود كه حالا مادرم هم مي خواهد نامزد رياست جمهوري شود"  

دلایل این كه مامان نباید نامزد ریاست جمهوری شود:
١مامان مجبور خواهد شد با یك میلیون نفر دست بدهد. و ممكن است یك مریضی وحشتناك بگیرد. مثل همان كه برای رییس جمهور سریال ٢٤ اتفاق افتاد. 
٢الان كه دقیقا بدترین قیافه را دارم، عكاس ها برای عكس گرفتن از من صف كشیده اند. مامان نمی توامد صبر كند تا من این مرحله ی ناجرز را رد كنم بعد نامزد ریاست جمهوری شود؟ مثلا وقتی سی سالم شده باشد؟ 
٣ و مهم ترین دلیل برای این كه مامان نباید نامزد انتخابات شود این است ك

ادامه مطلب  

روز بيست و پنجم  

زادروز آقای صدا مبارك...
اگه از من بپرسن بهترین خواننده ایران، بدون شك یا مقایسه درجا میگم ابی
با همه آهنگ هاش تقریبا خاطره دارم و اكثرش رو اینقدر گوش دادم كه از برم
وقتای كه عاشق شدم و دنیا برام رنگ ديگه بود، تا وقتی كه عشقم هديه رو وا نکرده پس فرستاد با اینكه آخرین بار بود كه ازش خواستم عاقل شه ديوونه
وقتایی كه تو آسمون زندگیم ستاره بودش بیشمار تا وقتایی كه محتاج بودم و جاش خالی بود، آخ كه اگه نرفتی بودش جاده پر از ترانه كوچه پر از غزل بود به س

ادامه مطلب  

قسمت نهم  

برنا به پشت سر ما نگاهی انداخت و ناگهان لبخند بر صورتش نقش بست و به دنبال آن صدای سوگل خانم آمد: کجا بپرد ؟
من هول شدم و به عقب برگشتم و گفتم : کی ؟ چی؟ کسی نمی خواهد بپرد .
برنا: اِ چرا داری دروغ میگی ؟ سوگلی این دو نفر می خواستند من را از بالکن بیندازند داخل باغ که شما به دادم رسیديد .
از سوگل خانم خجالت کشیدم ، حتما الان با خودش می گوید نگاه کن این دختر یک روز نشده که آمده داخل این خونه بعد این جور آشوب به پا کرده اما بر خلاف تصورم سوگل خانم گفت : خو

ادامه مطلب  

چهل و پنج ثانیه  

تو نمیدونی ای که ما مجبوریم گوش بديم هانا؟ اون یه قصه بود. قصه ی من. قصه ی توهمش قصه بود. روزی روزگاری دختري بود که تصمیم گرفت نمیرد. و در مورد تو، بمیرد. یه قصه قصه س. اهمیتی نداره چقدر خشن، تهوع آور، لزج، بدبو و بیمزه ، بی معنی، و واقعیه. چون یه قصه قصه س و همرو به دام میندازه. وقتب تو میگی به من گوش کنین. و اهمیتی ندار ه تو کسی هستی که اینو میگی یا اینو می‌شنوی. چون قصه قصه س و قصه همرو به ام میندازه. حتی کسی که اونو تعریف می کنه. و برای قصه اهمیتی ن

ادامه مطلب  

داستان1  

معلم زبان فرانسه ام میگفت اگر به فرانسه بروی نمیتوانی راحت زندگی کنی و میگفت که او میگفت که باید زبان فرانسه ات قوی باشد تا بتوانی راحت به فرانسه بروی .پسری را در فامیلم ديدم که سخت عاشقش شدم اما سخت نمیتوانستم بگویم که عاشقش هستم او را فراموش کردم تازه درک میکنم که چه قدر ادم های ديگر سختی کشیذند .امروز در اینستا گرام بودم سپس پسر خاله ام در اینستا گرامم امد و گفت که حالم خوب نیست من به او چیزی نگفتم و گفت که یک مشاوره املاک زده پسر خالم.
امروز

ادامه مطلب  

ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون!  

ای فلک بس کن ديگه آتیش نسوزون! روی زخمامون ديگه نمک نپاشون!
ای فلک ای بانی افسونگری ها ! با دلم کمتر کن این بازیگری ها!
زندگی شوخیش گرفته؟لطفا بس کنه!دانشگاهی که میخوام قبول شم برای اولین بار رشته انیمیشن رو اضافه کرده ولی از دانش آموزای کامپيوتر کسی رو قبول نمیکنه...مثلا فرض کنید بچه های کامپيوتر نشسته باشن بچه های انیمیشن هم نشسته باشن بعد اسم منو توی بچه های کامپيوتر بخونن :| فکر کردن بهش باعث میشه اعصابم خورد بشه!
توی منطقه ای که ما زندگی می

ادامه مطلب  

سایه از محمد علی بهمنی  

شعر زیبای سایه از محمد علی بهمنی :
.....
درخت با همه ی کهن سالی از من جوان تر استدر رازش مینشینم
گنجشکانی هستندگنجشکانی می آیند
خانواده ای هستخانواده ای می آید
مادری در تاب سایه , خوابآواز می خواندگنجشک ها جیک نمی کشند
کودکی , سایه ای را خم می کندگنجشک ها جیک می کشند
دختري در سایه ای روان چهره می شویدپسری چند سایه آنسو تر,مشتی زیبایی می نوشد
گنجشکی دگر می آیدخانواده ای دگر فرش می اندازند
مدت هاست کسی به سراغم نیامده
درخت با همه کهن سالی از من جوان

ادامه مطلب  

شاید یک نفر را کشته باشم1  

اسم من جینا رابرتسون بود. حالا تیا ویزارد است. بی هیچ دلیل خاصی . به خاطر این که از جادوگرها خوشم می آید. به دلایل واضح. موهایم قبلا بور بودند. حالا مشکی اند. بی هیچ دلیل خاصی. چون خوناشام هارا دوست دارم. به دلایل واضح. قبلا ورزشکار بودم. خندان، مصمم و منطقی. از آن بچه هایی که جلوی کلاس می نشینند. با ترديد حرف نمی زنند و به همه ی پارتی ها دعوت می شوند. همیشه. و یک چیز را نمی توانستم تحمل کنم:ضعف. حماقت، عقب نشینی یا هرچه اسمش را می گذارید. حالا بدنم سس

ادامه مطلب  

ادیان و مذاهب تنها بدنبال استحمار پیروانشان هستند )  

تاراس بولبا، نام رمانی است اثر نیکولای گوگول، نویسندهٔ روس. این رمان حال و هوایی حماسی دارد، که از روح ملت روس برمی‌خیزد. طبع وحشی و بدوی ملت اسلاو، موضوع اصلی این اثر حماسی است، که گوگول در این رمان نشان می دهد درعین حالیکه تا ابراز محبتهای هیجان‌انگیز و سرشار از عظمت می تواند تعالی یابد، تا حد روی آوردن به قتل و غارت سقوط می کند. تاراس بولبا که یک قزاق روس است، در جنگ تمام اصالتهای انسانی خود را از دست میدهد، و حالت سبعیت و درندگی پيدا کرده

ادامه مطلب  

کتابخانه ی مرجع  

با هر بدبختی که بود،از دانشگاه ارشد برای کتاب خانه  دانشگاه های شهرم  نامه گرفتم،یکی پيام نور نزديک خودمان،و ديگری دانشگاه محبوب خودم.باآنکه می دانستم با توجه به منابع رشته ام و کتایهای موجود،دانشگاه پيام نور به کارم می آید اما آن وابستگی نامرئی مرا به سمت آن خاطره ی کده ی سبز رنگ کشاند.کارت کتاب خانه که رديف شد و یک کتاب رمان که امانت گرفتم بی معطلی رفتم سالن کتابهای مرجع.انگار زمان توی آن سالن دوست داشتنی پر از کتاب وپایان نامه توی همان ر

ادامه مطلب  

قسمت هشتم  

باراد هم به نشانه ی تاسف سری تکان داد و گوشه ی تخت نشست و به من که ایستاده بودم اشاره کرد و گفت : بفرمایید بشینید ، راحت باشید . 
تشکری کردم و روی همان صندلی قبل نشستم .
برنا: بهتر هست که بریم داخل اتاق و آن جا حرف بزنیم .
اراد سری تکان داد و از جا بلند شد . در اتاق باز بود و برنا مثل گوساله سرش را پایین انداخت و داخل شد اما باراد و کنار در ایستاد و با دست اشاره کرد اول من داخل شوم . من هم با حرکت سر تشکر کردم و وارد اتاق شدم و روی تخت نشستم . باراد هم بعد

ادامه مطلب  

قسمت چهاردهم رمان گیتا  

 با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم. ای خدااااااا به منه بدبخ یه پولی بده ديگه محتاج ماشین ددي نباشممممم
بلند بگو الهی آمییییییییییییییییین
با بدبختی ازجام پاشدم کوله مو برداشتم الکی پلکی توشو پر کردم.از بس چشام خواباآلود بود نفهمیدم چی پوشیدم فقط فهمیدم لباس پوشیدم
یه برگه از روی میز برداشتم یه نامه طویل نوشتم و به نوعی خانواده ی محترم رو تو عمل انجام شده گذاشتم.
با کم ترین صدا ماشین رو از پارکینگ درآوردمو دِ برو که رفتیییییییییییییم
ساعت5 ص

ادامه مطلب  

قسمت سیزدهم رمان گیتا  

عقربه ساعت روی 2 بود.یعنی خاک برسر جوگیرم کنن هی جوگیرجوگیر زیاد لوس نشدم حالا فردا مجبوریم با اتوبوس بریم رودبار بدون هیچ سروصدایی نهایت آپشنی که داریم هندسفری باید نق نق بچه ی مماغوی کناری و گرمای هوا و اینا رو تحمل کنیم....
با صدای زنگ گوشیم پریدم هوا
مهسا بود.
-ها مریض روانی
مهسا-درد روانی سوئیچو گرفتی؟
-ای کوفت از ساعت10 دارم توضیح میدم ننننننعععععع ندااااااد
مهساا- کوفت به شکمت عربده نزن چشتو کور کرد نداد
-مالیخولیا اگه ایجوره فردا از همه

ادامه مطلب  

1075)  

بچه که بودم هم بازیهای زیادي داشتم ؛دختر عمه پسرعموها دخترخاله ها پسر خاله 
و....
اما هیچ کدومشون مثل بعضی از دوستیهایی که بامثلا یه فامیل دور که همیشه نبود 
ویا مثل هم بازی بودن خیلی خیلی کوتاه مدتم با زهرا که دختر همسایه ی خاله ی مادرم بود نبود؛
یه احساس همدلی خاص که با هر کسی بهت دست نمی ده ؛ 
بچه که بودم یه سری اسمارو همش قاطی می کردم و من جمله این اسما 
زهرا و سارا بود ؛
تو خونه ی یکی از خاله های مادرم که الآن هم اون خاله ی مادرم به شدت مریضه 

ادامه مطلب  

معرفی رشته های کاردانش  

 
   همان طور که می دانیـد آمـوزش متوسطه ی دوم در
سه سطح:
   1-نظری(ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی)
   2-کار دانش (صنعت، خدمات، کشاورزی)
   3-فنی و حرفه ای (صنعت، خدمات، کشاورزی)
صورت می گیرد. در اینجا رشته هـای مختلف کار دانش
معرفی می گردند،با این توضیح که ممکن است بعضی
رشته ها در منطقـه ی شما ارائـه نگردنـد و نیـز بعضی
رشتـه ها به کلی حذف شده باشنـد و یا در هم ادغام
شده باشند.
 
   صنعت
   
   برق(مـکاتـرونیـک،کنتـرل، الکترومـکانیـک، ال

ادامه مطلب  

حظه را توی لحظه قاب بگیر  

از گلیمم درازتر شده است
قسمتی از زبان من عربی ست!
هیچ چیزی نگو! مواظب باش!
شعر من گریه کرده و عصبی ست
دردها را چگونه شرح دهم؟!
ترسناک است یا که بی ادبی ست
 
 
تو که از جنس ململ صبحی!
ای پر از خواب کاشی آبی!
تو که عطر و گلاب می رینی!
تو که شب با زنت نمی خوابی!
ای مودب! تمیز! خوب! قشنگ!
ای مخاطب‌نمای قلابی!
 
دوستدار کتاب های کلفت!
شعر ویژه برات خواهم گفت:
.
توی چشمت شراب شیراز است
جنس لب هات شهد و قند و عسل
بستری ساز از گل و لبخند
تا خود صبحگاه، بوس و بغل
نغ

ادامه مطلب  

معرفی رشته های فنی و حرفه ای  

 
   همان طور که می دانید آموزش فنـی حرفـه ای هم
در سه زمینه ی صنعت،خدمات و کشاورزی برای دوره 
دوم متوسطه داوطلب می پذیرد.
   تفاوت عمده ی فنی حرفه ای با کار دانش،مربوط به
ادامـه ی تحصیـل در این رشتـه هـا تا مـقطـع کاردانـی
است، یعنی اگر شما وارد هنرستانهای فنی حرفه ای
شویـد می توانیـد تا 5 سال در آن رشتـه تحصیـل کرده
و فوق ديپلم بگیرید.
   در اینجا به معرفی رشته های شاخه فنی حرفه ای
پرداخته ایم.عنوانهای داخل کمانـک ها،گرایش های آن
رشته

ادامه مطلب  

زندگینامه ی رونالدو  

کریستیانو رونالدو از آندرینیا تا رئال مادرید....!!!
 کریستیانو رونالدو دوس سانتوز آویرو در ۵ فوریه سال ۱۹۸۵ یا همون ۱۶ بهمن سال ۱۳۶۴ در خانواده‌ای فقیر در  مدریا یکی از  
جزایر کشور پرتغال در نزديکی شهر لیسبون به دنیا آمد .او دو خواهر بزرگتر از خودش با نامهای الما و   لیلیانا کاتیا و یک برادر
کوچکتر به نام هوگو  دارد .
 
او ازخردسالی به فوتبال علاقه داشت و اون رو پاتریک کلایورت صدا میزدن به خاطر علاقهٔ زیادي که به اون داشت او
در  تیم‌های مختل

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای خوش رقصی کردن!  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای آموزش خوش رقصی !  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

مصاحبه با نفرات برتر کنکور 1395  

مصاحبه با محمد احمدي رتبه 1 کنکور تجربی 95به طور متوسط روزانه بین 10 تا 12 ساعت را به مطالعه اختصاص می‌دادم، داوطلبان کنکور باید به اندازه هدف خود تلاش کنندمن فارغ‌التحصیل رشته ریاضی هستم که در سال 91 در کنکور ریاضی رتبه 3 را کسب کردم و در رشته‌ی مهندسی برق دانشگاه شریف سه سال تحصیل کردم.پس از انصراف از این دانشگاه برای کنکور تجربی شروع به درس خواندن کردم. درس خواندن برای کنکور تجربی را از مهر آغاز کردم که 70 تا 80درصد وقت را به درس زیست‌شناسی از

ادامه مطلب  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید

حضور پررنگ و بی حساب و کتاب سایت های خانوادگی در اینترنت باعث سردرگمی خانواده ها برای مراجعه به لینک های مفید و غیرمخرب شده است.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، فضای مجازی دنیایی است پر از اطلاعات و داده های مفید و مضر. یکی از دغدغه های خانواده ها هنگام استفاده از اینترنت در خانه انتخاب پایگاه های مناسب برای همه اعضای خانواده است. در این مطلب چند پایگاه مفید خانوادگی معرفی شده اند.خا

ادامه مطلب  

جعفر صابری/ عشق یا ترس  

جعفر صابری/ عشق یا ترس
 
عشق یا ترس
زن خجل بود و مرد شرمنده از بیان بعضی جمله ها و من غوطه ور در خاطرات نوجوانی ،یادم هست کلاس  پنجم دبستان بوديم که نمایش نامه ای را در سالن مدرسه اجراء می کرديم قرار بود بلیط نمایش نامه ها را بین مدارس ديگر بفروشیم و من با طرحی که دادم قرارشد به شاگرد اول  مدارس ديگر بلیط رایگان بدهیم و می دانستم دختري که دوست دارم شاگرد نمونه کدام مدرسه است وبه همراه دوستم  یک دسته بلیط را برديم برای مدرسه آنها و به مديرشان تو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1